﻿WEBVTT

00:01:01.999 --> 00:01:22.000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

00:01:26.500 --> 00:01:29.659
کيست ؟ -
.هه، جواب با توست؛ ايست، شناسايي بده -

00:01:29.830 --> 00:01:31.829
!زنده باد پادشاه

00:01:32.000 --> 00:01:33.899
برناردو ؟ -
.آري -

00:01:34.060 --> 00:01:37.359
.درست سر وقت آمده‌ايد

00:01:40.100 --> 00:01:42.800
،هم اکنون ساعت دوازده بار زنگ زد
.برو بخواب، فرانچسکو

00:01:42.959 --> 00:01:44.760
.از اين تعويض پاس بسيار ممنونم

00:01:44.929 --> 00:01:46.799
،سرماي سختي است
.و دلم آشفته است

00:01:46.960 --> 00:01:50.159
در نگهبانيت خبري نبوده ؟ -
.يک موش هم نجنبيده -

00:01:50.330 --> 00:01:51.630
.خوب، شب خوش

00:01:51.799 --> 00:01:55.559
اگر "هوراشيو" و "مارسلوس" را ديدي
.که با من پاس مي‌دهند، بگو عجله کنند

00:01:55.730 --> 00:01:57.599
گمانم صداي پايشان را مي‌شنوم
ايست! هان! کيستي؟

00:01:57.760 --> 00:02:00.700
.دوستان تو-
.و شهروندان دانمارکي-

00:02:00.859 --> 00:02:02.429
.شب‌تان خوش

00:02:02.600 --> 00:02:04.759
،خدا به همراه، سرباز شريف
پاس را که از تو تحويل گرفت؟

00:02:04.930 --> 00:02:06.900
،برناردو به جاي من آمد
.شب‌تان خوش

00:02:07.059 --> 00:02:09.200
.آهاي برناردو -
حرف بزن، چه! هوارشيو هم آمده ؟ -

00:02:09.359 --> 00:02:11.259
.اي، کم و بيش

00:02:11.529 --> 00:02:13.499
،درود، هوراشيو
.درود، مارسلوس عزيز

00:02:13.660 --> 00:02:16.360
به من بگو، باز هم آن چيز امشب ظاهر شد؟-
.من چيزي نديده‌ام-

00:02:16.529 --> 00:02:20.200
هوراشيو مي‌گويد توهم خود ماست
...و بس، نمي‌خواهد حرف ما را باور بدارد

00:02:20.359 --> 00:02:23.160
درباره‌ي آن منظره‌ي ترسناکي...
.كه دو بار ديده‌ايم

00:02:23.329 --> 00:02:27.100
از اين رو به اصرار از او خواسته‌ام
...که دقايق اين شب را با ما به نگهباني بگذراند

00:02:27.259 --> 00:02:32.630
،تا اگر آن شبح باز بيايد...
.بتواند ديده‌ي ما را تصديق کند و با آن سخن بگويد

00:02:32.799 --> 00:02:35.230
.به اه ! پديدار نخواهد شد

00:02:35.399 --> 00:02:38.160
شما که گوشتان
...در برابر داستان ما اين همه دير باور است

00:02:38.360 --> 00:02:41.760
کمي بنشينيد...
.تا يک بار ديگر بگوييم در اين دو شب چه ديده‌ايم

00:02:41.929 --> 00:02:45.759
خوب، بنشينيم
.و به سخنان برناردو در اين باره گوش کنيم

00:02:46.260 --> 00:02:48.530
...همين ديشب

00:02:48.699 --> 00:02:51.229
هنگامي که آن ستاره...
...که آنجا در باختر قطب است

00:02:52.229 --> 00:02:54.700
...در مدار خود اين بخش آسمان را...

00:02:54.859 --> 00:02:55.960
...که اينک در آن مي‌درخشد، روشن کرد...

00:02:56.129 --> 00:02:59.660
،مارسلوس و من...
...به صداي زنگ ساعت يک

00:02:59.829 --> 00:03:02.460
،هيس، ساکت
.نگاه کن دوباره از آنجا مي‌آيد

00:03:09.159 --> 00:03:12.459
.درست به همان هيئت شاهي که در گذشت -
.هوراشيو، تو درس خوانده‌اي؛ با او حرف بزن -

00:03:12.630 --> 00:03:13.990
آيا شبيه شاه نيست ؟

00:03:14.159 --> 00:03:15.160
.درست توجه کن هوراشيو -
.خيلي شباهت دارد -

00:03:15.329 --> 00:03:16.929
.مرا با ترس و حيرت شکنجه مي‌دهد

00:03:17.100 --> 00:03:19.160
.ميل دارد با او سخن بگويند -
.هوراشيو، ازش چيزي بپرس -

00:03:19.329 --> 00:03:23.229
چيستي تو
...که اين وقت شب را غصب کرده

00:03:23.400 --> 00:03:25.630
...هيئت زيبنده و جنگ‌آورانه‌اي را...

00:03:25.799 --> 00:03:29.600
که گاه اعلي‌حضرت پادشاه در گذشته‌ي دانمارک
در آن ظاهر مي‌شد، بر خود بسته‌اي ؟

00:03:29.759 --> 00:03:31.359
.بخاطر خدا، سخن بگو

00:03:31.530 --> 00:03:33.700
.بدش آمد -
.ببينيد! دور مي‌شود -

00:03:33.859 --> 00:03:36.929
!بمان، حرف بزن! چيزي بگو! به تو امر مي کنم، حرف بزن

00:03:37.129 --> 00:03:38.859
.رفت، و پاسخي نخواهد داد

00:03:39.030 --> 00:03:41.029
،ها ؟ هوراشيو
.مي‌لرزيد و رنگتان پريده است

00:03:41.200 --> 00:03:44.029
آيا اين چيزي وراي وهم و خيال نيست؟
در اين باره چه فکر مي‌کنيد؟

00:03:44.200 --> 00:03:46.760
...خداي من گواه است، نمي‌توانستم باورش بدارم

00:03:46.929 --> 00:03:49.499
اگر ضمانت محسوس و درست...
.چشمان خود من نبود

00:03:49.660 --> 00:03:53.030
آيا شبيه شاه نيست ؟ -
.همان قدر که تو شبيه خودت هستي -

00:03:53.199 --> 00:03:57.260
با همان خود و زرهي که هنگام رزم
.با شاه گردن‌فراز نروژ به تن داشت

00:03:57.429 --> 00:04:00.100
با همان پيشاني پرچين
...هنگامي که در آن نبرد سخت

00:04:00.259 --> 00:04:02.400
لهستانيان را با سورتمه‌هايشان...
.روي يخ تار و مار کرد

00:04:02.559 --> 00:04:03.929
.عجيب است

00:04:04.100 --> 00:04:06.260
،دو بار تا کنون
...درست در همچو ساعت خاموشي از شب

00:04:06.429 --> 00:04:08.530
با همين گام‌هاي مردانه...
.هنگام نگهباني از برابر ما گذشته است

00:04:08.699 --> 00:04:13.059
،به درستي چه بايد انديشيد
...نمي‌دانم

00:04:13.230 --> 00:04:16.360
...ولي روي هم رفته بر اين عقيده‌ام...

00:04:16.529 --> 00:04:20.199
.که براي کشور ما خبر از آشوب‌هاي شگرف مي‌دهد...

00:04:21.729 --> 00:04:24.659
،خوب، بنشينيم
...و آنکه مي‌داند، برايم بگويد

00:04:24.830 --> 00:04:27.659
...چرا اين نگهباني دقيق و بس جدي...

00:04:27.830 --> 00:04:30.330
شب‌ها مردم اين کشور را...
...در زحمت مي‌افکند‌ ؟

00:04:30.499 --> 00:04:32.829
براي چه هر روز...
...آن همه توپ‌هاي مفرغين مي‌ريزند

00:04:33.000 --> 00:04:35.000
...و چرا آن همه مصالح جنگي وارد مي‌کنند...

00:04:35.159 --> 00:04:37.799
،و اين همه کارگران کشتي‌ساز...
...که کار توانفرسايشان

00:04:37.960 --> 00:04:39.989
يک‌شنبه‌ها را با ديگر روز‌هاي هفته...
درآميخته، براي چيست ؟

00:04:40.160 --> 00:04:42.800
مگر چه در پيش است...
...که اين شب تب‌آلود

00:04:42.959 --> 00:04:45.400
شب را نيز به کار روز مي‌پيوندد ؟...

00:04:45.559 --> 00:04:47.129
که مي تواند مرا از اين آگاه کند ؟...

00:04:47.300 --> 00:04:49.030
.من مي‌توانم

00:04:49.199 --> 00:04:51.560
:دست کم آنچه زمزمه مي‌شود اين است

00:04:52.099 --> 00:04:53.359
...شاه درگذشته‌مان

00:04:53.530 --> 00:04:56.830
که هيئتش...
...همين دم بر ما ظاهر شد

00:04:56.989 --> 00:04:59.559
چنانکه خود مي‌دانيد...
...از جانب شاه "فورتين‌براس" نروژ

00:04:59.730 --> 00:05:02.360
که آرزوي همآوردي او...
...در جانش مي‌خليد

00:05:02.529 --> 00:05:06.800
.به مبارزه خوانده شد...
...و هملت دلاور ما

00:05:06.959 --> 00:05:09.299
که در اين نيمه‌ي دنيا...
...بدين هنر شناخته شده است

00:05:09.460 --> 00:05:11.929
...اين فورتينبِراس را کشت...

00:05:12.100 --> 00:05:16.030
کسي که، بر حسب پيماني که به امضاء رسيد...
...و قانون و رسم سلحشورگري بر آن صحه مي‌نهاد

00:05:16.199 --> 00:05:18.759
همه‌ي سرزمين‌هايي را که در تصرف داشت...
...همراه زندگي خويش

00:05:18.930 --> 00:05:21.560
به آنکه بر او فيروز شود...
واگذار کرده بود؛

00:05:21.729 --> 00:05:23.500
...در مقابل داوي برابر با همان

00:05:23.659 --> 00:05:27.400
توسط شاه ما گذاشته شده بود، که
...هرگاه فورتينبراس غالب مي‌شد

00:05:27.559 --> 00:05:30.429
،به قلمرو او مي‌پيوست
...باري، طبق اين پيمان

00:05:30.600 --> 00:05:34.560
،و مُفاد شروط آن
.سرزمين‌هاي او به هملت رسيد

00:05:34.759 --> 00:05:40.199
،اما اينک، فورتينبراس جوان
...با سرشت خام و تيز خود

00:05:40.360 --> 00:05:43.060
...اينجا و آنجا در مرزهاي نروژ...

00:05:43.229 --> 00:05:48.029
،سپاهي از حراميان بي‌باک گرد آورده است...
...و آنان را به اميد جيره و خوراک به کاري گرفته

00:05:48.200 --> 00:05:50.730
که عجب دل و زهره‌اي مي‌خواهد؛...

00:05:50.929 --> 00:05:52.929
.و چنانکه دولت ما نيک اين را دريافته است

00:05:53.100 --> 00:05:55.330
...اين همه بدان منظور نيست که به زور

00:05:55.499 --> 00:05:58.930
...و دستبرد سرزمين‌هاي مذکوري را...

00:05:59.099 --> 00:06:00.830
.که پدرش از دست داده است، از چنگ ما به در آورد

00:06:00.989 --> 00:06:04.830
،و من چنين مي‌پندارم
...علت عمده‌ي تدارکات ما

00:06:04.989 --> 00:06:07.859
،سر منشأ اين نگهباني ما...
...و انگيزه‌ي اصلي

00:06:08.030 --> 00:06:12.399
جنب و جوش و شتاب بزرگي
.که در کشورماست، همين است

00:06:12.560 --> 00:06:15.399
گمان مي‌کنم چيزي جز اين نيست؛

00:06:15.900 --> 00:06:18.899
...و اين با آن هيئت شومي که سلاح بر تن

00:06:19.060 --> 00:06:22.229
،در نگهباني ما ظاهر مي‌شود...
...و آن همه با شاهي شباهت دارد

00:06:22.400 --> 00:06:24.499
،که همواره انگيزه‌ي اين جنگ‌ها بوده...
.مي‌تواند سازگار باشد

00:06:24.660 --> 00:06:27.499
و در اين کار خس و خاري هست
.که چشم انديشه را آزار مي‌دهد

00:06:27.699 --> 00:06:33.160
،در والاترين و پرافتخارترين دوران روم
...،اندکي پيش از برافتادن قيصر، آن مرد توانا

00:06:33.329 --> 00:06:37.300
گورها دهن وا کردند...
...و مردگان کفن‌پوش

00:06:37.459 --> 00:06:40.960
در خيابان‌هاي روم...
.فرياد و زمزمه سر دادند

00:06:41.159 --> 00:06:46.229
،و هنوز همان مناديان حوادث سهمناک
...همان پيک‌هايي که پيشاپيش سرنوشت مي‌تازند

00:06:46.400 --> 00:06:48.460
...و همان پيش درآمد فال‌هايي که به وقوع خواهد پيوست...

00:06:48.629 --> 00:06:50.859
اين همه را آسمان و زمين...
...نشان مي‌دهند

00:06:51.030 --> 00:06:53.529
.به آب و خاک ما و هموطنان ما...

00:06:53.700 --> 00:06:59.399
مانند ستاره‌هايي با دنباله‌هاي آتشين
...و شبنم‌هاي خون

00:06:59.560 --> 00:07:01.659
.و اختلالات در آفتاب...

00:07:01.830 --> 00:07:03.559
...و آن اختر نمناک

00:07:03.730 --> 00:07:06.060
که قلمرو پادشاهي نپتون...
...زير تأثير اوست

00:07:06.229 --> 00:07:09.459
.از خسوف چنان بود که گويي تا روز رستخيز بيمار خواهد ماند...

00:07:09.630 --> 00:07:13.130
،ولي آرام، بببين
.هين! باز مي‌آيد

00:07:13.299 --> 00:07:15.859
.اگر هم مرا به صاعقه بکشد، راه بر او مي‌گيرم

00:07:16.030 --> 00:07:17.499
.بايست، اي پندار واهي

00:07:17.660 --> 00:07:22.129
،اگر آوازي داري و مي‌تواني بکارش ببري
.با من سخن بگو

00:07:22.300 --> 00:07:26.500
اگر کار نيکي براي آرامش تو
...و رستگاري من مي‌توان کرد

00:07:26.659 --> 00:07:28.100
.با من بگو...

00:07:28.259 --> 00:07:30.400
...اگر بر سرنوشت کشورت آگهي

00:07:30.559 --> 00:07:32.760
،و با پي بردن بدان بتوان به خوشي از آن پرهيز کرد
.آه، سخن بگو

00:07:32.929 --> 00:07:36.960
يا اگر به هنگام زندگي خويش گنجي
...به ستم فراز آورده را در دل زمين نهفته‌اي

00:07:37.129 --> 00:07:39.359
،چه بسا، چنانکه مي‌گويند...
...براي همين شما ارواح مردگان سرگردان مي‌گرديد

00:07:39.530 --> 00:07:42.599
!با من در ميان بگذار، باش و سخن بگو...
.مارسلوس، نگهش دار

00:07:42.760 --> 00:07:45.229
با نيزه‌ام بزنمش ؟ -
.بزن اگر نخواست بايستد -

00:07:45.400 --> 00:07:46.859
.اينجاست -
.اينجاست -

00:07:50.699 --> 00:07:52.230
.رفت

00:07:53.299 --> 00:07:58.800
،کار بدي کرديم، که با وجود چنان شکوه شاهانه‌اش
...در باره‌ي وي خشونت نشان داديم

00:07:58.959 --> 00:08:02.829
...زيرا او همچون هواست که چيزي بر او کارگر نيست...

00:08:03.330 --> 00:08:06.959
.و ضربات بيهوده‌ي ما ريشخندي بدخواهانه بود...

00:08:07.130 --> 00:08:09.229
مي‌خواست سخن بگويد
.که خروس آواز برداشت

00:08:09.430 --> 00:08:14.400
...و سپس همچون تبهکاران به خود لرزيد

00:08:14.559 --> 00:08:16.529
.با ديدن برگ‌هاي سهمگين احضار...

00:08:16.700 --> 00:08:20.399
شنيده‌ام
...خروس، شيپور سپيده دم است

00:08:20.560 --> 00:08:24.060
...با بانگ بلند و تيزش...

00:08:24.229 --> 00:08:26.700
...خداي روز را بلند مي‌کند...

00:08:26.859 --> 00:08:31.399
،و با شنيدن اخطارش...
...هر آنچه در دريا باشد، خواه در آتش، در زمين باشد يا هوا

00:08:31.560 --> 00:08:36.160
از ارواح آواره و سرگردان، شتابان...
.به زندان گور خود باز‌ مي‌گردد

00:08:36.329 --> 00:08:39.460
،و بر درستي اين نکته
.آنچه اينک ديده‌ايم گواه است

00:08:39.629 --> 00:08:41.929
.به آواز خروس ناپديد شد

00:08:42.100 --> 00:08:44.799
...شنيده‌ام که همواره

00:08:44.960 --> 00:08:48.429
...در آستانه‌ي موسم جشن ميلاد مسيح...

00:08:48.600 --> 00:08:51.800
.مرغ سحر سراسر شب مي‌خواند...

00:08:51.959 --> 00:08:55.599
،در آن هنگام، مي‌گويند
...هيچ روحي ياراي بيرون آمدن ندارد

00:08:55.760 --> 00:08:58.429
.شب‌ها ايمن است...

00:08:59.099 --> 00:09:01.560
...ستارگان ديگر صاعقه نمي‌بارند

00:09:01.729 --> 00:09:06.360
،پريان سر بدخواهي ندارند
...و جادوي جادوگران از تأثير مي‌افتد

00:09:06.529 --> 00:09:12.030
بس که اين برهه از زمان...
.متبرک و سرشار از لطف ايزدي است

00:09:12.199 --> 00:09:18.530
.من هم اين را شنيده‌ام و کم و بيش بر آن باور دارم

00:09:19.959 --> 00:09:23.499
ولي بنگريد، سپيده را
...با رداي پشمينه‌ي حنايي رنگش

00:09:23.660 --> 00:09:26.159
.آنجا، در خاور، بر شبنم کوه بلند گام بر مي‌دارد

00:09:27.600 --> 00:09:31.100
،نگهباني‌مان را پايان دهيم
...و اگر از من مي‌شنويد

00:09:31.259 --> 00:09:33.559
...آنچه را که امشب ديده‌ايم...

00:09:33.730 --> 00:09:35.559
.به هملت جوان گزارش کنيم...

00:09:35.730 --> 00:09:41.600
،چه به جانم سوگند
.اين روح، که با ما گنگ ماند، با وي به سخن خواهد آمد

00:09:41.799 --> 00:09:45.830
،آيا رضا مي‌دهيد اين را به اطلاع وي برسانيم
چنان که بايسته‌ي دوست‌داري و در خور وظيفه‌ي ماست؟

00:09:45.989 --> 00:09:47.989
.خواهش دارم، همين کار را بکنيم

00:09:48.160 --> 00:09:52.030
و من مي‌دانم امروز صبح
.کجا بهتر خواهيم توانست ببينيمش

00:09:55.159 --> 00:10:05.030
تالار شورا در کاخ اِلسينور

00:10:35.529 --> 00:10:38.329
،تازه است...
...و شايسته چنان است

00:10:38.500 --> 00:10:41.699
که دلهامان اندوهگين...
...و سراسر کشورمان

00:10:41.860 --> 00:10:45.030
...مانند پيشاني مرد غم‌زده، پژمرده باشد...

00:11:32.099 --> 00:11:35.959
...و اين هم بي آنکه از رأي خردمندانه‌تان در گذريم

00:11:36.130 --> 00:11:42.559
که همواره به آزادي
.پشتيبان ما بوده است. از همه‌ي شما ممنونم

00:12:03.299 --> 00:12:07.959
و خواسته است که سرزمين‌هايي را که پدرش...
...به حکم قانون

00:12:08.130 --> 00:12:12.360
،در مقابل برادر دلاورمان از دست داده...
.به وي باز گردد، که براي او بسيار زياد است

00:12:19.299 --> 00:12:21.499
،بگذريم. اينک آنچه به ما راجع است
...و اين مجلس نيز براي همين بوده

00:12:21.660 --> 00:12:23.060
:کار از اين قرار است...

00:12:23.229 --> 00:12:28.300
،ما به شاه نروژ...
...عموي فورتينبراس جوان

00:12:28.459 --> 00:12:32.100
،که اکنون زمين‌گير و بستري است...
...و به ندرت چيزي از نيات برادرزاده‌اش به سمع وي مي‌رسد

00:12:32.259 --> 00:12:35.990
نامه نوشتيم که نگذارد او در اين راه...
...بيش از اين گام بردارد

00:12:36.159 --> 00:12:40.799
زيرا گردآوري سپاه و تکميل ساز و برگ...
.در ميان اتباع اوست که صورت مي‌گيرد

00:12:40.960 --> 00:12:43.989
،و ما اينک شما
...کورنليوس عزيز، و شما، ولتيماند را مي‌فرستيم

00:12:44.160 --> 00:12:46.659
...تا حامل درودهاي ما به شاه پير نروژ باشيد...

00:12:46.830 --> 00:12:50.529
اما در گفتگوي با شاه...
...اختيارات شخصي ديگري واگذار نمي‌شود

00:12:50.700 --> 00:12:54.829
،جز آنچه که اين دستورها
.که به تفصيل بر کاغذ آمده، مجاز مي‌دارد

00:12:55.000 --> 00:12:58.659
خداحافظ، و سعي‌تان در خدمت‌گذاري
.بهترين معرف‌تان خواهد بود

00:12:58.830 --> 00:13:01.299
،در اين کار، و در هر کار
.در خدمت‌گذاري آماده‌ايم

00:13:01.460 --> 00:13:05.400
.ترديد نداريم، صميمانه به خدا مي‌سپاريمتان

00:13:11.629 --> 00:13:15.029
،و اينک، لايرتيس
مطلب چيست ؟

00:13:15.500 --> 00:13:18.400
شما با ما سخن از تقاضايي
به ميان آورديد، آن چيست، لايرتيس ؟

00:13:18.559 --> 00:13:21.600
شما نمي‌توانيد با شاه دانمارک سخن از روي خرد بگوييد
.و پاسخ رد بشنويد

00:13:22.030 --> 00:13:27.230
تو اي لايرتيس، چه چيزي مي‌تواني بخواهي
که نه چندان درخواست تو، بلکه عطاي خود من باشد ؟

00:13:27.399 --> 00:13:31.799
،سر با قلب بدان حد آشنا
...و دست آماده‌ي خدمت‌گذاري دهن نيست

00:13:31.960 --> 00:13:35.630
که تاج و تخت دانمارک...
.در حق پدر توست

00:13:36.029 --> 00:13:37.699
.بگو، چه مي‌خواهي، لايرتيس

00:14:01.159 --> 00:14:03.630
،سرورم، بس که خواهش و لابه کرد
...سرانجام رضاي مرا -گرچه به کندي- بدست آورد

00:14:04.029 --> 00:14:09.160
و من ناچار شدم...
.مهر موافقت اجباري بر خواست او بنهم

00:14:09.339 --> 00:14:11.549
.استدعا مي‌کنم، اجازه بفرماييد او برود

00:15:30.200 --> 00:15:33.559
،اين نه تنها رداي سياه من است
...مادر عزيز

00:15:33.730 --> 00:15:38.700
،و نه آن جامه‌ي مرسوم سوگواري...
...و نه آن ناله‌هاي ميان تهي شيون ساختگي

00:15:38.859 --> 00:15:43.160
،نه جوي‌هاي زاينده‌ي اشک در چشم‌ها...
...و نه نيز حالت افسرده‌ي چهره

00:15:43.329 --> 00:15:46.599
و يا هيچ از آنچه شکل...
...يا شيوه يا ظاهر اندوه دارد

00:15:46.760 --> 00:15:48.160
.که بتواند مرا به درستي تصوير کند...

00:15:48.329 --> 00:15:50.430
...اين همه براستي "نمود" است

00:15:50.599 --> 00:15:54.230
.زيرا کارهايي است که مرد مي‌تواند به خود ببندد...

00:16:18.360 --> 00:16:22.200
و اگر بازماندگان مي‌بايد
...به اقتضاي وظيفه‌ي فرزندي

00:16:22.359 --> 00:16:24.600
.يک چند در اندوه ماتم فرو روند...

00:16:24.759 --> 00:16:27.629
...ولي لجاجت ورزيدن در اين ماتم‌زدگي نشانه‌اي است

00:16:27.800 --> 00:16:31.430
،از خودسري ناپرهيزکارانه...
...و اندوهي نه در خور مرد است

00:16:31.599 --> 00:16:37.260
،و از اراده‌اي گستاخ در برابر مشيت آسمان...
...از قلبي ناتوان و جاني لجام گسيخته

00:16:37.429 --> 00:16:39.959
.و قضاوتي خام و پرورش نايافته حکايت مي‌کند...

00:16:40.130 --> 00:16:43.229
...زيرا آنچه مي‌دانيم که بايد رخ نمايد

00:16:43.400 --> 00:16:45.700
...آنچه براي فهم ما همچون مبتذل‌ترين چيزها عادي است...

00:16:45.859 --> 00:16:49.799
...براي چه بايد باز تندي و سرکشي کنيم

00:16:49.960 --> 00:16:51.960
و از آن برنجيم ؟...

00:16:52.129 --> 00:16:54.500
...اُف، اين گناهي در پيشگاه خدا

00:16:54.659 --> 00:16:58.929
،گناه در برابر مردگان...
...و گناه در برابر طبيعت است

00:16:59.100 --> 00:17:01.199
،و در ترازوي خرد نيز پاک بي‌معني است...
...که فتواي عام آن

00:17:01.360 --> 00:17:04.759
،مرگ پدران است...
...و همواره عقل فرياد زده است

00:17:04.930 --> 00:17:08.929
:از هنگامي که نخستين بار کسي مرد تا به امروز که...

00:17:09.100 --> 00:17:10.730
.«بايد چنين باشد»

00:17:36.160 --> 00:17:38.959
...و من شما را با چنان محبتي گرامي مي‌دارم

00:17:39.130 --> 00:17:44.459
که از آنچه مهربان‌ترين پدر
.در حق پسر خود مي‌دارد، کمتر نيست

00:17:46.129 --> 00:17:50.100
و اما درباره‌ي تصميم‌‌تان
...براي بازگشت به دانشگاه ويتنبرگ

00:17:50.259 --> 00:17:52.460
...اين يکسر مغاير با ميل ماست...

00:17:52.629 --> 00:17:54.959
و از شما خواهش داريم
...قبول کنيد که اينجا بمانيد

00:17:55.129 --> 00:17:58.700
...و در شادي و رامش ديدگان ما...

00:17:58.859 --> 00:18:02.900
نخستين درباري ما، برادر زاده
.و پسر ما باشيد

00:18:03.059 --> 00:18:06.100
.هملت، دست رد بر سينه‌ي مادرت نزن

00:18:06.259 --> 00:18:10.259
،خواهش مي‌کنم با ما بمان
.به ويتبرگ نرو

00:18:10.429 --> 00:18:12.729
بانوي من، به بهترين وجهي
.که بتوانم فرمان خواهم برد

00:18:14.029 --> 00:18:17.830
.ها! اينک جوابي مهرآميز و بجا

00:18:18.659 --> 00:18:21.599
.در دانمارک يکي همچون خود ما باشيد

00:18:21.760 --> 00:18:23.360
.بياييد، بانوي من

00:18:23.529 --> 00:18:27.459
اين موافقت آزادانه و سرشار از لطف هملت
.بر دلم تبسم مي‌نهد

00:18:27.630 --> 00:18:30.989
به پاس آن،‌ بگذار امروز در دانمارک
...هيچ جامي بلند نکنيم

00:18:31.160 --> 00:18:33.830
که بانگ شادماني آن را...
...توپ‌ها به گوش ابرها نرسانند

00:18:33.989 --> 00:18:37.499
...و سپس هم آسمان‌ها هر جرعه‌ي شاه را...

00:18:37.700 --> 00:18:40.489
.با پژواک رعد زميني بازگو نکند...

00:23:52.899 --> 00:23:56.660
،دو شب پيايپي اين آقايان
...مارسلوس و برناردو که نگهبان بوده‌اند

00:23:56.829 --> 00:23:59.960
در خاموشي بي‌کران نيمه شب...
.همچو برخوردي داشته‌اند

00:24:00.200 --> 00:24:03.830
،هيئتي شبيه به پدرتان
...سراپا به سلاح آراسته

00:24:03.989 --> 00:24:06.430
،در برابرشان پديدار مي‌گردد...
...و با گام‌هاي پرشکوه

00:24:06.599 --> 00:24:08.299
.و با جلال و آهسته از پيش ايشان مي‌گذرد...

00:24:08.460 --> 00:24:11.730
او سه بار در برابر چشمان درمانده از حيرت
...و ترسشان

00:24:11.900 --> 00:24:14.930
،در فاصله‌اي به اندازه‌ي عصاي خود گذر کرده...
...و آنان که از دهشت

00:24:15.099 --> 00:24:19.699
،کرخ گشته بودند...
.گنگ ماندند و با او سخن نگفتند

00:24:19.860 --> 00:24:22.660
سپس در نهان اين راز را
...با ترس و لرز با من در ميان نهادند

00:24:22.829 --> 00:24:25.400
...و شب سوم من با ايشان به نگهباني رفتم...

00:24:25.559 --> 00:24:29.630
...و درست در زمان و هيئتي که گفته بودند...

00:24:29.800 --> 00:24:33.160
...و با هر يک از سخنانشان راست و درست مي‌آمد...

00:24:33.329 --> 00:24:35.229
.شبح ظاهر شد...

00:24:35.899 --> 00:24:38.199
.من پدرتان را باز شناختم

00:24:38.360 --> 00:24:41.099
.اين دو دست من به هم شباهتي بيش از آن ندارند -
خوب اين کجا بود ؟ -

00:24:41.260 --> 00:24:43.029
.در ميدان محل نگباني‌مان

00:24:43.200 --> 00:24:45.100
با او سخن نگفتيد ؟ -
.چرا، سرورم -

00:24:45.259 --> 00:24:47.629
،اما پاسخي نداد
...گرچه مي‌پندارم يک بار

00:24:47.800 --> 00:24:51.630
سر بلند کرده و گويي...
...براي سخن گفتن به حرکت در آمد

00:24:51.799 --> 00:24:54.230
ولي درست در همان دم خروس سحر...
...آوازي بلند برداشت

00:24:54.399 --> 00:24:58.429
و به مجرد آن بانگ، او با شتاب گريخت...
.و از برابر نگاه‌مان ناپديد گشت

00:24:58.729 --> 00:24:59.959
.به راستي که شگرف است

00:25:00.130 --> 00:25:03.400
.اما سرور ارجمندم، همان‌قدر حقيقت دارد، که زنده بودن من

00:25:03.559 --> 00:25:06.400
ما فکر کرديم که وظيفه‌ي ماست
.که شما را آگاه نماييم

00:25:06.559 --> 00:25:08.699
.البته، البته، آقايان

00:25:08.860 --> 00:25:11.860
.ولي اين مرا به اضطراب مي‌افکند

00:25:12.460 --> 00:25:13.699
آيا امشب پاس خواهيد داد ؟

00:25:13.860 --> 00:25:15.060
.بله، سرورم -
سلاح‌پوش، گفتيد ؟ -

00:25:15.229 --> 00:25:16.800
.سلاح‌پوش، سرورم -
از سر تا پا ؟ -

00:25:16.959 --> 00:25:19.159
.سر تا پا -
پس چهره‌اش را نديديد؟ -

00:25:19.330 --> 00:25:21.360
.اوه، چرا سرورم، او لبه‌ي کلاهخودش را بالا زده بود

00:25:21.529 --> 00:25:23.359
چگونه به نظر مي‌رسيد ؟ ترشرو ؟

00:25:23.530 --> 00:25:26.500
.بيشتر سيماي غمگيني داشت تا خشمگين -
رنگ پريده يا بر افروخته ؟ -

00:25:26.659 --> 00:25:28.629
.بسيار رنگ پريده -
و چشمانش را به شما دوخته بود ؟ -

00:25:28.800 --> 00:25:29.800
.سخت خيره شده بود

00:25:30.430 --> 00:25:31.660
.کاش من آنجا بودم

00:25:31.829 --> 00:25:35.129
.سخت دچار حيرت مي‌شديد -
...سخت -

00:25:35.930 --> 00:25:37.600
.سخت احتمال دارد...

00:25:38.230 --> 00:25:41.230
مدت درازي ماند ؟ -
.آنقدر که بتوان بي‌شتاب تا صد شمرد -

00:25:41.399 --> 00:25:43.400
.بيشتر، بيشتر -
.تا جايي که من ديده‌ام، نه -

00:25:43.559 --> 00:25:45.199
ريشش با موهاي سفيد بود ؟ -

00:25:45.360 --> 00:25:48.859
،همان بود که موقع زنده بودنش ديده‌ام
.سياه با تارهاي نقره‌فام

00:25:49.030 --> 00:25:51.530
.من امشب پاس مي‌دهم

00:25:52.800 --> 00:25:54.059
.شايد باز بيايد

00:25:54.230 --> 00:25:55.730
.حتم دارم خواهد آمد

00:25:55.899 --> 00:25:59.299
...اگر در هيئت شخص پدر بزرگوارم پديدار شود

00:25:59.460 --> 00:26:03.429
...با او سخن خواهم گفت، اگر چه دوزخ خود دهان باز کند...

00:26:03.600 --> 00:26:05.960
.و مرا به خاموشي فرمان نهد...

00:26:07.659 --> 00:26:10.460
،از همه‌ي شما خواستارم
...اگر تا کنون آنچه را که ديده‌ايد نهان داشته‌ايد

00:26:10.629 --> 00:26:13.660
...همچنان خاموش بمانيد...

00:26:13.829 --> 00:26:16.660
و هر چيز ديگري هم...
...که امشب روي دهد

00:26:16.859 --> 00:26:19.729
.آن را به جان بسپاريد و بر زبان نياوريد...

00:26:19.900 --> 00:26:22.399
.قدر دوستي‌تان را خواهم شناخت

00:26:22.929 --> 00:26:23.959
.پس، به سلامت

00:26:27.859 --> 00:26:31.860
من بين ساعت 11 و 12 شب در ميدان
.به شما خواهم پيوست

00:26:32.029 --> 00:26:37.730
.اعليحضرت، مراتب احترام ما را بپذيريد -
.دوستي شما را پذيرا هستم، شما نيز دوستي مرا -

00:26:37.899 --> 00:26:39.730
.خدا به همراه

00:26:40.299 --> 00:26:42.960
!روح سلاح پوشيده‌ي پدرم

00:26:43.129 --> 00:26:45.129
.بوي خير از اين کار بر نمي‌آيد

00:26:45.300 --> 00:26:47.129
.گمان به خيانتي مي‌برم

00:26:47.300 --> 00:26:48.989
!کاش شب فرا رسيده بود

00:26:49.160 --> 00:26:53.259
.تا آن زمان، اي روح من، آرام باش

00:26:57.730 --> 00:27:00.459
...تبهکاري، در برابر چشمان آدميان سر بر مي‌آورد

00:27:00.630 --> 00:27:06.400
.حتي اگر روي آن را در سراسر زمين پوشانده باشند...

00:27:16.530 --> 00:27:18.560
.بارهاي سفرم بر کشتي نهاده شدند، خدانگهدار

00:27:18.730 --> 00:27:24.030
و خواهر، هر گاه که باد مساعد
...و کاروان دريا آماده بود، نخوابيد

00:27:24.199 --> 00:27:25.630
.مگر آنکه مرا از حال خويش با خبر سازيد...

00:27:25.799 --> 00:27:28.200
مگر در اين ترديدي داشتيد ؟

00:27:29.600 --> 00:27:36.100
اما درمورد هملت، مراحم ناچيزش را
...جز بازي و بولهوسي جواني به چيزي نگيريد

00:27:36.259 --> 00:27:41.560
:گويي بنفشه‌اي است در عنفوان بهار...
...زودرس و بي‌دوام، خوشبو و ناپايدار

00:27:41.729 --> 00:27:44.699
عطر و سرمستي يک دم...
.و ديگر هيچ

00:27:44.860 --> 00:27:47.700
همين و ديگر هيچ ؟ -
.جز اين هيچش ندانيد -

00:27:47.860 --> 00:27:51.499
زيرا در هلالِ طبيعت تنها رگ و پي يا پيکر نيست
...که مي‌بالد

00:27:51.660 --> 00:27:55.099
،بلکه همچنان که معبد تن وسعت مي‌يابد...
...مراسم نيايش جان و هوش در آن

00:27:55.260 --> 00:27:56.560
.نيز دامنه‌ي وسيع‌تري مي‌يابد...

00:27:56.729 --> 00:27:59.200
...شايد او اين دم دلباخته‌ي شماست

00:27:59.359 --> 00:28:04.899
و هيچ ناپاکي و فريبي چهره‌ي شريف آرزويش را...
...تيره نمي‌دارد. ولي شما بايد از آن بترسيد

00:28:05.100 --> 00:28:10.260
،با سنجش پايگاه بلندي که دارد...
....که اراده‌اش به دست خودش نباشد

00:28:10.429 --> 00:28:13.359
.چه او فرمان‌بردار نسب والاي خويش است...

00:28:13.560 --> 00:28:15.760
...او نمي‌تواند، مانند مردم بي‌نام و نشان

00:28:15.929 --> 00:28:18.499
،به دلخواه خود رفتار کند...
...چه ايمني و سلامت سراسر کشور

00:28:18.660 --> 00:28:21.230
.به انتخاب او وابسته است...

00:28:21.399 --> 00:28:23.930
و از اين رو انتخاب او به ناچار
...محدود مي‌گردد

00:28:24.099 --> 00:28:28.559
.با رأي و خواست پيکري که او سر آن است...

00:28:28.730 --> 00:28:33.030
پس اگر بگويد که دوستتان دارد، شايسته‌ي خردمندي
...آن است که گفته‌ي او را تا جايي باور داريد

00:28:33.199 --> 00:28:37.600
که در وضع خاص خويش بتواند...
...بدان جامه‌ي عمل بپوشاند

00:28:37.799 --> 00:28:42.530
و اين خود از حدي که مصلحت اساسي دانمارک
.با آن همراهي دارد، فراتر نمي‌رود

00:28:43.060 --> 00:28:45.460
...پس خود بسنجيد

00:28:45.629 --> 00:28:49.600
اگر زياده با خوش‌باوري به...
...سرودهاي او گوش فرا دهيد

00:28:49.829 --> 00:28:52.099
...يا اگر دل بدو ببازيد...

00:28:53.130 --> 00:28:57.899
يا گنج دوشيزگي خويش را به روي تمناي...
.سرکش او بگشاييد، شرف‌تان چه زياني از آن خواهد ديد

00:28:58.599 --> 00:29:01.159
...بترسيد، افليا، خواهر گراميم، بر حذر باشيد

00:29:01.330 --> 00:29:06.630
و از محبت خود گامي واپس‌تر بمانيد...
.تا از دسترس خطر کامجويي بيرون باشيد

00:29:07.930 --> 00:29:11.800
پرهيزگارترين دوشيزه اگر زيبايي خود را در برابر ماه از پرده
.به در کشد، باز بيش از آنچه بايد گشاده‌دستي نموده است

00:29:11.989 --> 00:29:15.260
.حتي فرشته‌ي تقوا از ضربات افترا مصون نيست

00:29:15.429 --> 00:29:19.429
شته چه بسا که پيش از شکفتن
...غنچه‌ها فرزندان بهاري را مي‌خراشد

00:29:19.600 --> 00:29:23.830
...و در شبنم زلال بامداد جواني است...

00:29:24.160 --> 00:29:27.829
.که خطر سرايت‌هاي مرگ‌بار نزديک‌تر است...

00:29:28.799 --> 00:29:31.699
.پس به هوش باشيد، بهترين ايمني در ترس است

00:29:31.860 --> 00:29:35.860
،و جوان اگر چه تنها بوده باشد
.باز با خود سر طغيان دارد

00:29:36.029 --> 00:29:40.330
من اين اندرزهاي نيکو را
.نگهبان قلب خود خواهم ساخت

00:29:41.259 --> 00:29:45.729
،ولي برادر عزيزم
...شما خود از آن کشيشان ناپارسا نباشيد

00:29:45.900 --> 00:29:48.260
که راه دشوار...
...و پر خس و خار آسمان را به ما نشان مي‌دهند

00:29:48.429 --> 00:29:50.900
...اما خود بسان هرزه‌اي خودخواه و بي‌باک...

00:29:51.059 --> 00:29:53.529
...در جاده‌ي پرگل کامگاري گام بر مي‌دارند...

00:29:53.700 --> 00:29:55.599
.و پروايي از مواعظ خود ندارند...

00:29:57.759 --> 00:29:58.759
.آه،‌ بر من نترسيد

00:30:00.530 --> 00:30:03.329
.من پر درنگ کرده‌ام -
هنوز اينجايي، لايرتيس ؟ -

00:30:03.500 --> 00:30:04.800
.اينک پدرم که مي‌آيد

00:30:04.959 --> 00:30:08.629
.دعاي خير دوباره فيضي دوباره است
.و بدرود دوباره لبخند بخت

00:30:08.800 --> 00:30:10.829
! برو، برو، به کشتي، شرم کن

00:30:11.000 --> 00:30:14.029
،باد در بادبانهاتان افتاده
.و کشتي به انتظار توست

00:30:14.200 --> 00:30:15.930
! خوب، بيا دعاي خيرت کنم

00:30:16.099 --> 00:30:21.060
و اين چند اندرز را بخاطر بسپار؛
.منش خويش را بنگر

00:30:21.229 --> 00:30:23.730
...آنچه مي‌انديشي به زبان مياور

00:30:23.899 --> 00:30:26.900
.و به انديشه‌هاي نسنجيده جامه‌ي عمل مپوشان...

00:30:27.059 --> 00:30:29.930
.هرگز عوامانه مأنوس مشو

00:30:30.560 --> 00:30:32.800
...دوستان خود را پس از آزمودن

00:30:32.959 --> 00:30:35.400
...با پنجه‌ي فولادين در جان خود جاي ده...

00:30:35.760 --> 00:30:38.229
...ولي دست هاي خود را براي پذيرايي...

00:30:38.400 --> 00:30:41.759
هر خامِ‌ سر از تخم درآورده‌اي...
.فرسوده مکن

00:30:42.059 --> 00:30:45.860
،از ستيزه بپرهيز
...اما اگر بدان کشانده شدي

00:30:46.029 --> 00:30:49.460
.چنان بکوش که از تو پروا کنند...

00:30:49.629 --> 00:30:52.529
،گوش خود را به شنيدن گفته‌ي هر کس بگمار
.ولي با کمتر کسي هم داستاني کن

00:30:52.700 --> 00:30:56.459
،با هر کسي رأي بزن
.اما قضاوت خود را فاش مگردان

00:30:56.630 --> 00:31:01.730
،به مقتضاي آنچه در کيسه داري رخت‌هاي گرانبها بپوش
.اما از بولهوسي دور باش

00:31:01.899 --> 00:31:03.899
.جامه‌ات فاخر باشد نه پر زرق و برق

00:31:04.060 --> 00:31:06.400
زيرا هيئت ظاهر اي بسا
...بر خود مرد دلالت مي‌کند

00:31:06.559 --> 00:31:08.930
...و در فرانسه مردم بلند پايه و والا مقام...

00:31:09.099 --> 00:31:12.359
خاصه از اين راه نشان مي‌دهند...
.که نسب عالي دارند

00:31:12.530 --> 00:31:15.559
...نه وام بگير و نه وام بده

00:31:15.730 --> 00:31:18.499
زيرا وام دادن چه بسا...
...از دست دادن پول و دوست هر دو است

00:31:18.660 --> 00:31:22.729
.و اما وام گرفتن عقل معاش را کند مي‌دارد...

00:31:23.759 --> 00:31:25.800
:به ويژه اين يک نکته

00:31:27.629 --> 00:31:29.130
...با خود درستکار باش

00:31:29.629 --> 00:31:31.499
...و همچنان که به يقين از پس شب روز مي‌آيد...

00:31:31.629 --> 00:31:34.630
نتيجه چنان خواهد بود...
.که با ديگران نخواهي توانست دغل‌کار باشي

00:31:34.930 --> 00:31:36.499
.خدا به همراه

00:31:36.660 --> 00:31:39.460
! دعاي خير من اين پندها را در تو بارور کناد

00:31:43.800 --> 00:31:45.929
.خاکسارانه رخصت رفتن مي‌خواهم، خداوندگار من

00:31:46.100 --> 00:31:49.759
،ديگر وقت است
.برويد، خدمتگارانتان منتظرند

00:31:53.460 --> 00:31:55.629
...بدرود،‌ افليا

00:31:57.460 --> 00:31:59.529
.آنچه گفتم خوب به خاطر بسپاريد...

00:31:59.700 --> 00:32:02.229
...همه به حافظه‌ام سپرده شده است

00:32:02.400 --> 00:32:05.600
.و کليدش به دست خودتان خواهد بود...

00:32:11.329 --> 00:32:12.329
.بدرود

00:32:31.059 --> 00:32:33.260
مگر او به شما چه گفت، افليا ؟

00:32:34.860 --> 00:32:37.230
...با اجازه‌تان

00:32:37.730 --> 00:32:41.430
.چيزي درباره‌ي والاحضرت هملت...

00:32:42.430 --> 00:32:43.759
.ها،‌ فکر خوبي بود

00:32:44.360 --> 00:32:49.299
به من گفته‌اند که از چندي پيش
...بارها شما را در خلوت ديده است

00:32:49.460 --> 00:32:54.899
و شما نيز در پذيرفتن او بسيار آزادگي...
.و گشاده‌دستي نشان داده‌ايد

00:32:55.199 --> 00:32:58.429
اگر اين که براي هشدار به من
.گزارش کرده‌اند درست باشد

00:32:58.600 --> 00:33:02.699
،بايد بگويم که شما
...آن گونه که شايسته‌ي دختر من و شرافت خودتان است

00:33:02.860 --> 00:33:06.730
.دريافت روشني از کار خود نداريد...

00:33:26.230 --> 00:33:29.029
،سرورم، نمي‌دانم
.در اين باره چه بايد فکر کنم

00:33:29.200 --> 00:33:31.329
،پس من يادتان مي‌دهم
...چنان فکر کنيد که دخترکي بيش نيستيد

00:33:31.500 --> 00:33:35.060
،و اين پيشنهادها را که هيچ ارزشي ندارد...
.به نقد گرفته‌ايد

00:33:52.899 --> 00:33:55.560
،من خود مي‌دانم، هنگامي که خون به جوش مي‌افتد
...روح با چه فراخ‌دستي

00:33:55.729 --> 00:33:56.960
.سوگندها به زبان وام مي‌دهد...

00:33:57.429 --> 00:34:00.730
،اين فروزندگي‌ها، دخترم
...کمتر گرما مي‌بخشد تا روشنايي، و اين هر دو نيز

00:34:00.899 --> 00:34:04.199
،به مجرد همان نويدي که مي‌دهند خاموش مي‌شوند...
.و شما نبايد اين را آتش بيانگاريد

00:34:04.360 --> 00:34:07.330
از اين پس، در پذيرفتن او
.در محضر دوشيزه‌وار خود اندکي ممسک‌تر باشيد

00:34:07.499 --> 00:34:10.729
و براي ملاقات خود ارزشي بالاتر از
.يک دستور گفت و شنود قايل شويد

00:34:10.930 --> 00:34:13.860
،و اما درباره‌ي والاحضرت هملت
...تنها چنين بينديشيد که او جوان است

00:34:14.029 --> 00:34:17.160
،و خيلي بيش از آنچه مي‌توان اعطا کرد...
.از آزادي برخوردار است

00:34:17.330 --> 00:34:18.660
...مختصر بگويم، افليا

00:34:18.829 --> 00:34:21.630
،به سوگندهاي او اعتماد نکنيد...
...زيرا آنها پا اندازاني هستند

00:34:21.799 --> 00:34:24.029
که رنگ ديگري...
...جز آنچه از ظاهرشان پيداست دارند

00:34:24.200 --> 00:34:26.699
...و جز براي خواهش‌هاي ناپاک پايمردي نمي‌کنند...

00:34:49.000 --> 00:34:52.329
...فرمانبردارم

00:34:53.900 --> 00:34:55.659
.سرورم...

00:35:23.100 --> 00:35:26.360
...و به عيش و نوش و رقص مي‌پردازد...

00:35:26.529 --> 00:35:28.700
و به هر جام شراب راين
...که فرو مي‌دهد

00:35:28.859 --> 00:35:32.029
طبل و شيپور بر پيروزي او، در شرطي
.که بسته است، چنين بانگ بر مي‌دارد

00:35:32.200 --> 00:35:33.729
اين رسم اينجاست ؟ -
.آري، به راستي -

00:35:33.900 --> 00:35:36.900
،ولي با آنکه من از همين سرزمينم
...و با چنين مراسمي زاده و پرورده شده‌ام

00:35:37.059 --> 00:35:40.060
باز بر آنم که اين رسم همان بهتر...
.که منسوخ گردد

00:35:40.229 --> 00:35:42.330
اين شادخواري احمقانه باعث مي‌شود
...تا از خاور تا باختر

00:35:42.499 --> 00:35:44.829
...همه‌ي ملت‌ها بر ما خُرده بگيرند...

00:35:45.000 --> 00:35:48.160
و نکوهش‌مان کنند...
...و ما را مي‌خواره‌ بنامند

00:35:48.329 --> 00:35:49.329
.و نام ما را با کُنيه‌ي خوک بچه بيالايند...

00:35:49.500 --> 00:35:51.500
...بي‌شک اين عيب هنرهاي ما را

00:35:51.659 --> 00:35:56.330
،هر چند درمرتبه‌ي والايي باشد...
.از جوهر و مغز افتخار خود دور مي‌گرداند

00:35:57.229 --> 00:36:01.729
:در مورد آحاد مردم نيز چنين است

00:36:02.359 --> 00:36:04.599
چه بسا که به سبب...
...لکه‌ي ناهنجاري در سرشتشان

00:36:04.760 --> 00:36:09.060
،مثلاً نقصي در نسب خويش،‌ حال آنکه آنان در اين باره چه گناه دارند...
...چه هيچ کس خود اصل و تبار خود را بر نمي‌گزيند

00:36:09.229 --> 00:36:11.400
...يا از سلطه‌ي جبارانه‌ي خويي...

00:36:11.559 --> 00:36:14.560
که غالباً ديواربست و برج‌هاي عقلشان را...
...واژگون مي‌سازد

00:36:14.729 --> 00:36:17.989
،يا از آن رو که عادتي در ايشان...
...همچون مخمري بس نيرومند

00:36:18.160 --> 00:36:21.229
به رفتار و اطوار برازنده‌شان...
...رنگي ناشايست مي‌دهد

00:36:21.400 --> 00:36:24.000
...باري، اين گونه کسان که مُهر يک نقص بر پيشاني دارند

00:36:24.300 --> 00:36:26.300
و آن هم جامه‌اي است...
...که طبيعت يا ستاره‌ي بخت بر قامتشان راست کرده

00:36:26.630 --> 00:36:30.460
...حتي اگر ديگر فضيلت‌هايشان به پاکي فيض يزداني بوده...

00:36:30.629 --> 00:36:32.500
...و تا آنجا که آدمي را تاب آن هست بي‌کران باشد...

00:36:32.760 --> 00:36:35.599
...چه بسا که در ديده‌ي عيب‌جوي عامه...

00:36:35.760 --> 00:36:38.259
.براي همين يک نقص مردود گردند...

00:36:38.429 --> 00:36:42.960
...يک ذره پليدي شريف‌ترين گوهر را تباه مي‌کند...

00:36:43.129 --> 00:36:44.560
.و همچو خود رسوا مي‌سازد...

00:36:49.060 --> 00:36:50.859
...به شما اشاره مي‌کند که با وي برويد

00:36:51.060 --> 00:36:54.030
.و گويي تنها شماييد که مي‌بايد از چيزي آگهي‌تان دهد...

00:36:54.199 --> 00:36:57.600
ببينيد، چه نرم‌نرم شما را
.به سوي مکان دور افتاده‌تري مي‌خواند

00:36:57.759 --> 00:36:59.900
.ولي با او نرويد -
.نه، به هيچ وجه -

00:37:00.059 --> 00:37:03.330
.به سخن در نمي‌آيد، پس من به دنبالش مي‌روم -
.نرويد، سرورم -

00:37:03.499 --> 00:37:06.400
چه جاي ترس است ؟
...کمترين تشويشي براي زندگي خود ندارم

00:37:06.630 --> 00:37:10.600
،و روح مرا نيز از او چه زياني مي‌تواند باشد
که مانند او بي‌مرگ است ؟

00:37:10.759 --> 00:37:13.160
،باز مرا مي‌خواند
.به دنبالش مي‌روم

00:37:14.979 --> 00:37:17.100
...اما اگر، سرورم، شما را بسوي دريا

00:37:17.259 --> 00:37:20.400
و يا نيز بر قله‌ي سهمناک صخره‌اي...
...که در دريا پيش رفته بکشد

00:37:20.559 --> 00:37:22.560
...و آنجا هيئت وحشت‌زاي ديگري بگيرد...

00:37:22.729 --> 00:37:25.129
...که عقل را در شما زايل نمايد...

00:37:25.299 --> 00:37:26.699
و شما را به ديوانگي در اندازد ؟...

00:37:26.860 --> 00:37:29.400
.بدين بينديشيد
...گذشته از هر انگيزه‌ي ديگر

00:37:29.559 --> 00:37:33.330
تنها همان ديدار محل براي آن کس...
...که به ژرفاي دريا نگاه کند

00:37:33.499 --> 00:37:34.829
،و به غرش آن در پاي خود گوش دهد
.مايه‌ي بس نوميدي است

00:37:35.000 --> 00:37:37.900
.باز به من اشاره مي‌کند، برو، از پي‌ات مي‌آيم -
.سرورم نبايد برويد -

00:37:38.059 --> 00:37:40.560
! دست از من بداريد -
.تمکين کنيد، نبايد برويد -

00:37:40.729 --> 00:37:42.830
.سرنوشت من مرا مي‌خواند

00:37:42.989 --> 00:37:46.899
و هر کمترين تار وجودم را
(همچون اعصاب شير "نِمِه‌يا" (دره‌اي در شمال يونان
نيرومند مي‌گرداند

00:37:47.090 --> 00:37:48.799
هنوز مرا مي‌خواند

00:38:31.300 --> 00:38:33.260
...بر من روا مدار که در خفقان ناداني بمانم

00:38:33.459 --> 00:38:37.659
بگو براي چه استخوان‌هاي تقديس شده و...
...به دست مرگ سپرده‌ات

00:38:37.830 --> 00:38:39.299
از کفن سر بر آورده‌اند ؟...

00:38:39.460 --> 00:38:42.459
براي چه مزاري
...که خود ديدم در آن آرميده‌اي

00:38:42.630 --> 00:38:45.930
،ناگهان آرواره‌هاي سنگين و مرمرين خويش را از هم گشاد
و ترا باز بيرون بيافگند ؟

00:38:46.099 --> 00:38:47.329
...تو اي پيک مرده

00:38:47.530 --> 00:38:50.230
از چيست، که دگرباره...
...سراپا در زره فولاد رفته

00:38:50.399 --> 00:38:53.730
بدين سان به ديدار فروغ ماه آمده‌اي...
...تا شب را سهمگين نموده

00:38:53.899 --> 00:38:56.899
،و ما را که فريب خورده‌ي طبيعتيم...
...با انديشه‌هايي که از دسترس ما به دور است

00:38:57.060 --> 00:38:59.260
چنين به سختي به لرزه در آوري ؟...

00:38:59.429 --> 00:39:01.260
بگو، اين براي چيست ؟ از چه روست ؟

00:39:01.429 --> 00:39:02.860
چه بايدمان کرد ؟

00:39:44.029 --> 00:39:48.400
...و روزها در زندان آتشين روزه بگيرم...

00:39:48.559 --> 00:39:52.300
...تا گناهان زشت دوران زندگيم...

00:39:52.459 --> 00:39:55.630
.بسوزد و پاک گردد...

00:39:56.799 --> 00:40:01.860
من اگر از افشاي رازهاي زندان خود...
...منع نشده بودم

00:40:02.060 --> 00:40:06.129
مي‌توانستم چنان توصيفش نمايم...
...که هر کمترين کلمه‌ي آن

00:40:06.300 --> 00:40:10.329
،روح ترا آشفته دارد...
...و خون جوان ترا منجمد سازد

00:40:10.500 --> 00:40:15.200
و چشمان ترا همچون دو ستاره...
...از مدار خويشتن به در نمايد

00:40:15.359 --> 00:40:18.360
...و جعد و تاب موهايت را بر افشاند...

00:40:18.529 --> 00:40:26.359
و هر تار آن را بسان خارِ خارپشتِ مضطرب...
.راست بايستاند

00:40:26.560 --> 00:40:32.660
ولي راز جهانِ جاويد
.براي گوش‌هاي ساخته از گوشت و خون نيست

00:40:59.800 --> 00:41:00.799
...زودتر آگاهم کن

00:41:01.000 --> 00:41:04.360
تا من با بال‌هايي به تيز رفتاري خيال...
...يا انديشه‌ي عشق

00:41:04.530 --> 00:41:06.329
.براي انتقام به پرواز در آيم...

00:41:06.500 --> 00:41:07.560
.آماده‌ات مي‌بينم

00:41:07.729 --> 00:41:10.500
...تو اگر از اين ماجرا به هيجان در نيايي

00:41:10.659 --> 00:41:16.129
"از گياه هرزه‌اي که بر کناره‌هاي "ليتي
(رودي در دوزخ که نوشيدن آبش باعث فراموشي مردگان است)
.مي‌پوسد بي‌رگ‌تري

00:41:16.300 --> 00:41:18.000
.حال، هملت، گوش فرا ده

00:41:18.159 --> 00:41:20.930
گفته شد هنگامي که
...در بستان‌سراي خويش خفته بودم

00:41:21.099 --> 00:41:23.029
.ماري مرا گزيد...

00:41:23.200 --> 00:41:26.030
...بدين سان سراسر دانمارک

00:41:26.229 --> 00:41:31.330
با گزارشي دروغ درباره‌ي مرگ من...
.به نحوي فاحش فريب خورد

00:41:31.499 --> 00:41:35.959
:ولي اکنون، تو اي جوان آزاده، بدان
...ماري که بر جان پدرت نيش زد

00:41:36.130 --> 00:41:38.699
.اکنون تاج او را بر سر دارد...

00:41:38.860 --> 00:41:42.030
! آه، اي روح راست‌ الهام من ! عمويم

00:41:42.199 --> 00:41:47.729
...آري، آن حيوان زناکار

00:41:47.900 --> 00:41:52.730
...به جادوي زيرکي و هديه‌هاي جنايتکارانه‌ي خويش...

00:41:52.899 --> 00:41:58.729
آه، چه تبهکارند آن زيرکي و آن هديه‌ها-
-که مي‌توانند چنين از راه بدر برند

00:41:58.900 --> 00:42:01.830
...شهبانوي مرا که چندان تظاهر به پاکدامني مي‌کرد...

00:42:01.989 --> 00:42:07.659
.با شهوت‌پرستي خائنانه‌ي خويش هم‌داستان کرد...

00:42:07.830 --> 00:42:10.459
...آه، اي هملت

00:42:10.630 --> 00:42:14.399
! چه لغزشي بود اين...

00:42:14.560 --> 00:42:20.529
...از همچو مني گذشتن، که عشقم با بلندهمتي

00:42:20.700 --> 00:42:24.700
با سوگندي که هنگام زناشويي ياد کرده بودم...
...دست در دست مي‌رفت

00:42:24.859 --> 00:42:27.930
...و آنگاه بر ناکسي فرود آمدن...

00:42:28.099 --> 00:42:32.259
.که برازندگي‌هاي او در برابر من بس ناچيز بود...

00:42:32.460 --> 00:42:35.800
...ولي همچنان که تقوا، هيچ برانگيخته نمي‌شود

00:42:35.959 --> 00:42:39.400
هنگامي که هرزگي در هيئتي آسماني...
...وي را به خود دعوت کند

00:42:39.559 --> 00:42:43.500
،فسق هم...
...اگر با فرشته‌اي درخشان پيوند يابد

00:42:43.659 --> 00:42:46.929
...باز از بستر آسماني خود به ستوه مي‌آيد...

00:42:47.100 --> 00:42:50.460
.و طعمه‌ي خود را در پليدي‌ها مي‌جويد...

00:42:50.629 --> 00:42:53.459
ولي هان !‌ گويي هواي بامدادي
.بر من مي‌دمد

00:42:53.630 --> 00:42:55.330
.بايد سخن کوتاه کنم

00:43:37.499 --> 00:43:41.059
...و جوششي آني مانند جذام

00:43:41.230 --> 00:43:45.100
...پوست نرم و سالم مرا...

00:43:45.529 --> 00:43:49.199
.با زخم‌هاي زشت و نفرت‌انگيز پوشاند...

00:43:49.360 --> 00:43:53.500
...بدين سان بود که من به يک‌باره در خواب

00:43:53.659 --> 00:43:56.229
...به دست برادر...

00:43:56.400 --> 00:44:00.130
...زندگي، تاج و شهبانوي خود را...

00:44:00.300 --> 00:44:03.129
.از دست دادم...

00:44:03.529 --> 00:44:07.930
...و در عين شکفتگي گناهانم...

00:44:08.099 --> 00:44:14.100
...ناکام، بي‌تلقين و تدهين درويده شدم...

00:44:14.259 --> 00:44:18.729
...آري بي‌آنکه آماده گشته باشم..

00:44:18.900 --> 00:44:23.699
با همه‌‌ي معايب خويش...
.به پاي حساب فرستاده شدم

00:44:24.200 --> 00:44:27.060
...واي چه دهشتناک

00:44:27.229 --> 00:44:30.559
...چه دهشتناک...

00:44:30.729 --> 00:44:34.059
.بسي دهشتناک است...

00:44:34.230 --> 00:44:37.860
.اگر جوهري در توست، اين را بر خود هموار مکن

00:44:38.029 --> 00:44:43.859
مگذار که خوابگاه شاهي دانمارک
.بستر شهوتراني و زناي ناخجسته باشد

00:44:44.030 --> 00:44:47.530
...و به هر صورت که دست اندر کار شوي

00:44:47.699 --> 00:44:50.599
...روح خود را آلوده مدار...

00:45:32.760 --> 00:45:36.030
اي زمين ! و باز چه ؟

00:45:36.229 --> 00:45:40.630
آيا دوزخ را هم بايد افزود ؟

00:45:41.560 --> 00:45:44.059
! تُفو

00:45:44.230 --> 00:45:48.730
...آرام، آرام باش، قلب من

00:45:49.700 --> 00:45:54.930
،و شما اي اعصاب من، ناگهان پير نگرديد...
.بلکه استوارم نگه داريد

00:45:55.099 --> 00:45:57.260
!فراموشت نکنم ؟

00:45:58.029 --> 00:46:02.659
...نه، اي شبح بي‌نوا

00:46:02.830 --> 00:46:06.859
تا زماني که حافظه...
.در اين گوي آسيمه‌سر جايي دارد

00:46:07.030 --> 00:46:09.499
.نه، من فراموشت نکنم

00:46:09.660 --> 00:46:14.160
من از لوح حافظه‌ام
...همه‌ي خاطرات ناچيز را

00:46:14.329 --> 00:46:18.259
...همه‌ي مضامين کتاب‌ها و هر تأثر و هر تصويري را...

00:46:18.430 --> 00:46:20.899
...که جواني با مشاهده بر آن نگاشته‌اند، خواهم زدود...

00:46:21.060 --> 00:46:26.699
....و تنها فرموده‌‌ي تو، بي‌آميختگي موضوعات سبک‌تر...

00:46:26.860 --> 00:46:29.060
.در کتاب مغزم زنده خواهد ماند...

00:46:29.229 --> 00:46:31.559
! آري، به خدا سوگند

00:46:31.730 --> 00:46:35.829
! آه، اي زن نابکار

00:46:36.000 --> 00:46:39.600
! اي ناکس،‌ ناکس ملعونِ خنده بر لب

00:46:39.759 --> 00:46:41.530
...دفترم

00:46:41.699 --> 00:46:46.499
خوب است در آن يادداشت کنم...
.که مي‌توان لبخند زد و لبخند زد و باز ناکس بود

00:46:46.660 --> 00:46:48.529
دست کم يقين دارم
.که در دانمارک چنين مي‌تواند بود

00:46:48.700 --> 00:46:53.530
.خب عمو، در اينجا ثبت کردمت

00:46:54.359 --> 00:46:56.359
...و اما شعار من

00:46:56.530 --> 00:47:01.660
...چنين خواهد بود: «خدانگهدار، خدانگهدار

00:47:01.829 --> 00:47:04.260
«فراموشم نکن...

00:47:06.329 --> 00:47:08.599
.من بر اين سوگند خورده‌ام

00:47:11.060 --> 00:47:12.599
! سرورم -
! سرورم -

00:47:13.229 --> 00:47:14.559
! سرورم -
! والا حضرت هملت -

00:47:14.730 --> 00:47:17.330
! خدايا نگه‌دار او باش
! آمين

00:48:54.819 --> 00:48:56.630
و بار ديگر
.دست‌هايتان را بر شمشير من بگذاريد و سوگند ياد کنيد

00:48:56.799 --> 00:49:00.200
،که هرگز آنچه را که شنيديد بازگو نکنيد
.به شمشير من سوگند ياد کنيد

00:49:00.359 --> 00:49:03.299
! سوگند ياد کنيد -
! خوب گفتي، ‌اي موش کور -

00:49:03.460 --> 00:49:06.799
چگونه مي‌تواني به اين سرعت زيرزمين کار کني ؟
! نقب‌کن شايسته‌اي هستي

00:49:06.960 --> 00:49:08.459
.باز دوستان مهربانم، دورتر برويم

00:49:19.340 --> 00:49:20.000
.ولي بياييد

00:49:20.060 --> 00:49:24.729
،و اينجا  همچنان که دمي پيش
...به ياري پروردگار سوگند ياد کنيد

00:49:24.900 --> 00:49:27.500
...که هر چند رفتارم شگرف و غريب بنمايد...

00:49:27.659 --> 00:49:32.829
چه امکان آن هست که به زودي چنين صلاح بدانم-
-.که خود را به مسخرگي بزنم

00:49:33.000 --> 00:49:36.199
،هرگز، وقتي که مرا بدان حال مي‌بينيد...
...دست‌ها را بدين سان چليپا نکنيد

00:49:36.360 --> 00:49:39.500
،و اين گونه سر نجنبانيد...
...يا با جملات شبهه‌آميز

00:49:39.659 --> 00:49:41.860
،"مانند "خوب بله، مي‌دانيم
"...يا "اگر مي‌خواستيم، مي‌توانستيم

00:49:42.029 --> 00:49:44.830
"...يا " اگر مايل به گفتنش بوديم...
"...يا " کساني هستند که اگر مي‌توانستند

00:49:45.000 --> 00:49:48.129
،يا با هر گونه سخن دو پهلوي ديگر به کنايه نفهمانيد
.که چيزي درباره‌ي من مي‌دانيد

00:49:48.300 --> 00:49:49.799
...اين را سوگند ياد کنيد

00:49:49.960 --> 00:49:51.829
...که فيض و رحمت حق...

00:49:51.990 --> 00:49:56.760
! در شدت نياز يارتان باد...

00:51:18.530 --> 00:51:21.400
.رنالدو، اين پول و اين نامه‌ها را به او بدهيد

00:51:21.559 --> 00:51:22.629
.به چشم، سرورم

00:51:23.060 --> 00:51:25.799
...اما رنالدوي عزيز، عاقلانه‌تر آن است

00:51:26.000 --> 00:51:29.759
که پيش از ملاقات با او از رفتار...
.و کردارش جويا شويد

00:51:29.930 --> 00:51:31.929
.سرورم، قصد من همين بود

00:51:32.100 --> 00:51:33.830
! ها، خوب گفتي، بسيار خوب گفتي

00:51:33.989 --> 00:51:37.960
،ببينيد، آقا
...اول تحقيق کنيد که دانمارکي‌هاي پاريس چگونه‌اند

00:51:38.129 --> 00:51:42.000
،که هستند، چه هستند، چه درآمدي دارند...
...کجا مسکن گرفته‌اند

00:51:42.159 --> 00:51:43.989
.نشست و برخاستشان با کيست، چه خرج‌هايي مي‌کنند...

00:51:44.359 --> 00:51:47.329
و پس از آنکه با اين مقدمه‌چيني‌ها
...و اين تعبيه‌ها پي برديد

00:51:47.500 --> 00:51:50.100
...که پسرم را مي‌شناسند...

00:51:50.259 --> 00:51:53.960
...به هدف‌تان نزديک‌تر شويد...

00:51:54.429 --> 00:51:57.429
...و وانمود کنيد که خودتان گويا از دور مي‌شناسيدش...

00:51:57.600 --> 00:52:01.629
مثلاً بگوييد: "پدرش را و دوستانش را...
".و تا اندازه‌اي، خودش را هم مي‌شناسم

00:52:01.800 --> 00:52:04.229
متوجه هستيد چه مي‌گويم، رنالدو ؟ -
.آري، بسيار خوب، سرورم -

00:52:04.400 --> 00:52:08.560
"تا اندازه‌اي خودش را"
...گر چه مي‌توانيد بگوييد، "نه چندان

00:52:08.729 --> 00:52:13.659
،اما اگر همان باشد که گمان مي‌کنم...
".بسيار جوان خودسري است، اين و آن عيب را داراست

00:52:13.830 --> 00:52:16.329
و آنگاه هر جعلياتي را که خوش داشتيد
.به وي نسبت دهيد

00:52:16.500 --> 00:52:19.960
اوه، اما نه چيزهاي زننده‌اي
.که بتواند شرافتش را لکه دار کند، مواظب کار باشيد

00:52:20.700 --> 00:52:23.530
آقا، بلکه از آن لغزش‌ها
...و خودسري‌هاي عادي

00:52:23.699 --> 00:52:27.599
که خوب مي‌دانيم...
.با جواني و آزادي همراه است

00:52:27.760 --> 00:52:32.360
از قبيل قمار، سرورم ؟ -
...ها، بله، مي‌خوارگي، شمشيرکشي -

00:52:32.529 --> 00:52:36.330
.ناسزاگويي، زن‌بارگي...

00:52:37.930 --> 00:52:40.059
.شما تا اينجا هم مي‌توانيد پيش برويد

00:52:43.130 --> 00:52:44.899
.سرورم، اين که مايه‌ي بدناميش خواهد بود

00:52:45.060 --> 00:52:48.129
نه، براستي، به شرطي که بتوانيد
.در عيب‌جويي‌هايتان اندازه نگه داريد

00:52:48.300 --> 00:52:52.359
نبايد چنان تهمتي به او ببنديد
.که تصور شود سرشت هرزه‌اي دارد

00:52:52.530 --> 00:52:53.930
.منظور من اين نيست

00:52:54.099 --> 00:52:58.360
ولي معايبش را چنان ماهرانه وصف کنيد
...که به صورت خامي سرشتي آزاد

00:52:58.529 --> 00:53:00.700
شراره‌ها و سرکشي‌هاي...
...جاني آتشين

00:53:00.859 --> 00:53:04.330
و توسني خوني رام ‌نا گشته...
.و شوري همگاني جلوه کند

00:53:04.499 --> 00:53:06.799
...ولي، سرورم -
مي‌پرسيد براي چه مي‌بايد چنين کنيد ؟ -

00:53:06.960 --> 00:53:09.299
،بله، سرورم
.مي‌خواستم همين را بدانم

00:53:09.460 --> 00:53:13.100
،ها، آقا، تدبيري که من انديشيده‌ام اين است
:و يقين دارم که کارگر خواهد افتاد

00:53:13.259 --> 00:53:15.899
شما که اين آلودگي‌هاي جزيي را
...به پسرم نسبت داديد

00:53:16.060 --> 00:53:18.759
درست مانند کالايي که در کارگاه...
...چرکين شده باشد

00:53:18.930 --> 00:53:22.599
توجه داريد، مخاطبتان، او که مي‌خواهيد...
...از او حرف بيرون بکشيد

00:53:22.760 --> 00:53:27.100
همين قدر اگر در جواني، که از او با وي...
...سخن مي‌گوييد، چيزکي از آن معايب را سراغ کرده باشد

00:53:27.259 --> 00:53:30.459
مطمئن باشيد...
:که گفته‌ي شما را با گفتن عناويني مانند

00:53:30.630 --> 00:53:34.500
«آقاي عزيز» يا «دوست من»
...يا «سرکار آقا» تأييد خواهد کرد

00:53:34.659 --> 00:53:37.200
بر حسب آنکه چه عبارات يا عناويني...
.آن مرد به کار مي‌برد و در کشورش مرسوم است

00:53:37.359 --> 00:53:38.659
.بسيار خوب، سرورم

00:53:38.830 --> 00:53:41.229
...و آن وقت، آقا، اگر او، اگر او

00:53:42.360 --> 00:53:43.630
چه داشتم مي‌گفتم ؟

00:53:43.799 --> 00:53:46.560
،به خدا، داشتم چيزي مي‌گفتم
حرفم کجا بود ؟

00:53:46.729 --> 00:53:49.959
..."آنجا که "تأييد خواهد کرد

00:53:51.130 --> 00:53:53.800
."با گفتن "دوست من" يا "سرکار آقا...

00:53:53.959 --> 00:53:55.629
"ها، بله، "تأييد خواهد کرد

00:53:55.799 --> 00:53:58.159
:حرفتان را اين جور تأييد خواهد کرد

00:53:58.330 --> 00:54:00.930
...من اين آقا را مي‌شناسم"

00:54:01.099 --> 00:54:03.460
،ديروز يا پريروز ديدمش...
...در فلان يا بهمان تاريخ

00:54:03.629 --> 00:54:06.029
،با فلان و بهمان کس...
...و همان ‌طور که شما مي‌گوييد

00:54:06.200 --> 00:54:10.129
،سرگرم قمار بود...
...يا در مجلس مي‌خواري از پا در افتاده بود

00:54:10.300 --> 00:54:14.829
،يا در بازي تنيس با يکي پرخاش مي‌کرد" يا کسي چه مي‌داند...
..."ديدمش به يکي از آن خانه‌هاي کذايي مي‌رفت"

00:54:15.000 --> 00:54:17.099
...مثلاً به يک فاحشه‌خانه و

00:54:17.260 --> 00:54:22.499
حالا ديگر مي‌فهميد ؟ شما با طعمه‌ي دروغتان
.ماهي حقيقت را صيد مي‌کنيد

00:54:22.660 --> 00:54:26.159
...و ما مردم آزموده و با کفايت

00:54:26.330 --> 00:54:29.300
با همين شيوه‌ زدن‌ها...
...و کج باختن‌ها

00:54:29.459 --> 00:54:33.460
.از بي‌راهه راه به مقصود ببريم...

00:54:33.629 --> 00:54:37.829
،شما هم با پيروي از اين درس و اندرز من
.خواهيد توانست به اخلاق پسرم پي ببريد

00:54:38.000 --> 00:54:40.600
ملتفت شديد چه گفتم، يا نه ؟ -
.بله، سرورم -

00:54:40.759 --> 00:54:42.330
.خدا به همراه،‌ سفر به خير

00:54:45.160 --> 00:54:46.160
! به اقبال سرورم

00:54:51.100 --> 00:54:53.429
.بولهوسي‌هاي او را به رُخش نکشيد

00:54:53.600 --> 00:54:54.900
.اطاعت، سرورم

00:54:55.530 --> 00:54:58.530
.و بگذاريد به هواي خودش باشد

00:54:59.429 --> 00:55:01.329
.بسيار خوب، سرورم

00:55:01.500 --> 00:55:03.229
.خدانگهدار

00:55:05.229 --> 00:55:06.660
! سرورم

00:55:07.459 --> 00:55:09.129
ها، افيليا، چه شده ؟

00:55:09.300 --> 00:55:11.960
!آخ، سرورم، چقدر ترسيدم

00:55:12.130 --> 00:55:13.959
خداي من، ‌از چه ؟

00:55:14.130 --> 00:55:17.360
سرورم، من در اتاقم
...سرگرم دوخت و دوز بودم

00:55:17.529 --> 00:55:20.499
،والاحضرت هملت...
...با قباي باز

00:55:20.660 --> 00:55:23.159
،بي‌کلاه...
...با جوراب‌هاي بي‌بندِ گلي

00:55:23.330 --> 00:55:25.930
...که چين خورده روي قوزک پايش افتاده بود...

00:55:26.099 --> 00:55:29.730
،رنگش مثل پيراهن خود سفيد...
...با زانوهايي که به هم مي‌خورد

00:55:29.899 --> 00:55:32.400
...و سيمايي چنان ترحم‌انگيز...

00:55:32.559 --> 00:55:35.930
که گويي دوزخ او را بيرون فرستاده...
...تا وحشت‌هاي آن را بازگو کند

00:55:36.099 --> 00:55:37.359
.در چنين حالي نزد من آمد...

00:55:37.530 --> 00:55:40.560
عشق تو ديوانه‌اش کرده ؟ -
.سرورم، نمي‌دانم -

00:55:40.729 --> 00:55:43.060
.ولي به راستي مي‌ترسم که همين باشد -
چه گفت ؟ -

00:55:43.229 --> 00:55:47.730
...او مچ دستم را گرفت و سخت فشار داد

00:55:47.899 --> 00:55:50.729
...سپس به اندازه‌ي دست و بازوي خود دور شد...

00:55:50.900 --> 00:55:54.530
و دست ديگرش را اين طور...
...بالاي ابروانش نگه داشت

00:55:54.699 --> 00:56:00.159
و در چهره‌ام چنان نگاه دقيقي دوخت...
.که گويي مي‌خواهد تصويرم را بکشد

00:56:01.730 --> 00:56:03.930
.يک چند به اين حال ماند

00:56:05.159 --> 00:56:08.900
...و سر انجام، بازوانم را کمي تکان داد

00:56:09.059 --> 00:56:12.760
...و سه بار بدين گونه سر جنباند...

00:56:12.929 --> 00:56:17.529
و آهي چنان عميق...
...و چنان رقت‌انگيز سر داد

00:56:17.700 --> 00:56:23.430
که گويي مي‌بايد پيکرش از آن از هم بپاشد...
.و زندگانيش به پايان برسد

00:56:24.430 --> 00:56:27.199
...آنگاه، رهايم کرد

00:56:27.360 --> 00:56:31.499
و همچنان که سرش از فراز شانه...
...به سوي من بود

00:56:32.399 --> 00:56:35.800
گويي بدون کمک چشمانش...
...راه خود را مي‌جست

00:56:36.599 --> 00:56:40.430
...به همان حال از در بيرون رفت...

00:56:40.599 --> 00:56:43.930
و تا به آخر پرتو چشمانش را...
.بر من تاباند

00:56:47.659 --> 00:56:49.399
.بيا

00:56:50.729 --> 00:56:52.400
.با من برويم

00:56:52.559 --> 00:56:54.859
.من به سراغ شاه مي‌روم

00:56:55.030 --> 00:56:59.759
،اين همان جذبه‌ي عشق است
...که فرط حدّت آن را به نابودي دارد

00:56:59.930 --> 00:57:02.359
...و اراده را به کارهاي پر خطر مي‌کشاند...

00:57:02.530 --> 00:57:06.530
مانند هر سوداي ديگري در جهان...
.که سرشت ما بدان دچار گردد

00:57:06.699 --> 00:57:08.100
.من متأسفم

00:57:10.000 --> 00:57:12.199
ببينم،‌آيا تازگي‌ها با وي به درشتي
سخن گفته‌ايد ؟

00:57:12.360 --> 00:57:15.459
.نه، سرور عزيزم
...ولي به دستور شما

00:57:15.630 --> 00:57:20.029
نامه‌هايش را پس فرستاده...
.و از ديدنش سر باز زده‌ام

00:57:24.030 --> 00:57:26.330
.همين ديوانه‌اش کرده

00:57:26.960 --> 00:57:31.160
پشيمانم که او را با هشياري
.و خردمندي بيشتري نگاه نکردم

00:57:31.759 --> 00:57:35.529
مي‌ترسيدم تنها سر هوس‌بازي داشته
.در پي تباهي تو باشد

00:57:35.700 --> 00:57:38.229
!ولي اُف بر اين بدگماني من

00:57:38.400 --> 00:57:43.560
به خدا، در مردمي به سن و سال من
...لجاج ورزيدن در عقايد خود

00:57:43.729 --> 00:57:47.760
همان‌قدر عادي است...
.که بصيرت نداشتن در جوانان

00:57:55.860 --> 00:57:59.860
.بيا، نزد شاه برويم

00:58:00.359 --> 00:58:04.529
،بايد اين را به اطلاع وي رساند
...زيرا پنهان داشتن اين عشق

00:58:04.700 --> 00:58:09.059
بيش از آنچه افشاي آن موجب...
.برانگيختن دشمني شود، مايه‌ي دردسر خواهد بود

00:58:12.759 --> 00:58:14.299
.بيا

00:59:35.500 --> 00:59:38.959
بر قدرت فرمانروايي والايي
...که هر دو اعلي‌حضرت بر ما دارند

00:59:39.130 --> 00:59:42.100
به جاي خواهش مي‌توانند اراده‌ي رعب‌انگيز خود را...
.همچو فرماني بر زبان آرند

00:59:42.259 --> 00:59:46.200
،ما هر دو فرمان‌برداريم
...و اينک خدمات خود را آزادانه در پاي شما مي‌گذاريم

00:59:46.359 --> 00:59:49.160
و تا آنجا که در توش و توان ماست...
.آماده‌ي اجراي فرمانيم

00:59:49.329 --> 00:59:53.100
"متشکرم، "روزنکرانتز
.و شما اي "گيلدنسترن" آزاده

00:59:53.259 --> 00:59:56.899
"سپاس‌گذارم، "گيلدنسترن
.و شما اي "روزنکرانتز" آزاده

00:59:57.060 --> 01:00:00.660
تمنا دارم هم اکنون به ديدن پسرم
.که بس دگرگون گشته است برويد

01:00:00.829 --> 01:00:02.830
،يکي از شما
.اين آقايان را نزد هملت ببرد

01:00:02.989 --> 01:00:06.130
خدا کند حضور ما و مراقبت‌هاي ما
! برايش خوشايند و سلامت‌بخش باشد

01:00:06.299 --> 01:00:07.360
!آه، خدا کند

01:00:07.529 --> 01:00:10.330
سرورم، سفيران ما
.به خوشي از نروژ باز گشته‌اند

01:00:10.499 --> 01:00:13.159
.تو همواره خوش خبر بوده‌اي -
به راستي، سرورم ؟ -

01:00:13.330 --> 01:00:16.900
فرمانرواي مهربانم، مطمئن باشيد
...که من کارداني خود و روح خود

01:00:17.059 --> 01:00:20.559
هر دو را در خدمت شاه زيردست‌نواز...
.و خداي خويش گماشته‌ام

01:00:21.100 --> 01:00:23.529
...و من

01:00:23.700 --> 01:00:26.900
مگر اينکه اين مغز من ديگر-
...به همان قاطعيت پيشين

01:00:27.059 --> 01:00:28.759
-رد پاي هر مهمي را دنبال نکند...

01:00:28.930 --> 01:00:32.830
به درستي معتقدم...
.که علت ديوانگي هملت را يافته‌ام

01:00:32.989 --> 01:00:36.599
.آه، بگو، مشتاق شنيدنش هستم

01:00:36.800 --> 01:00:38.700
...اول سفيران را به حضور بخوانيد

01:00:38.859 --> 01:00:41.499
در همچو ضيافتي بزرگي...
.سخنان من به جاي ميوه خواهد بود

01:00:41.660 --> 01:00:44.560
،بسيار خوب، خودت با آنان تعارف کن
.و به حضورشان بياوريد

01:00:45.800 --> 01:00:48.299
...گِرترود نازينم، او مي‌گويد

01:00:48.460 --> 01:00:51.199
که ريشه و سرچشمه‌‌ي بدخويي...
.پسرتان را يافته است

01:00:51.360 --> 01:00:53.799
...مي‌ترسم جز همان علت بزرگ

01:00:53.960 --> 01:00:57.230
،زناشويي پر شتاب ما پس از مرگ پدرش...
.چيزي نباشد

01:00:57.399 --> 01:01:00.729
.خوب، وارسي مي‌کنيم

01:01:15.160 --> 01:01:16.929
.خوش آمديد، دوستان عزيزم

01:01:17.430 --> 01:01:20.330
،خوب، وُلتيماند
از برادرم شاه نروژ گفتني چه داريد ؟

01:01:20.499 --> 01:01:24.330
.بهترين سلام و دعاي خود را عرضه مي‌دارد

01:01:24.500 --> 01:01:29.029
...کار گردآوري سپاه را که برادرزاده‌اش در پيش گرفته

01:01:29.200 --> 01:01:33.459
و او خود آن را تدارکاتي بر ضد لهستانيان...
...پنداشته بود

01:01:33.630 --> 01:01:38.900
اما پس از وارسي به درستي پي برد که بر ضد...
.اعلي‌حضرت است، با نخستين اشاره‌ي ما فرمود تا متوقف سازند

01:01:39.059 --> 01:01:43.430
و دلتنگ از اينکه بيماري، ناتواني و سالخوردگيش
...را بدين سان فريب داده‌اند

01:01:43.599 --> 01:01:46.599
...دستورهاي مؤکدي را براي فورتينبراس فرستاد...

01:01:46.760 --> 01:01:53.260
مختصر آنکه فورتينبراس سر فرود بياورد...
...و به سرزنش‌هاي شاه نروژ تن داد

01:01:53.429 --> 01:01:57.860
...و سرانجام در برابر عموي خود سوگند ياد کرد...

01:01:58.030 --> 01:02:01.630
که ديگر هرگز با اعلي‌حضرت...
.سلاح‌آزمايي نکند

01:02:01.799 --> 01:02:05.829
،شاه سالخورده‌ي نروژ
...از آن سخت شادمان گشت

01:02:05.990 --> 01:02:09.959
...و سه هزار سکه‌ي زر درآمد سالانه بدو بخشيد...

01:02:10.130 --> 01:02:16.360
و دستور داد،‌ سپاه گرد آمده را...
.عليه لهستانيان بکار برد

01:02:16.529 --> 01:02:20.099
...او در اين نامه، که اينک از نظر شاهانه مي گذرد

01:02:20.260 --> 01:02:25.299
خواهش کرده است که لطف فرموده...
...براي اين اقدام پروانه‌‌ي عبور ازخاک خود به وي اعطا کنيد

01:02:25.460 --> 01:02:31.300
شرايط پروانه‌ي عبور و ضمانت‌هاي مربوط بدان...
.در اين نامه به رقم در آمده است

01:02:31.459 --> 01:02:33.459
.مانعي نمي‌بينيم

01:02:33.660 --> 01:02:38.730
ما اين نامه را در فرصتي شايسته‌تر مي‌خوانيم
.و پس از بررسي امر پاسخ خواهيم داد

01:02:38.899 --> 01:02:41.660
و اينک از رنجي که به خوبي
. به پايان برديد سپاس‌گذاريم

01:02:41.829 --> 01:02:43.330
.برويد استراحت کنيد

01:02:43.499 --> 01:02:46.960
امشب با هم به جشن
.و سرور خواهيم پرداخت، بسيار خوش آمديد

01:02:47.129 --> 01:02:49.029
.اينک اين کار به خوشي خاتمه يافت

01:03:34.959 --> 01:03:40.260
،صنعت‌پردازي احمقانه‌اي بود
.برود پي کارش، چون هيچ در پي هنرنمايي نيستم

01:03:40.429 --> 01:03:42.159
.پس، فرض کنيم که او ديوانه است

01:03:42.330 --> 01:03:45.329
و اکنون اين کار باقي مي‌ماند
.که علت اين معلول را پيدا کنيم

01:03:45.500 --> 01:03:50.899
...زيرا اين معلول عليل براي خود علتي دارد...

01:03:51.060 --> 01:03:54.900
،آنچه باقي مانده همين است
!و باقي‌مانده نيز چنين است

01:03:55.059 --> 01:03:56.630
.تعمق بفرماييد

01:05:05.300 --> 01:05:08.299
.افيلياي عزيز! من در اين زمينه‌ها خامم

01:05:08.460 --> 01:05:10.899
و در اين که ناله‌هاي خود را
.به وزن و آهنگ در آورم دستي ندارم

01:05:11.060 --> 01:05:13.430
...ولي تو را از هر چيزي بيشتر دوست دارم

01:05:13.599 --> 01:05:19.129
.آه اي بهترين، باور کن...

01:05:19.630 --> 01:05:22.099
! خدانگهدار ! خدانگهدار

01:05:25.899 --> 01:05:28.360
...همواره متعلق به توست

01:05:33.330 --> 01:05:35.989
اين است آنچه دختر فرمان‌بردارم
...به من نشان داد

01:05:36.160 --> 01:05:38.160
...و از آن گذشته، تقاضاهاي او را...

01:05:38.329 --> 01:05:40.659
و اين که به چه وسيله...
...کي و در کجا بوده است

01:05:40.829 --> 01:05:42.030
.همه را به من گزارش کرد...

01:06:04.359 --> 01:06:09.030
،خير، من راست به قلب مطلب رفتم
:و به دختر جوانم چنين گفتم

01:06:09.199 --> 01:06:12.529
والاحضرت هملت شاهزاده‌اي است بيرون از "
".مدار سرنوشت تو، چنين کاري شدني نيست

01:06:12.700 --> 01:06:16.300
و آنگاه به وي دستور دادم
...که در به روي خود بر چاره‌سازي او ببندد

01:11:32.699 --> 01:11:35.930
.پس، بلند پروازي شماست که آن را بدين صورت در مي‌آورد
.اينجا براي پرواز انديشه‌تان جاي بس تنگي است

01:11:36.099 --> 01:11:38.699
به خدا، من مي‌توانم
...در پوست گردويي محصور باشم

01:11:38.860 --> 01:11:41.700
...و خود را شاه سرزمين بي‌کراني بدانم...

01:11:41.859 --> 01:11:44.229
.اگر اين نمي‌بود که خواب‌هاي آشفته مي‌بينم...

01:11:44.400 --> 01:11:46.799
.اين خواب‌ها به راستي همان جاه‌طلبي و بلند پروازي است

01:11:46.960 --> 01:11:50.299
چه جوهر هستيِ جاه‌طلبي
.سايه‌ي خوابي بيش نيست

01:11:50.460 --> 01:11:51.860
.خود خواب چيزي جز سايه نيست

01:11:52.029 --> 01:11:54.529
درست، و من جاه‌طلبي را
...چنان پوچ و ناچيز مي‌دانم

01:11:54.700 --> 01:11:56.159
.که سايه‌ي سايه‌اي بيش نيست...

01:11:56.330 --> 01:11:58.000
...در اين صورت، مردم خرده‌پا تننند

01:11:58.159 --> 01:12:01.129
،و پادشاهان و پهلوانانِ گسترده‌يال و کوپال ما...
.سايه‌ي اين مردم

01:12:01.300 --> 01:12:04.929
چطور است به دربار برويم ؟
.زيرا به ايمانم سوگند، توانايي استدلال ندارم

01:12:05.100 --> 01:12:08.329
.گوش به فرمان شماييم -
!هيچ از اين گونه نگوييد -

01:12:08.499 --> 01:12:11.899
نمي‌خواهم شما را با ديگر زيردستانم
...هم‌تراز بدانم

01:12:12.060 --> 01:12:17.260
،زيرا، رک و راست به شما مي‌گويم
.ملازمان بس هراسناکي دارم

01:12:18.230 --> 01:12:23.400
،ولي به دوستي ديرين سوگند
چه چيز شما را به اِلسينور آورد ؟

01:12:23.559 --> 01:12:25.730
.آرزوي ديدار شما، سرورم و ديگر هيچ

01:12:25.899 --> 01:12:28.300
،چنين بينوا که منم
...دستم حتي در سپاسگذاري تنگ است

01:12:28.459 --> 01:12:30.359
.با اين همه سپاسگذارم...

01:12:30.530 --> 01:12:34.460
،اما به يقين،‌ دوستان عزيزم
.براي سپاسگذاريِ من نيم‌غاز هم بهاي گزافي است

01:12:35.430 --> 01:12:38.360
آيا پي‌تان نفرستاده‌اند ؟
به صرافت طبع خودتان آمده‌ايد ؟

01:12:38.529 --> 01:12:40.099
براي يک ديدار بي‌روي ‌ريا ؟

01:12:40.260 --> 01:12:43.329
.بياييد با من به صداقت رفتار کنيد

01:12:43.500 --> 01:12:45.729
! بياييد، حرف بزنيد، نه

01:12:45.900 --> 01:12:47.230
آخر چه بگوييم، سرورم ؟

01:12:47.400 --> 01:12:49.460
.هرچه شد جز اينکه بيراه نباشد

01:12:49.629 --> 01:12:51.100
پي‌تان فرستاده‌اند ؟

01:12:51.259 --> 01:12:55.030
،در چهره‌تان نوعي اعتراف بدان پيداست
.و آزرم‌تان در چاره‌سازي چندان دست ندارد که آن را بَزک کند

01:12:55.230 --> 01:12:56.860
مي‌دانم، که اين شاه مهربان و شهبانو هستند
.که پي شما فرستاده‌اند

01:12:57.099 --> 01:12:58.099
به چه منظوري، سرورم ؟

01:12:58.399 --> 01:13:00.059
.اين را خود شما بايد بگوييد

01:13:00.230 --> 01:13:02.700
...ولي به حق هم‌درسي‌مان

01:13:02.859 --> 01:13:04.529
...به دمسازي جواني‌مان...

01:13:04.700 --> 01:13:07.499
به حکم دوستي‌مان...
...که همواره پايدار مانده است

01:13:07.660 --> 01:13:11.799
و به هر چه از همه گرامي‌تر که يک سخن‌سنج‌تر از من...
...مي‌تواند شما را بدان مقيد سازد

01:13:11.960 --> 01:13:17.329
سوگندتان مي‌دهم، ‌که با من راست و بي‌پيچ و خم باشيد...
آيا پي‌تان فرستاده‌اند يا نه ؟

01:13:19.300 --> 01:13:22.260
شما چه مي‌گوييد ؟ -
.ها،‌ خوب مراقبتان هستم -

01:13:22.799 --> 01:13:26.329
.اگر مرا دوست داريد، طفره نرويد

01:13:27.629 --> 01:13:31.160
.سرورم، پي‌مان فرستاده بودند

01:13:34.899 --> 01:13:36.859
.علتش را خودم به شما مي‌گويم

01:13:37.030 --> 01:13:39.300
بدين سان پيش‌دستي من
...شما را از افشاي راز معاف خواهد داشت

01:13:39.459 --> 01:13:44.430
و از رازداري‌تان نسبت به شاه...
.و شاه‌بانو سر مويي کم نخواهد شد

01:13:45.259 --> 01:13:48.030
...از چندي پيش

01:13:48.199 --> 01:13:50.159
-به چه سبب نمي‌دانم-

01:13:50.330 --> 01:13:56.329
،من همه‌ي نشاط خود را از دست داده...
.و ترک هر گونه ورزش معتاد خود نموده‌ام

01:13:56.500 --> 01:14:00.159
...و به راستي چنان حال افسرده‌اي دارم

01:14:00.330 --> 01:14:05.200
...که زمين، اين بناي نغز...

01:14:05.359 --> 01:14:08.830
.به چشم فلاتي بي‌بر مي‌نمايد...

01:14:09.500 --> 01:14:11.830
...و اين سراپرده‌ي بس شگرف هوا

01:14:11.989 --> 01:14:16.529
...مي‌بينيد، اين سايبان زيباي آسمان

01:14:16.700 --> 01:14:20.699
...اين بام همايون...

01:14:20.860 --> 01:14:23.900
.آراسته به شعله‌هاي زرين...

01:14:24.059 --> 01:14:32.529
آري، اين همه براي من جز توده‌ي بخارات
.آلوده و طاعون‌زا چيز ديگري نيست

01:14:34.129 --> 01:14:37.399
! چه شاهکاري است آدمي

01:14:37.989 --> 01:14:39.629
...در خردمندي تا چه حد بزرگوار

01:14:39.800 --> 01:14:42.460
! و در استعداد چه نامحدود است...

01:14:42.630 --> 01:14:47.860
در هيئت و رفتار
...چه چالاک و دلپسند

01:14:48.059 --> 01:14:51.729
...در عمل هم‌پايه‌ي فرشتگان...

01:14:51.900 --> 01:14:56.430
!و در فهم و ادراک پنداري خداست...

01:14:56.599 --> 01:14:57.930
...زيبايي جهان است...

01:14:58.099 --> 01:15:00.230
.و گل سرسبد جانداران...

01:15:00.399 --> 01:15:03.930
...و با اين همه،‌ در چشم من

01:15:04.659 --> 01:15:11.499
.اين اَثير (جوهر) خاک هيچ است...

01:15:12.060 --> 01:15:17.560
.براي من مرد، گيرايي ندارد

01:15:18.160 --> 01:15:22.259
،نه، ‌همچنان که زن نيز ندارد
.هر چند گويي با لبخندتان مي‌خواهيد خلاف اين را برسانيد

01:15:22.430 --> 01:15:24.630
سرورم، چنين چيزي
.هيچ در انديشه‌ي من نبود

01:15:24.799 --> 01:15:28.300
"پس وقتي گفتم "مرد براي من هيچ گيرايي ندارد
براي چه خنديديد ؟

01:15:28.829 --> 01:15:32.729
سرورم، فکر کردم که اگر مرد برايتان
...گيرايي نداشته باشد

01:15:32.900 --> 01:15:36.559
گروه بازيگران چه پذيرايي خشکي...
.از شما خواهند ديد

01:15:36.730 --> 01:15:40.099
،ما در راه از آنان در گذشتيم...
.به زودي براي خدمت‌گذاريتان مي‌رسند

01:15:40.260 --> 01:15:42.399
مقدم آنکه در نقش شاه بازي مي‌کند
.گرامي خواهد بود

01:15:42.560 --> 01:15:45.729
اعلي‌حضرت‌شان از دست من
.پيشکشي دريافت خواهند نمود

01:15:45.900 --> 01:15:48.730
شهسوار حادثه‌جو
...شمشير و سپر خود را به گردش در خواهد آورد

01:15:48.899 --> 01:15:50.829
...جوان دلداده آه به رايگان نخواهد کشيد...

01:15:51.000 --> 01:15:53.429
مرد کج‌خلق به آسودگي...
...تا پايان نقش خود خواهد رفت

01:15:53.600 --> 01:15:57.029
دلقک خواهد توانست کساني را...
...که آسان به خنده مي‌افتند، بخنداند

01:15:57.200 --> 01:16:00.900
و بانو هم بي‌تکلف سخن خواهد گفت...
.و گرنه شعرش دچار سکته خواهد گشت

01:16:01.800 --> 01:16:02.999
اين بازيگران کدامند ؟

01:16:03.160 --> 01:16:06.499
،درست همان‌ها که همواره مورد پسندتان بودند
.بازيگران پايتخت

01:16:06.660 --> 01:16:07.930
چه شد که دوره‌گردي مي‌کنند ؟

01:16:08.099 --> 01:16:11.600
براي شهرتشان و بهره‌ي کارشان
.بهتر بود که در يک جا مقيم مي‌شدند

01:16:11.759 --> 01:16:14.460
به گمانم پريشاني احوال‌شان
.بر اثر نوآوري‌هاي اخير است

01:16:14.629 --> 01:16:17.229
هنوز هم به اندازه‌ي آن روزها
که من در پايتخت بودم، مورد پسند هستند ؟

01:16:17.400 --> 01:16:19.259
هنوز همان‌قدر تماشاگر دارند ؟ -
.نه، به راستي نه -

01:16:19.430 --> 01:16:21.400
براي چه ؟ مگر هنرشان سستي گرفته ؟

01:16:21.559 --> 01:16:23.530
نه،‌ شور و نشاط کارشان
.همان است که بود

01:16:23.699 --> 01:16:25.630
،ولي سر و کارشان با يک مشت بچه
.با يک آشيانه جوجه افتاده است

01:16:25.799 --> 01:16:28.329
...که درباره‌ي مسائل روز داد و فرياد راه مي‌اندازند...

01:16:28.530 --> 01:16:29.830
.و به همين سبب هم سخت تشويق مي‌شوند...

01:16:29.989 --> 01:16:31.329
.آنان اينک قبول عام يافته‌اند

01:16:31.500 --> 01:16:33.559
و چنان از تماشاخانه‌هاي عوام -و اين نامي است
...که خود بدان‌ها مي‌دهند- بد مي‌گويند

01:16:33.730 --> 01:16:33.760
،از بس که از نيش قلم‌شان مي‌ترسند...
.جرأت ندارند که در آن پا نهند

01:16:33.760 --> 01:16:35.360
...که بسيار کسان از اهل شمشير...
،از بس که از نيش قلم‌شان مي‌ترسند...
.جرأت ندارند که در آن پا نهند

01:16:35.360 --> 01:16:37.459
،از بس که از نيش قلم‌شان مي‌ترسند...
.جرأت ندارند که در آن پا نهند

01:16:37.630 --> 01:16:40.629
چه! آيا به راستي بچه‌اند ؟ نگهداريشان با کيست ؟
به چه نرخي مزد مي‌گيرند ؟

01:16:40.800 --> 01:16:44.029
آيا پس از آنکه ديگر خوانندگي نتوانند
به اين پيشه ادامه نخواهند داد ؟

01:16:44.199 --> 01:16:47.599
...و بعدها، اگر خود در زمره‌ي بازيگران عوام در آيند

01:16:47.760 --> 01:16:50.000
و اين هم اگر ممر درآمد بهتري نداشته باشند-
-بسيار محتمل است

01:16:50.159 --> 01:16:51.860
...آيا نخواهند گفت نويسندگان‌شان در حق‌شان ستم کردند

01:16:52.000 --> 01:16:54.299
که آنان را به بد گفتن از آنچه...
خود روزي مي‌بايست بشوند، واداشتند ؟

01:16:54.460 --> 01:16:56.999
به راستي، از هر دو طرف
.هياهو بسيار بوده است

01:16:57.160 --> 01:16:59.899
و مردم نيز از آنکه آنان را
.به مجادله برانگيزند، غفلت نداشته‌اند

01:17:00.060 --> 01:17:01.730
...زماني هم بود که کسي براي نمايشنامه‌اي

01:17:01.859 --> 01:17:04.129
که کار شاعر و بازيگر بر سر آن...
.به مشت و لگد نرسيده باشد،‌ پولي نمي‌داد

01:17:04.300 --> 01:17:06.960
مگر ممکن است ؟ -
.اوه! مغزها بود که در اين کار پريشان شد -

01:17:07.129 --> 01:17:09.059
و در اين ميان برنده بچه‌ها هستند ؟

01:17:09.230 --> 01:17:12.899
،ها، بله، سرورم
.حتي هرکولس و بارش را مي‌برند

01:17:13.060 --> 01:17:14.829
.خوب،‌ چندان هم غريب نيست

01:17:15.000 --> 01:17:17.030
...زيرا عموي من پادشاه دانمارک است

01:17:17.199 --> 01:17:20.300
و کساني که در روزگار پدرم به وي...
...دهن‌کجي مي‌کردند

01:17:20.459 --> 01:17:24.299
اکنون بيست، چهل، پنجاه و صد سکه‌ي زر...
.براي يک تصوير کوچکش مي‌دهند

01:17:25.860 --> 01:17:30.129
به خدا در اين کار چيزي وراي حد طبيعي است
.و کاش فلسفه مي‌توانست آن را دريابد

01:17:34.799 --> 01:17:37.399
.اين هم بازيگران

01:17:37.560 --> 01:17:39.060
.آقايان به السينور خوش آمديد

01:17:39.229 --> 01:17:42.130
،خوب، با من دست بدهيد
.خوشامد به مهمان بايد با آداب و مراسم همراه باشد

01:17:42.300 --> 01:17:45.560
،بگذاريد با شما به تعارف بپردازم
...مبادا برخورد من با بازيگران

01:17:45.729 --> 01:17:47.300
-که مي‌بايد با روي خوش انجام گيرد-

01:17:47.459 --> 01:17:49.800
از پذيرايي که در حق شما روا مي‌دارم...
.گرم‌تر بنمايد

01:17:49.959 --> 01:17:52.730
خوش ‌‌آمديد، ولي پدرم که عموي من است
.و مادرم که زن عمو باشد، فريب خورده‌اند

01:17:52.899 --> 01:17:54.229
از چه بابت، سرور عزيزم ؟

01:17:54.400 --> 01:17:55.829
من تنها در باد شمال-شمال باختر است
.که ديوانه‌ام

01:17:56.000 --> 01:17:59.099
وقتي که باد از جنوب بوزد
.باز را از کلنگ تشخيص مي‌دهم

01:17:59.300 --> 01:18:00.560
.به سلامت باشيد، آقايان

01:18:00.729 --> 01:18:03.460
،هيس گيلدنسترن، و شما نيز
.سراپا گوش باشيد

01:18:03.629 --> 01:18:05.729
،آن شيرخواره‌ي بزرگ که آنجا مي‌بينيد
.هنوز از قنداق بيرون نيامده است

01:18:05.899 --> 01:18:09.259
،شايد هم دوباره به قنداق رفته باشد
.زيرا گفته‌اند که پيري کودکي دوباره است

01:18:09.430 --> 01:18:11.759
پيشگويي مي‌کنم آمده است
...با من از بازيگران سخن گويد، توجه کنيد

01:18:11.930 --> 01:18:14.930
درست مي‌فرماييد آقا، صبح روز دوشنبه
.بود، بله، همين بود

01:18:15.099 --> 01:18:17.160
.سرورم، برايتان خبري آورده‌ام

01:18:17.329 --> 01:18:19.500
.سرورم، برايتان خبري آورده‌ام

01:18:19.659 --> 01:18:23.629
.وقتي که "روسيوس" در رم بازيگر بود -
.سرورم، بازيگران از راه رسيده‌اند -

01:18:23.800 --> 01:18:25.499
! نُچ ! نچ -
.به شرافتم سوگند -

01:18:25.700 --> 01:18:27.230
...هر بازيگري سوار خر خود مي‌آيد

01:18:27.399 --> 01:18:30.960
،بهترين بازيگران جهان، خواه در تراژدي
...خواه در کمدي يا نمايش تاريخي، ‌روستايي

01:18:31.130 --> 01:18:34.100
،کمدي روستايي، کمدي تاريخي روستايي...
...تراژدي تاريخي

01:18:34.259 --> 01:18:37.859
،تراژيکو کمدي تاريخي و روستايي...
.با صحنه‌آرايي ثابت و منظومه‌ي (شعر) بي‌دکور

01:18:38.030 --> 01:18:40.360
برايشان نه آثار "سنه‌کا" زياده سنگين است
.و نه آثار "پِلاتوس" زياده سبک

01:18:40.529 --> 01:18:43.300
در تقرير سخنان مُطنطن يا گفتار آزاد و بي‌بند و بار
.به راستي همتا ندارند

01:18:43.459 --> 01:18:46.329
!آه "يَفتاح"، اي داور اسراييل
.وه که چه گنجي داشتي

01:18:46.500 --> 01:18:47.959
سرورم، او چه گنجي داشت ؟

01:18:48.130 --> 01:18:52.000
به! "دختري زيبا بودش و جز آن ديگر هيچ
."و به جان دوستش مي‌داشت

01:18:52.159 --> 01:18:54.960
.باز درباره‌‌‌ي دختر من -
درست نگفتم، يفتاح پير ؟ -

01:18:55.129 --> 01:18:58.260
،سرورم اگر نام يفتاح بر من بگذاريد
.آري دختري دارم و به جان دوستش ‌مي‌دارم

01:18:58.429 --> 01:18:59.959
.نه، دنباله‌ي شعر اين نيست

01:19:00.130 --> 01:19:01.460
پس دنباله‌اش چيست، سرورم ؟

01:19:01.629 --> 01:19:05.130
..."هـه، "و خدا البته، بر آن آگه بود

01:19:05.299 --> 01:19:08.630
بعد هم خودتان مي‌دانيد: "تقدير چنان رفت
."و ناگزير همان بود

01:19:08.799 --> 01:19:11.759
،بيش از اين اگر خواسته باشيد
...به نخستين بند اين سرود مقدس رجوع کنيد

01:19:11.930 --> 01:19:15.830
زيرا ببينيد،‌ اينک آنچه مرا
.به درز گرفتن سخن وا مي‌دارد

01:19:15.989 --> 01:19:19.159
.خوش آمديد آقايان، همه‌تان خوش آمديد

01:19:19.330 --> 01:19:21.199
.از ديدارت بسيار خوشوقتم

01:19:21.360 --> 01:19:22.829
.خوش آمديد ‌دوستان

01:19:23.000 --> 01:19:25.659
!آوه، دوست ديرين من -
.قربان -

01:19:25.830 --> 01:19:28.629
،پس از آخرين بار که ديدمت
.گِرد رخسارت حاشيه بسته‌اي

01:19:28.800 --> 01:19:31.500
آيا براي آن به دانمارک آمدي
که ريش مرا بچسبي ؟

01:19:31.659 --> 01:19:34.259
.ها، شما بانوي جوان و دلبرم

01:19:34.430 --> 01:19:35.730
...به مريم عذرا سوگند، پس از آخرين ديدارمان

01:19:35.859 --> 01:19:39.830
وجود مبارک به اندازه‌‌ي يک نيم‌چکمه...
.به آسمان نزديک‌تر شده است

01:19:39.989 --> 01:19:42.929
خدا کند صدايتان
...مثل سکه‌ي ترک خورده نباشد

01:19:43.100 --> 01:19:44.830
.که از رواج بيفتد...

01:19:44.989 --> 01:19:46.499
.آقايان، شما همه خوش آمديد

01:19:46.660 --> 01:19:49.630
...ما همچون قوش‌بازان فرانسه خواهيم بود

01:19:49.759 --> 01:19:51.429
که پرنده‌شان را به هر شکاري ببينند...
.پرواز مي دهند

01:19:51.600 --> 01:19:54.729
،هم‌ اکنون بايد قطعه‌اي بشنويم
.بياييد، ما را به پيش درآمدي از هنرتان مهمان کنيد

01:19:54.900 --> 01:19:57.060
.ها، يک قطعه‌ي پر شور

01:19:57.229 --> 01:19:59.329
کدام قطعه، ‌سرور خوبم ؟

01:19:59.499 --> 01:20:02.859
يک‌بار از تو چيزي شنيدم
...که هرگز به روي صحنه نيامد

01:20:03.030 --> 01:20:04.529
.يا اگر هم آمد، بيش از يک‌ بار نبود...

01:20:04.700 --> 01:20:07.500
.زيرا به ياد دارم که پسند مردم نبفتاد

01:20:07.659 --> 01:20:09.800
.درست مانند خاويار در مذاق مردم عامه

01:20:09.959 --> 01:20:11.500
...با اين همه، چنان که من دريافتم

01:20:11.659 --> 01:20:15.630
و کساني ديگر که قضاوتشان در اين گونه امور...
....صائب‌تر از آنِ من است

01:20:15.799 --> 01:20:18.499
،نمايشنامه‌ي بسيار خوبي بود...
...ترتيب صحنه‌هاي آن درست

01:20:18.660 --> 01:20:20.659
و به يک اندازه با زيرکي...
.و اندازه‌شناسي نوشته شده بود

01:20:20.830 --> 01:20:25.060
به يادم هست يکي مي‌گفت در اشعارش آن گزندگي
...که مطلب را با آن چاشني مي‌زنند نيست

01:20:25.229 --> 01:20:30.229
و در انشاي آن هم، چيزي که بتواند...
...نويسنده را به تکلف وا دارد، يافت نمي‌شود

01:20:30.400 --> 01:20:32.230
...ولي او مي‌گفت اين شيوه‌ي آبرومندي است...

01:20:32.399 --> 01:20:36.299
،در عين سلامت، دلنشين...
.و خيلي بيش از آنچه آراسته باشد، زيبا

01:20:36.460 --> 01:20:38.860
باري، در آن نمايشنامه قطعه‌اي بود
...که من بيش از همه دوست داشتم

01:20:39.100 --> 01:20:40.559
(آنجا که "اينياس" (شاهزاده‌ي تروا و قهرمان ويرژيل
...براي "ديدو" (ملکه‌ي افسانه‌اي کارتاژ) حکايت مي‌کند

01:20:40.730 --> 01:20:44.859
خاصه آنجا که از کشته شدن...
.پريام" (آخرين شاه تروا) صحبت مي‌کند"

01:20:45.030 --> 01:20:47.399
،اگر به يادتان مانده باشد
:از اينجا شروع مي‌کنيد

01:20:47.560 --> 01:20:51.029
،بگذاريد ببينم
:بگذاريد ببينم

01:20:52.730 --> 01:20:56.859
،پيروس دژم
...همچو ببرِ هيرکاني

01:20:57.030 --> 01:20:59.529
.نه اين نيست -
.ولي با همين کلمه‌ي پيروس آغاز مي‌شود -

01:20:59.700 --> 01:21:01.200
.با پيروس آغاز مي‌شود

01:21:01.359 --> 01:21:07.100
،پيروس (از قهرمانان جنگ تروا) دژم
...که ساز و سليح تيره و نيت سياهش

01:21:07.259 --> 01:21:10.929
هنگامي که درون آن اسب شوم پي...
...پنهان شده بود، به شب مي‌مانست

01:21:11.100 --> 01:21:17.429
،اينک اين هيئت سياه هراس‌انگيز را...
.با دبدبه‌ي بد شگون‌تري فرو پوشانده است

01:21:17.600 --> 01:21:23.259
...سر تا پاي سرخ
.ســرخ

01:21:23.400 --> 01:21:27.900
،اينک او با منظري دهشت‌بار به خون پدران...
...مادران، دختران و پسران رنگين گشته است

01:21:28.059 --> 01:21:30.329
و اين خون که از گرماي کوچه‌هاي تفته...
...خشکيده و انبست شده است

01:21:30.500 --> 01:21:33.999
پرتوي ستمکارانه و نفرين شده...
.بر آن کشتار فجيع مي‌افشاند

01:21:34.160 --> 01:21:35.800
پيروس دوزخي که از تابِ آتش و خشم
...بريان گشته

01:21:35.959 --> 01:21:38.330
...و خونِ بسته بر ستبريِ پيکرش افزوده...

01:21:38.499 --> 01:21:41.459
...با چشماني چون ياقوت سرخ...

01:21:41.630 --> 01:21:45.959
.پريام، آن نياي پير را مي‌جويد...

01:21:49.559 --> 01:21:51.730
.حال شما ادامه بدهيد

01:21:55.300 --> 01:21:59.900
،خدا گواه است، سرورم، خوب تقرير کرديد
.با لحني درست و با بصيرتي که در خور است

01:22:01.760 --> 01:22:04.660
...بزودي مي‌يابدش

01:22:04.829 --> 01:22:07.559
که ضرباتي سخت سست...
.بر يونانيان فرو مي‌آورد

01:22:07.730 --> 01:22:12.860
،شمشير ديرينه‌اش، به سرپيچي از بازوي وي
...هر آنجا که فرود مي‌آيد، مي‌ماند

01:22:13.029 --> 01:22:15.299
.و تن به فرمان نمي‌دهد...

01:22:15.460 --> 01:22:18.160
پيروس در نبردي نا برابر
...بر پريام مي‌تازد

01:22:18.330 --> 01:22:19.760
.و از خشمي که دارد ضربتش بدو نمي‌رسد...

01:22:19.929 --> 01:22:22.459
...ولي باد شمشير خونخوارش

01:22:22.630 --> 01:22:24.459
.پير سست پيکر را بر زمين مي‌افکند...

01:22:24.630 --> 01:22:26.160
(آنگاه چنانکه ايليوم (نام ديگر تروا
...با همه‌ي لَختي

01:22:26.329 --> 01:22:29.500
،اين زخم را احساس کرده باشد...
...با تارک شعله‌ورش

01:22:29.659 --> 01:22:32.829
،به سوي پايه خم مي‌شود...
...و هَراي سهمگين آن

01:22:33.000 --> 01:22:35.799
.گوش پيروس را غافلگير مي‌کند...

01:22:35.960 --> 01:22:38.860
اينک، ‌آن شمشير
...که بر سر شير گونِ پريام فرود مي‌آمد

01:22:39.029 --> 01:22:41.860
.گويي در هوا معلق مانده است...

01:22:42.029 --> 01:22:45.529
پيروس نيز همچو نقش ستم‌کارگري
...بي‌حرکت ايستاده

01:22:45.700 --> 01:22:49.660
،و گويي بدانچه نيت داشته و مي‌خواسته بي‌اعتنا است
.کاري نمي‌کند

01:22:49.900 --> 01:22:53.160
ولي همچنان که غالباً به هنگام
...رسيدن توفان

01:22:53.329 --> 01:22:57.800
،خاموشي بر آسمان چيره مي‌شود...
...و ابر از جنبش مي‌ايستد

01:22:57.959 --> 01:23:00.460
...و بادهاي سرکش گنگ مي‌ماند...

01:23:00.629 --> 01:23:05.990
و در اين پايين کره‌ي خاک...
...به سانِ مرده افتاده است

01:23:06.159 --> 01:23:09.830
.و آنگاه غرش سهمگين رعد جهان را مي‌درد...

01:23:09.989 --> 01:23:14.259
،کينه‌توزي نيز، پس از آن مکث
.در پيروس بيدار مي‌شود و او را بار ديگر به کار مي‌گيرد

01:23:14.430 --> 01:23:16.899
...و هرگز پتک سيکلوپ‌ها

01:23:17.060 --> 01:23:20.960
با دغدغه‌ي کمتري بر زره ابديت مارس...
...فرود نيامد

01:23:21.129 --> 01:23:24.599
...که اينک شمشير خون چکانِ پيروس...

01:23:24.760 --> 01:23:27.160
.بر سر پريام...

01:23:27.360 --> 01:23:30.700
! ننگ، ننگ بر تو اي روسپيِ بخت

01:23:30.859 --> 01:23:34.729
!و شما اي گروه خدايان
...گرد آييد و قدرتش را از او باز گيريد

01:23:34.900 --> 01:23:38.230
همه‌ي پره‌ها و کمانه‌هاي چرخ ارابه‌اش...
...را بشکنيد

01:23:38.400 --> 01:23:41.700
...و محور آن را از بلندي‌هاي آسمان...

01:23:41.859 --> 01:23:43.430
!تا ژرفناي کنام اهريمنان فرو بغلطانيد...

01:23:44.030 --> 01:23:45.829
.اين ديگر پر دراز است

01:23:46.000 --> 01:23:49.160
.با ريشتان بايد فرستاد پيش آرايشگر

01:23:49.329 --> 01:23:50.759
.ادامه بده،‌ خواهش مي‌کنم

01:23:50.929 --> 01:23:56.760
او هزل مي‌خواهد و داستان
.و گر نه خوابش مي‌برد

01:23:56.929 --> 01:23:58.429
.ادامه بده

01:23:59.230 --> 01:24:00.429
.به سرگذشت هِکيوبا (همسر پريام) برس

01:24:00.600 --> 01:24:05.100
،ولي چه کسي،‌ آه ! چه کسي
...هرگز آن شهبانوي سر پوشيده را ديده بود

01:24:05.259 --> 01:24:07.100
شهبانوي سرپوشيده ؟

01:24:07.259 --> 01:24:09.499
.خوب است، «شهبانوي سرپوشيده» خوب است

01:24:11.559 --> 01:24:13.600
...پا برهنه از هر سو مي‌دود

01:24:13.759 --> 01:24:17.059
و شعله‌هاي آتش را با اشک‌هايي...
.که راه نظر بر او مي‌بندد، ‌تهديد مي‌کند

01:24:17.230 --> 01:24:21.060
و بر سر خود، سري که دمي پيش
...به تاج آراسته بود، تکه پارچه‌اي نهاده

01:24:21.229 --> 01:24:26.799
به جاي جامه، ملافه‌اي را...
...در سراسيمگي ترس برداشته

01:24:26.960 --> 01:24:30.699
.بر کمر لاغر و فرسوده‌اش بسته...

01:24:30.860 --> 01:24:34.999
،هر که اين منظره را مي‌ديد
...با زباني زهر آبداده

01:24:35.160 --> 01:24:38.630
.بخت را به تهمتِ خيانت رسوا مي‌ساخت...

01:24:38.799 --> 01:24:42.059
...و اگر خدايان او را به چشم خويش مي‌ديدند

01:24:42.230 --> 01:24:45.429
...در آن هنگام که چشمش بر پيروس افتاد...

01:24:45.600 --> 01:24:49.160
و ديدش که با چه کين‌توزي...
...شوهرش را ريز ريز مي‌کنند

01:24:49.329 --> 01:24:51.829
...فريادي از جگر بر کشيد...

01:24:52.000 --> 01:24:55.059
مگر آنکه نيک و بد حال مردم...
...فناپذير بر دلشان هيچ اثر نباشد

01:24:55.230 --> 01:24:58.530
بي‌شک بر چشمان سوزان آسمان...
...اشک مي‌باريد

01:24:58.699 --> 01:25:02.629
.و خدايان به سوداي غم در مي‌افتادند...

01:25:03.400 --> 01:25:07.859
،ببينيد، چگونه رنگش دگرگون گشته
.و اشک در چشمانش نشسته است

01:25:08.030 --> 01:25:09.459
.ديگر بس است، خواهش مي‌کنم

01:25:16.800 --> 01:25:18.660
.خوب است -
.قربان -

01:25:18.829 --> 01:25:20.499
باقي را به زودي از تو خواهم خواست
.تا برايم بخواني

01:25:20.829 --> 01:25:22.499
سرورم، ترتيبي دهيد
.که بازيگران را در جاي نيکي فرود آرند

01:25:22.700 --> 01:25:24.399
مي‌شنويد ؟
...دستور بدهيد با آنان به خوبي رفتار کنند

01:25:24.560 --> 01:25:27.759
.زيرا آنان وجيزه و گزارش مختصر اين روزگارند...

01:25:27.929 --> 01:25:30.400
پس از مرگ اگر کتيبه‌ي ناشايستي
...بر گورتان باشد

01:25:30.559 --> 01:25:32.430
بهتر از آن است که در زنده بودن...
.دچار بدزباني‌شان شويد

01:25:32.599 --> 01:25:35.030
سرورم، به قدر شايستگي‌شان
.از ايشان پذيرايي خواهم کرد

01:25:35.199 --> 01:25:37.059
.به جان مسيح، مرد، خيلي از آن بهتر

01:25:38.230 --> 01:25:40.629
...اگر هر کس به قدر شايستگي‌اش پذيرايي شود

01:25:40.860 --> 01:25:42.900
کيست که از تازيانه جان به در برد ؟...

01:25:44.029 --> 01:25:48.430
از آنها فراخور شرف و بزرگواري خودتان
.پذيرايي کنيد

01:25:48.600 --> 01:25:52.830
،و هر چه شايستگي‌شان کمتر باشد
.نيکي‌هايتان ارج بيشتري خواهد داشت

01:25:54.429 --> 01:25:57.929
.راهنمايي‌شان کنيد -
.بياييد، آقايان -

01:25:58.959 --> 01:26:02.799
.دوستان من، به دنبال او برويد
.فردا براي ما نمايش خواهيد داد

01:26:05.930 --> 01:26:07.900
.گوش کن دوست ديرين من

01:26:08.059 --> 01:26:10.899
آيا مي‌توانيد نمايش "قتل گونزاگو" را بازي کنيد ؟ -
.بلي، سرورم -

01:26:11.060 --> 01:26:12.360
.فردا شب نمايش خواهيم داشت

01:26:12.529 --> 01:26:15.430
در صورت لزوم مي‌توانيد روي دوازده
...تا شانزده سطر که من خواهم نوشت کار کنيد

01:26:15.599 --> 01:26:18.030
،و آن را در نمايشنامه بگنجانيد...
نه ؟

01:26:18.199 --> 01:26:19.260
.چرا، سرورم -
.بسيار خوب -

01:26:19.429 --> 01:26:24.830
دنبال اين جناب برويد
.و مبادا ريشخندش بکنيد

01:26:27.899 --> 01:26:31.030
.دوستان مهربانم، تا شب به خدا مي‌سپارمتان

01:26:31.199 --> 01:26:33.260
.به السينور خوش آمديد -
.سرور عزيزم -

01:26:33.429 --> 01:26:35.200
.خوب، خدا به همراهتان

01:26:42.299 --> 01:26:44.429
.ديگر تنها هستم

01:26:46.399 --> 01:26:50.359
...آه که چه فرومايه

01:26:50.530 --> 01:26:55.100
.و چه برده‌ي نا تراشيده‌اي هستم...

01:26:57.859 --> 01:27:02.429
آيا بس شگفت نيست
...که اين بازيگر

01:27:02.630 --> 01:27:04.460
...براي يک افسانه...

01:27:04.629 --> 01:27:05.959
...براي پندار يک سودا...

01:27:06.130 --> 01:27:09.030
بتواند روح خود را...
...چنان در قالب تصورش در آورد

01:27:09.199 --> 01:27:12.799
که از تأثير آن...
...چهره‌اش يکسر رنگ ببازد

01:27:12.960 --> 01:27:15.799
،اشک در چشمانش بنشيند...
...آشفتگي در هيئتش نمايان شود

01:27:15.960 --> 01:27:17.629
...صدايش در هم بشکند...

01:27:17.800 --> 01:27:21.299
و حرکات و سکناتش...
همه به ريخت انديشه‌اش در آيد ؟

01:27:21.460 --> 01:27:23.800
! و اين همه براي هيچ

01:27:23.959 --> 01:27:26.129
! براي هکيوبا

01:27:26.300 --> 01:27:31.260
هکيوبا چه چيز او يا او خود چه چيز هکيوباست
که مي‌بايد برايش اشک بريزد ؟

01:27:31.429 --> 01:27:35.700
اگر او همان انگيزه و شور سودا را که من دارم
مي‌داشت، آن وقت چه مي‌کرد ؟

01:27:35.859 --> 01:27:40.030
...صحنه را با اشک خود غرقه مي‌ساخت

01:27:40.199 --> 01:27:43.330
...گوش‌ها را با سخنان دهشت‌زا مي‌شکافت...

01:27:43.500 --> 01:27:45.659
تبهکار را سراسيمه مي‌کرد...
...و بي‌گناه را مي‌ترساند

01:27:45.830 --> 01:27:51.330
بي خبر را در آشوب مي‌افکند...
.و بينايي و شنوايي را به راستي سرگشته مي‌ساخت

01:27:51.499 --> 01:27:57.729
،و اما من
...فرومايه‌ي لَختِ منگ و افسرده‌ي سر به هوا

01:27:58.059 --> 01:27:59.530
...پرواي امر خود ندارم...

01:27:59.699 --> 01:28:01.059
.و نمي‌توانم چيزي بگويم...

01:28:01.230 --> 01:28:05.000
...نه، نه آن هم آنجا که پاي شاهي در ميان است

01:28:05.159 --> 01:28:09.000
که به زندگي گرانقدر و هست و نيستش...
.به صورت ننگين دستبرد زده‌اند

01:28:09.199 --> 01:28:10.630
آيا من ترسو هستم ؟

01:28:10.799 --> 01:28:13.629
،چه کسي نابکارم مي‌خواند
...سرم را مي‌شکند

01:28:13.800 --> 01:28:16.029
ريشم را مي‌کند...
...و به صورتم پرتاب مي‌کند

01:28:16.200 --> 01:28:18.899
،بيني‌ام را مي‌کشد...
...دروغ‌هاي مرا تا ژرفناي ريه

01:28:19.060 --> 01:28:21.099
در گلويم فرو مي‌ريزد ؟...
چه کسي با من چنين کاري مي‌کند ؟

01:28:21.260 --> 01:28:22.829
!ها! به خدا سوگند همه را تاب مي‌آورم

01:28:23.000 --> 01:28:25.989
زيرا جز اين نيست
...که من دل و جگر کبوتر دار‌م

01:28:26.300 --> 01:28:28.530
،و از صفرا که بيداد را تلخ مي‌گرداند...
...بي‌بهره‌ام، و گر نه

01:28:28.860 --> 01:28:33.859
لاشخورهاي سراسر اين ناحيه را...
.با روده و شکنبه‌ي اين بد سرشت فربه کرده بودم

01:28:34.030 --> 01:28:37.030
! آه، ناکس هرزه‌ي خونخوار

01:28:37.199 --> 01:28:42.530
،سنگدل، دغل کار
! شهوت‌پرست، بي‌عاطفه

01:28:42.729 --> 01:28:46.060
! آه انتقــام

01:28:52.459 --> 01:28:54.530
!ولي چه خرم من
...و اين بس تماشايي است

01:28:54.699 --> 01:28:59.700
که من، پسر پدري مهربان...
...که به ستم کشته شد

01:28:59.859 --> 01:29:02.000
مني که بهشت و دوزخم...
...به کين‌خواهي بر مي‌انگيزند

01:29:02.159 --> 01:29:06.230
،همچو روسپيان، عقده‌ي خود را...
...با مشتي کلمات خالي مي‌کنم

01:29:06.399 --> 01:29:09.900
و مانند يک زن شلخته، يک کنيز مطبخي...
! دشنام مي‌دهم. اوف، تفو

01:29:10.059 --> 01:29:12.460
.روح من، به خود آ

01:29:12.629 --> 01:29:16.630
...شنيده‌ام که برخي تبهکاران در تماشاخانه

01:29:16.799 --> 01:29:20.759
چنان تا اعماق جان منقلب گشته‌اند...
...که بي‌درنگ فرياد بر آورده

01:29:20.930 --> 01:29:23.659
.بر جرم خويش اعتراف کرده‌اند...

01:29:23.830 --> 01:29:28.599
،زيرا قتل، اگر چه خود زباني ندارد
.مي‌تواند با دهاني معجزه‌بار سخن بگويد

01:29:28.760 --> 01:29:35.200
من به اين بازيگران خواهم گفت
.که در برابر عموي من چيزي شبيه قتل پدرم بازي کنند

01:29:35.530 --> 01:29:39.259
مراقب حال او خواهم بود
.و چنان که بايد او را به محک خواهم زد

01:29:39.430 --> 01:29:43.829
.اگر يکه خورد و از جا پريد، مي‌دانم کار چيست

01:29:44.260 --> 01:29:48.560
شبحي که من ديدم
...شايد اهريمن باشد

01:29:48.729 --> 01:29:51.800
و در قدرت اهريمن هست...
.که خود را به ظاهري خوش‌آيند بيارايد

01:29:51.959 --> 01:29:57.960
آري، شايد
...بر اثر ناتواني من و افسردگي خاطرم

01:29:58.129 --> 01:30:01.960
و سلطه‌اي که او بر صاحبان...
...چنين سرشتي دارد

01:30:02.129 --> 01:30:04.429
...فريبم مي‌دهد...

01:30:05.729 --> 01:30:08.229
.تا به گمراهيم بکشاند...

01:30:09.829 --> 01:30:15.059
.بايد بر زمين استوارتري بنا کرد

01:30:16.129 --> 01:30:18.699
...نمايش دامي خواهد بود

01:30:18.860 --> 01:30:24.030
.که با آن وجدان شاه را شکار خواهم کرد...

01:31:03.740 --> 01:31:06.539
از قضا در راه
.از يک گروه بازيگران در گذشتيم

01:31:06.710 --> 01:31:07.889
...ما با وي در اين باره سخن به ميان آورديم

01:31:08.070 --> 01:31:10.379
و چنين مي‌نمود که از شنيدن اين خبر...
.نوعي شادي در او پديد آمد

01:31:30.060 --> 01:31:33.660
...گرترود نازنين، شما نيز ما را تنها بگذاريد

01:32:27.450 --> 01:32:28.539
...اين کتاب را بخوان

01:32:28.700 --> 01:32:31.429
تظاهر بدين کار مي‌تواند...
.آب و رنگي به تنهايي‌ات ببخشد

01:32:31.600 --> 01:32:33.059
...چه بسا بتوان نکوهش‌مان کرد

01:32:33.230 --> 01:32:36.460
،و بارها نيز اين نکته به اثبات رسيده است...
...که چهره‌ي دينداري و اعمال پارسايانه‌ي ما

01:32:36.629 --> 01:32:38.359
.شيطان را در خود نهفته دارد...

01:32:38.530 --> 01:32:40.859
.آه، راست‌تر از اين چيزي نيست

01:32:42.130 --> 01:32:46.300
اين گفته‌ي او چه تازيانه‌ي سختي
!بر وجدان من است

01:32:46.459 --> 01:32:49.200
...گونه‌ي روسپي که زيبايي از بزک دارد

01:32:49.359 --> 01:32:53.100
...به قياس آنچه مي‌آرايدش...

01:32:53.400 --> 01:33:00.230
از تبهکاري‌هايي که سخنان بس رنگينم...
.بر آن پرده مي‌کشد، زشت‌تر نيست

01:33:01.960 --> 01:33:04.130
!آه، چه بار سنگيني

01:33:04.299 --> 01:33:07.559
،صداي پايش را مي‌شنوم، سرورم
.از اينجا برويم

01:40:44.229 --> 01:40:45.599
.برويد

01:43:34.829 --> 01:43:36.159
در اين باره چه مي‌گوييد ؟

01:43:36.330 --> 01:43:37.660
.بايد تدبير درستي باشد

01:43:37.829 --> 01:43:40.759
با اين همه من هنوز يقين دارم
...که اصل اين اندوه و سر آغاز آن

01:43:40.930 --> 01:43:43.329
.عشقي خوار داشته است...

01:43:44.659 --> 01:43:46.660
! ها، افيليا

01:43:46.829 --> 01:43:49.300
نيازي نيست که گفته‌هاي
.جناب هملت را برايمان بازگو کنيد

01:43:49.459 --> 01:43:51.300
.ما خود همه‌ را شنيديم

01:43:53.129 --> 01:43:54.860
...سرورم، چنانکه ميل مبارک است رفتار کنيد

01:43:55.029 --> 01:43:57.699
...ولي اگر مقتضي بدانيد، بگذاريد پس از نمايش...

01:43:57.860 --> 01:44:00.959
مادرش شهبانو، خود به تنهايي از او بخواهد...
.تا اندوهش را با وي در ميان گذارد

01:44:01.130 --> 01:44:02.459
...بگذاريد با او بي‌پرده سخن بگويد

01:44:02.630 --> 01:44:05.230
،و من اگر اجازه بفرماييد...
.در سراسر گفتگوشان جايي گوش مي‌ايستم

01:44:05.399 --> 01:44:07.900
،هرگاه شهبانو به رازش پي نبرد...
...به انگلستان روانه‌اش کنيد

01:44:08.059 --> 01:44:10.800
،يا در هر جا پسند خردمندانه‌تان بود...
.به زندانش بفرستيد

01:44:10.959 --> 01:44:13.460
.مي‌بايد چنين کرد

01:44:13.629 --> 01:44:19.530
ديوانگي شاهزدگان را...
.نمي‌توان بي‌مراقبت گذاشت

01:44:41.499 --> 01:44:44.799
اين قطعه را خواهش مي‌کنم، به همان شيوه
...که برايتان خوانده‌ام، تقرير کنيد

01:44:44.960 --> 01:44:46.129
.با لحني شمرده و بي‌تکلف...

01:44:46.300 --> 01:44:49.099
اما اگر همچون بسياري از بازيگران‌تان
...بخواهيد نعره بکشيد

01:44:49.260 --> 01:44:51.530
همان بهتر که من اين کار را...
.بر عهده‌ي جارچي بگذارم

01:44:51.699 --> 01:44:55.030
اين طور هم هوا را
...با دست خود نشکافيد، بلکه

01:44:55.199 --> 01:44:56.859
.از همه بابت نرم و سنجيده باشيد...

01:44:57.030 --> 01:45:01.330
شما در کشاکش سيلاب و طوفان، و اگر
...بتوان گفت ديوباد سودا

01:45:01.499 --> 01:45:06.860
مي‌بايد چنان خويشتن‌داري در خود سراغ کنيد...
.و پديد آوريد که بتواند آن را رام و هموار سازد

01:45:07.029 --> 01:45:12.360
...اوه، من از اين مردک‌هاي کلاه گيس به سر

01:45:12.529 --> 01:45:15.230
..،که عواطف سودايي را پاره‌پاره مي‌کنند...

01:45:15.530 --> 01:45:21.130
و گوش تماشاگران را، که غالباً جز لال‌بازيِ نامفهوم...
...و جز هياهو چيزي در نمي‌يابند، مي‌درند

01:45:21.299 --> 01:45:23.199
.به راستي به جان آزرده مي‌گردم... -
.سرورم -

01:45:23.400 --> 01:45:24.529
...دلم مي‌خواهد اين مردک‌ها را

01:45:24.730 --> 01:45:26.159
...که يک پله از "تِرماگانت" بالاتر مي‌روند...
(ترماگانت: مظهر بد دهني و خشونت در نمايش‌نامه‌هاي قرون وسطي)

01:45:26.330 --> 01:45:28.099
،و بالا دست هيرود (فرمانرواي بزرگ اورشليم) مي‌زنند...
...به باد شلاق بگيرم

01:45:28.360 --> 01:45:29.759
.خواهش مي‌کنم،‌ از اين شيوه‌ي بازي بپرهيزيد -
.والا حضرت اطمينان داشته باشيد -

01:45:29.930 --> 01:45:34.400
،و همچنين پر بي‌حال نباشيد
.بلکه عقل و تميز خويش را مقتداي کار خويش سازيد

01:45:34.559 --> 01:45:37.400
،حرکات خود را مناسب گفتار
...و گفتار را هماهنگ حرکات خود کنيد

01:45:37.559 --> 01:45:39.730
...و خاصه بپرهيزيد از آن که...

01:45:39.899 --> 01:45:43.860
.از حد خويشتن‌داري و آزرم طبيعي در گذريد...

01:45:44.029 --> 01:45:48.659
،زيرا هر گونه افراطي از اين دست
.از منظور و مراد نمايش به دور است

01:45:48.830 --> 01:45:51.130
هدف نمايش از آغاز چنين بوده
...و هنوز هم هست

01:45:51.299 --> 01:45:55.799
که اگر بتوان گفت، آيينه‌اي...
...در برابر طبيعت نگه دارد

01:45:55.960 --> 01:45:59.460
و چهره‌ي فضيلت و تصويرِ رذالت...
...را بدانها بنمايد

01:45:59.629 --> 01:46:04.990
،و به زمانه و هيئتِ اجتماع نشان دهد...
.بر چه رنگ و چه رسمي است

01:46:05.159 --> 01:46:11.260
،حال اگر کار به افراط يا تفريط کشانده شود
...اگر هم مشتي نادان از آن به خنده در آيند

01:46:11.429 --> 01:46:14.760
جز آزردن مردم داراي تميز و باخرد...
.ثمري نخواهد داشت

01:46:14.929 --> 01:46:16.299
...اما خرده‌گيري يک تن از اينان

01:46:16.530 --> 01:46:20.529
بايد بيش از تأييد سراسر يک تالار...
.از آن گروه ديگر برايتان ارزش داشته باشد

01:46:20.700 --> 01:46:24.059
آه ! ‌بازيگراني هستند
...که من بازي‌شان را ديده‌ام

01:46:24.230 --> 01:46:27.860
،و از ديگران آن هم به چه زباني...
...تمجيدشان را شنيده‌ام

01:46:28.029 --> 01:46:30.400
،اما خدا بر من ببخشايد...
...حرکاتشان و لحن گفتارشان

01:46:30.559 --> 01:46:33.660
نه به مسيحي مي‌رفت، نه به کافر...
! و نه حتي به آدمي‌زاد

01:46:33.829 --> 01:46:36.030
...چنان مي‌خراميدند و چنان نعره سر مي‌دادند...

01:46:36.199 --> 01:46:39.260
که به گمانم آب و گل‌شان را...
...يکي از کارآموزان طبيعت سرشته بود

01:46:39.429 --> 01:46:42.629
،و خوب هم از کار در نياورده بود...
.بس که به زشتي اداي آدميان را در مي‌آوردند

01:46:42.800 --> 01:46:45.259
اميدوارم که ما اين نقيصه را
.تا اندازه‌اي در خود رفع کرده باشيم

01:46:45.430 --> 01:46:47.130
.اوه، به کلي رفعش کنيد

01:46:47.299 --> 01:46:53.429
،و نگذاريد کساني که در نقش دلقک بازي مي‌کنند
.بيش از آنچه برايشان پيش‌بيني شده حرف بزنند

01:46:53.600 --> 01:46:55.959
چه برخي از ايشان هستند
...که خود خنده سر مي‌دهند

01:46:56.130 --> 01:46:59.899
تا آن دسته از تماشاچيان را...
...که بي‌مايه‌ترند با خود بخندانند

01:47:00.060 --> 01:47:05.330
اما درست در همان اثنا...
...نکته‌ي مهمي در نمايشنامه هست

01:47:05.499 --> 01:47:06.759
.که مي‌بايد بدان توجه داشت...

01:47:06.930 --> 01:47:08.329
...اين کار ناپسند است

01:47:08.500 --> 01:47:12.959
و در احمقي که بدان مبادرت مي‌ورزد...
.نشان‌دهنده‌ي فزون‌طلبي بسيار محقري است

01:47:13.130 --> 01:47:15.400
.خوب ديگر آماده شويد

01:47:19.829 --> 01:47:22.359
،خوب، سرورم
آيا شاه به تماشاي اين شاهکار خواهد آمد ؟

01:47:22.530 --> 01:47:26.460
.بله، به اتفاق شهبانو، و همين دم مي‌رسند -
.به بازيگران بگوييد که شتاب کنند -

01:47:27.160 --> 01:47:28.929
.شما دو نفر هم کمک کنيد که زودتر آماده شوند

01:47:29.100 --> 01:47:31.060
.به چشم، سرورم -
.به چشم، سرورم -

01:47:34.759 --> 01:47:37.900
! هاي، هوراشيو -
.سرور عزيز، گوش به فرمانم -

01:47:38.059 --> 01:47:42.259
هوراشيو، تو درست‌کارترين کسي هستي
.که در عمرم با وي سر و کار داشته‌ام

01:47:42.430 --> 01:47:45.859
...اوه سرور عزيزم -
.نه، گمان مبر که سر چاپلوسي دارم -

01:47:46.030 --> 01:47:48.159
...مگر از تو که براي خوراک و پوشاک

01:47:48.330 --> 01:47:52.830
،اندوخته‌اي جز خوي خوش نداري...
چه اميد بخششي مي‌توانم داشته باشم ؟

01:47:54.029 --> 01:47:56.799
مرد بينوا را براي چه خوشامد بگويند ؟

01:47:59.330 --> 01:48:01.900
نه، زبان‌هاي شهدآميز
...دست دنياداران احمق را مي‌ليسد

01:48:02.099 --> 01:48:04.989
...و لولاهاي نرم زانوان جايي خم مي‌شود...

01:48:05.160 --> 01:48:07.299
.که دُم‌ لابه کردن (تملق) سودبخش باشد...

01:48:07.460 --> 01:48:09.030
مي‌شنوي ؟

01:48:09.199 --> 01:48:11.499
از آن دم که جان پاکم توانست
...به اختيار عمل کند

01:48:11.660 --> 01:48:15.300
،و ميان مردم تميز دهد...
.تو را بي‌بازگشت براي خود برگزيد

01:48:15.459 --> 01:48:16.960
زيرا تو، با آنکه مي‌بايست
...به هر مشقتي تن دهي

01:48:17.099 --> 01:48:18.600
مردي بوده‌اي...
...که سر به هيچ چيز فرود نمي‌آورد

01:48:18.759 --> 01:48:22.859
و لطمات سرنوشت و نوازش‌هاي آن را...
.به يک سان مي‌پذيرد

01:48:23.030 --> 01:48:28.159
و خوشا به حال کساني که خون و خردشان
...چنان درست به هم پيوند خورده است

01:48:28.330 --> 01:48:31.560
که ديگر چون ني نيستند...
...که سرانگشتان بخت

01:48:31.729 --> 01:48:33.929
.هر نوايي که بخواهد از ايشان بيرون بکشد...

01:48:34.100 --> 01:48:39.360
تو مردي را به من نشان بده
...که بنده‌ي سوداها نباشد

01:48:39.529 --> 01:48:43.600
...تا من او را در ژرفناي قلب خود...

01:48:43.759 --> 01:48:48.659
...در آن قلبِ قلبِ خود...

01:48:49.859 --> 01:48:52.100
.که ترا جاي داده‌ام، ‌نگهبان باشم...

01:48:56.260 --> 01:48:58.300
.ولي سخنم پر به درازا کشيد

01:49:45.400 --> 01:49:50.300
،فبراي ديدن نمايش مي‌آيند
.بايد خودم را به بي‌عاري بزنم، به جاي خود برويد

01:50:23.699 --> 01:50:25.400
.سرورم

01:50:28.700 --> 01:50:32.300
مي‌گفتيد که يک بار در دانشگاه
بازي کرده‌ايد‌ ؟

01:50:32.499 --> 01:50:35.059
،بله سرورم
.و گفته ‌شد که بازيگر خوبي هستم

01:50:35.230 --> 01:50:37.560
در چه نقشي بازي مي‌کرديد ؟

01:50:37.729 --> 01:50:40.200
.در نقش جوليوس سزار -
.اوه -

01:50:41.700 --> 01:50:45.000
،در کاپيتول کشته شدم
.بروتوس مرا کشت

01:50:45.159 --> 01:50:50.029
چه سنگدلي بود که گوساله‌اي
.بدين پرواري را آنجا کشت

01:51:36.659 --> 01:51:38.360
!اين همه ؟

01:51:38.559 --> 01:51:41.930
،نه! پس بگذار شيطان سياه بپوشد
.و اما من رخت سمور به تن خواهم کرد

01:51:42.099 --> 01:51:44.930
پروردگارا ! دو ماه پيش مرده
و هنوز فراموش نشده ؟

01:51:45.099 --> 01:51:48.430
پس مي‌توان اميدوار بود خاطره‌ي يک مرد بزرگ
.شش ماه پس از خودش زنده بماند

01:51:48.599 --> 01:51:50.700
به مريم عذرا سوگند، به شکرانه‌ي آن
! بر اوست که کليساها به پا کند

01:51:50.859 --> 01:51:53.799
.و گرنه مي‌بايد با فراموشي بسازد
...مثل آن اسب کوچک

01:51:53.960 --> 01:51:58.699
:که بر گورش نوشته‌اند...
"افسوس، افسوس! اسب کوچک از ياد رفت"

01:52:20.730 --> 01:52:21.730
معنيش چه بود، سرورم ؟

01:52:21.899 --> 01:52:24.059
،ها کار زير جلکي
.فتنه‌انگيزي

01:52:27.230 --> 01:52:29.460
شايد اين لال‌بازي
.مفهوم خود نمايش را مي‌رساند

01:52:29.629 --> 01:52:31.259
.از زبان اين يارو خواهيم دانست

01:52:31.559 --> 01:52:33.859
،بازيگران نمي‌توانند رازي را پنهان بدارند
.همه را خواهند گفت

01:52:34.000 --> 01:52:35.529
برايمان خواهند گفت
منظور از آنچه نشان داده‌اند چيست ؟

01:52:35.600 --> 01:52:36.960
بله و همچنين هر چه را
.که شما به او نشان دهيد

01:52:37.159 --> 01:52:39.729
،اگر خودتان از نشان دادن شرمنده نشويد
.او هم از گفتن آن که به چه کار مي‌آيد شرم نخواهد کرد

01:52:39.900 --> 01:52:42.329
! شما بديد، ‌بد
.ديگر گوش به نمايش خواهم کرد

01:52:42.760 --> 01:52:44.830
...براي خودمان و اين نمايش‌مان

01:52:45.130 --> 01:52:47.060
...از شما استدعا داريم،‌ کرنش‌کنان...

01:52:47.330 --> 01:52:49.630
.گوش دهيد با صبر و شکيبايي‌تان...

01:52:49.799 --> 01:52:51.799
،اين پيش‌پرده است
يا سَجع مهر ؟

01:52:51.960 --> 01:52:54.630
.کوتاه بود، سرورم -
.مانند عمر محبت در زنان -

01:53:29.199 --> 01:53:31.060
...ولي واي بر من، چندي است که سخت خسته‌ايد

01:53:31.229 --> 01:53:33.530
و از شادي...
...و حال پيشين خود چندان به دوريد

01:53:33.699 --> 01:53:35.029
.که بر شما نگرانم...

01:53:35.200 --> 01:53:37.260
...با اين همه، سرورم

01:53:37.429 --> 01:53:40.130
هيچ از نگراني من...
...تشويشي به خود راه ندهيد

01:53:40.299 --> 01:53:42.330
...زيرا در زن، ترس و مهر

01:53:42.499 --> 01:53:46.260
.يا هيچ است يا به حد افراط...

01:54:31.630 --> 01:54:37.400
انگيزه‌اي که زن را به ازدواج دوم مي‌کشاند
.ملاحظات پست مادي، نه شور سودا

01:54:42.600 --> 01:54:45.500
يقين دارم آنچه اکنون مي‌گوييد
.همان است که در انديشه داريد

01:54:45.659 --> 01:54:47.929
ولي چه بسا که ما
.از آنچه که عزم کرده‌ايم روي بر مي‌تابيم

01:54:54.300 --> 01:54:58.840
درست مانند ميوه‌ي نارس
...که سخت به درخت چسبيده است

01:54:58.989 --> 01:55:01.629
اما پس از آنکه رسيد...
.بي‌آنکه تکانش دهند، مي‌افتد

01:55:01.800 --> 01:55:07.930
وامي که ما تنها در برابر خويش بر عهده گرفته‌ايم
.ناچار در پرداختن آن فراموش‌کاريم

01:55:08.159 --> 01:55:11.799
و آنچه ما به هنگام شور سودا
...بر خود فرض مي‌شماريم

01:55:11.960 --> 01:55:14.629
،همين که سودا فرو نشست...
.انگيزه‌ي خود را از دست مي‌دهد

01:55:14.959 --> 01:55:17.859
...سوگ يا شور، هرچند که شديد باشد

01:55:18.030 --> 01:55:21.129
.تأثيرش با خود آن از دست مي‌رود...

01:55:21.300 --> 01:55:24.699
،آنجا که شادي سخت در نشاط بود
.اندوه سخت به زاري مي‌افتد

01:55:24.860 --> 01:55:28.429
خوشي به کمترين حادثه‌اي
.افسرده مي‌شود و سوگ سرود مي‌خواند

01:55:30.259 --> 01:55:34.859
...اين جهان پايدار نيست

01:55:35.030 --> 01:55:36.900
...در اين صورت چه جاي شگفتي است...

01:55:37.059 --> 01:55:40.729
که حتي عشق ما...
با پست و بلند احوال ما دگرگون شود ؟

01:55:40.930 --> 01:55:44.659
زيرا اين که آيا عشق سرنوشت را به‌ دنبال مي‌کشد
...يا سرنوشت عشق را

01:55:44.830 --> 01:55:47.460
پرسشي است...
.که همواره در برابر ما مطرح است

01:55:47.629 --> 01:55:51.099
،هرگاه بزرگي از پاي مي‌افتد
.مي‌بينيد که دست پروردگانش از او مي‌گريزند

01:55:51.260 --> 01:55:54.500
اما اگر گدا به جايي برسد
.دشمنانش به دوستي پيش‌باز او مي‌آيند

01:55:54.659 --> 01:55:58.730
پس عشق همانا خدمت‌گذار
...و پرستار سرنوشت است

01:55:58.899 --> 01:56:01.799
زيرا مرد بي‌نياز هرگز
از داشتن دوستان محروم نمي‌ماند

01:56:01.960 --> 01:56:06.059
اما مرد نيازمند اگر
...دوستي دروغين را به آزمايش بگيرد

01:56:06.230 --> 01:56:09.200
بي‌چون و چند آن را...
.به دشمني خود وا مي‌دارد

01:56:10.359 --> 01:56:14.700
...ولي به آنچه در نخست گفتم برگرديم

01:56:14.859 --> 01:56:18.330
خواست‌ها و سرنوشت ما
...چنان در خلاف يکديگر سير مي‌کنند

01:56:18.529 --> 01:56:20.960
.که همواره تدبيرهاي ما واژگون مي‌گردد...

01:56:21.129 --> 01:56:25.929
،انديشه‌هاي ما از آن ماست
.اما نه سرانجام کارشان

01:56:26.200 --> 01:56:31.759
پس چنين پندار
...که شوهر ديگري نخواهي کرد

01:56:32.600 --> 01:56:36.659
ولي با مرگ نخستين سرورت...
.اين پندار تو هم خواهد مرد

01:56:37.230 --> 01:56:40.259
زمين خوراک
...و آسمان روشنايي از من باز گيرد

01:56:40.430 --> 01:56:43.360
روز و شب...
...در شادي و آسايش بر من بسته باشد

01:56:43.529 --> 01:56:46.300
آرزوي من و ايمان من...
...به نوميدي بينجامد

01:56:46.759 --> 01:56:49.699
...به روز راهب عزلت نشين بيفتم...

01:57:23.229 --> 01:57:27.900
و سرنوشت بدخواه
! هرگز از هم جدامان مکناد

02:00:28.759 --> 02:00:33.760
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

02:04:01.329 --> 02:04:06.330
از او خوشم نمي‌آيد، و او را در ديوانگي‌اش
.آزاد گذاشتن براي ما بي‌خطر نيست

02:04:06.499 --> 02:04:08.129
.از اين رو آماده باشيد

02:04:08.300 --> 02:04:13.459
،فرمان شما را هم اکنون مي‌دهم که بنويسند
.و او با شما رهسپار انگلستان خواهد شد

02:04:13.629 --> 02:04:15.500
...مصالح دولت ما بر نمي‌تابد

02:04:15.659 --> 02:04:18.730
که خطر ديوانگي‌اش
.هر ساعت چنين رو به فزوني نهد

02:04:18.899 --> 02:04:21.199
.خودمان را آماده خواهيم کرد

02:04:21.360 --> 02:04:26.260
پرواي مصالح آن هزاران هزار تن
...که زندگي و گذرانشان به وجود اعلي‌حضرت بسته است

02:04:26.429 --> 02:04:28.329
.امري است خداپسندانه و بس مقدس...

02:04:28.500 --> 02:04:32.360
جايي که فرد موظف است
...با همه‌ي نيرو و آبديدگي روح خويش

02:04:32.529 --> 02:04:35.159
.خود را از بلاها بر کنار دارد...

02:04:35.330 --> 02:04:38.860
آن کس که زندگي هزاران تن
...به خير و صلاح او بستگي دارد

02:04:39.029 --> 02:04:40.989
.بسي بيشتر بدان وظيفه‌مند است...

02:04:41.629 --> 02:04:43.989
...شاهي که در گذرد، خود به تنهايي نمي‌ميرد

02:04:44.160 --> 02:04:46.859
غرقابي است که هر آنچه را...
.در جوار خويش دارد، فرو مي‌کشد

02:04:47.030 --> 02:04:49.930
،گويي چرخي است بس ستبر
...که بر تارک بلندترين کوه نصب شده

02:04:50.099 --> 02:04:53.729
و بر پره‌هاي عظيم آن ده‌ها هزار...
...خرده‌ريز بسته و کار گذاشته شده است

02:04:53.900 --> 02:04:55.130
...هنگامي که او فرو بيفتد...

02:04:55.299 --> 02:04:57.560
اين مضافات خرد...
...و اين متفرعات ناچيز

02:04:57.730 --> 02:05:00.400
.در سقوط بلند آوازه‌اش همراهيش مي‌کنند...

02:05:00.559 --> 02:05:04.199
،شاه هرگز آهي نمي‌کشد
.که با ناله‌ي ملتي همراه نباشد

02:05:04.360 --> 02:05:06.729
خواهش دارم براي عزيمت سريع خود
.تدارک ببينيد

02:05:06.900 --> 02:05:10.530
اين خطر را که با پاهاي بس آزاد
.راه مي‌رود، بايد به زنجير بست

02:05:10.699 --> 02:05:13.229
.به تعجيل دست بکار مي‌شويم -
.سرورم -

02:05:15.330 --> 02:05:16.899
.اينک نزد مادر خود مي‌رود

02:05:17.060 --> 02:05:19.660
من پشت پرده جا مي‌گيرم
.تا گوش بدهم

02:05:19.829 --> 02:05:23.329
،يقين دارم که شهبانو او را به سخن سرزنش خواهد کرد
...ولي همچنان که خود فرموديد و گفته‌ي بس خردمندانه‌اي بود

02:05:23.500 --> 02:05:25.929
بهتر است بجز مادر...
...که طبيعت وي را به جانبداري وا مي‌دارد

02:05:26.100 --> 02:05:29.460
کس ديگر در جاي مناسب قرار گيرد
.تا بتواند گفتگوشان را بشنود

02:05:29.630 --> 02:05:30.760
.به سلامت باشيد، فرمانرواي من

02:05:30.929 --> 02:05:33.399
،پيش از آنکه به بستر برويد،‌ شرفياب خواهم شد
.و آنچه را دريافته‌‌ام به عرض خواهم رساند

02:05:33.560 --> 02:05:35.129
.سپاسگزارم، آقاي عزيز

02:05:35.560 --> 02:05:37.629
...اينک جادويي‌ترين ساعت شب

02:05:37.800 --> 02:05:41.060
ساعتي که در آن گورستان دهن باز مي‌کند...
...و دوزخ نفس طاعوني خود را

02:05:41.229 --> 02:05:42.899
.بر اين جهان مي‌دمد...

02:05:43.060 --> 02:05:46.060
...اکنون مي‌توانم خون گرم بنوشم

02:05:46.230 --> 02:05:50.659
و دست به چنان کار دهشت‌انگيزي بزنم...
.که روز از ديدنش بر خود بلرزد

02:05:50.830 --> 02:05:54.929
.ولي آرام ! نخست نزد مادرم بروم

02:05:55.100 --> 02:05:57.060
.آه اي قلب من، سرشت انسانيت از دست مده

02:05:57.229 --> 02:06:00.859
(هيچ نگذار که روح نِرو (امپراطور خونخوار روم
.در اين سينه‌ي استوار راه يابد

02:06:01.030 --> 02:06:04.359
.چنان کن که من بي‌رحم باشم، نه بد سرشت

02:06:04.530 --> 02:06:08.629
سخنان من همچون خنجري بر او
.فرود خواهند آمد، اما خنجر به کار نخواهم برد

02:06:08.800 --> 02:06:10.529
...در اينجا زبان من و روح من

02:06:10.859 --> 02:06:12.459
.با هم به ريا خواهند بود...

02:06:12.630 --> 02:06:16.759
اي روح من، هر چند که گفته‌هاي من
...پر از نيش سرزنش در حق مادرم باشند

02:06:16.930 --> 02:06:22.100
هرگز راضي مشو...
.که مهر عمل بر آن بنشانم

02:06:22.259 --> 02:06:24.800
.اوه ! تبهکاري من پليد است

02:06:25.060 --> 02:06:27.429
.آسمان را به گند مي‌آلايد

02:06:27.759 --> 02:06:31.029
نخستين و کهن‌ترين لعني
:که نازل شد، بر آن سنگيني مي‌کند

02:06:31.200 --> 02:06:33.530
! کشتن برادر

02:06:34.430 --> 02:06:35.559
...از دعا کردن عاجزم

02:06:35.730 --> 02:06:39.259
.با آنکه دلم سخت مشتاق است...

02:06:39.459 --> 02:06:43.300
،گناه من که به نيرو فزون‌تر است
.نيت نيرومند مرا از پاي در مي‌آورد

02:06:43.459 --> 02:06:48.160
،و من مانند کسي که دو کار در پيش دارد
...به جاي آنکه از يکي آغاز کنم، در ترديد مي‌مانم

02:06:48.329 --> 02:06:50.599
.و هر دو را بدست غفلت مي‌سپارم...

02:06:51.660 --> 02:06:56.960
ولي اگر اين دستِ نفرين‌شده
...از خون برادر آستر يافته باشد

02:06:57.129 --> 02:06:59.459
باز آيا در آسمان‌هاي رحمت...
...چندان باران نيست

02:06:59.629 --> 02:07:01.729
که آن را بشويد و به سپيدي برف بگرداند ؟...

02:07:01.900 --> 02:07:06.899
بخشايش جز اين به چه کار مي‌آيد
که رو در رو در چهره‌ي گناه بنگرد ؟

02:07:07.060 --> 02:07:12.989
و در دعا مگر جز اين نيروي دوگانه
...چيزي هست، که ما را در پرتگاه گناه نگه دارد

02:07:13.160 --> 02:07:16.230
يا پس از ارتکاب موجب آمرزش گردد ؟...

02:07:16.559 --> 02:07:18.400
.پس من مي توانم سر به آسمان بردارم

02:07:19.030 --> 02:07:21.199
.گناهم شسته خواهد شد

02:07:22.060 --> 02:07:26.399
ولي،‌ آه، چه دعايي
شايسته‌ي حال من مي‌تواند باشد ؟

02:07:26.699 --> 02:07:29.530
"قتل شنيع مرا بر من ببخش ؟"

02:07:29.699 --> 02:07:31.599
...نه اين ممکن نيست

02:07:31.760 --> 02:07:35.499
زيرا من همچنان از ثمرات اين قتل
...که انگيزه‌ي من از اين کار بود

02:07:35.660 --> 02:07:39.560
...يعني از تاج شاهي و اقتدار خود

02:07:40.160 --> 02:07:42.160
.و شهبانوي خود، برخوردارم...

02:07:43.299 --> 02:07:46.899
آيا مي‌توان بخشوده شد
و باز در مصاحبت جنايت بود ؟

02:07:47.559 --> 02:07:49.899
...اين شيوه‌ي پوسيده‌ي اين جهان است

02:07:50.060 --> 02:07:53.059
،که دست زراندودِ جنايت...
...عدالت را کنار مي‌زند

02:07:53.230 --> 02:07:58.160
و چه بسا که بخشايش قانون...
.با همان سود حاصل از تبهکاري خريداري مي‌شود

02:07:58.659 --> 02:08:00.990
.ولي در آن بالا کار از قرار ديگري است

02:08:01.159 --> 02:08:03.060
...آنجا فريب و دغل نيست

02:08:03.229 --> 02:08:06.459
آنجا هر عملي...
...با خصلت راستين خود حاضر است

02:08:06.630 --> 02:08:08.129
...و ما ناگزيريم...

02:08:08.300 --> 02:08:10.560
...در برابر چهره‌ي بر آشفته‌ي گناهان خود...

02:08:10.760 --> 02:08:12.599
.در پي تبرئه باشيم...

02:08:13.629 --> 02:08:17.429
پس چه باد کرد ؟
چه کاري باقي مي‌ماند ؟

02:08:17.930 --> 02:08:21.930
آيا دست به دامن توبه بايد زد ؟
چه کاري که از دست آن بر نيايد‌ ؟

02:08:23.989 --> 02:08:29.929
،اما وقتي نتوان توبه کرد
ديگر چه کاري از آن ساخته است ؟

02:08:30.529 --> 02:08:34.530
! آه چه بيچارگي
! چه دلي به سياهي مرگ

02:08:34.699 --> 02:08:40.100
چه روح پاي در گلي که هر چه
! بيشتر براي رهايي مي‌کوشد، بيشتر فرو مي‌رود

02:08:41.259 --> 02:08:44.430
! اي فرشتگان، ياريم کنيد

02:08:45.300 --> 02:08:47.230
...اي زانوان نافرمان

02:08:48.960 --> 02:08:50.699
! تلاش کنيد و خم شويد...

02:08:52.500 --> 02:08:57.660
،و شما اي تارهاي پولادين قلب من
.همچون اعصاب کودک نوزاد نرم گرديد

02:08:59.030 --> 02:09:01.399
.شايد کار به نيکي بينجامد

02:09:04.160 --> 02:09:07.730
...اکنون که سرگرم دعا است

02:09:09.559 --> 02:09:12.859
.مي‌توانم کارش را بسازم...

02:09:13.030 --> 02:09:14.729
.هم اينک اقدام مي‌کنم

02:09:16.200 --> 02:09:20.430
ولي در اين حال
...به آسمان خواهد پيوست

02:09:20.599 --> 02:09:24.499
و با چنين کاري آيا من انتقام گرفته‌ام ؟...

02:09:27.559 --> 02:09:30.159
.بايد سنجيد

02:09:30.330 --> 02:09:32.729
،ناکسي پدرم را مي‌کشد
...و به کيفر اين کار

02:09:32.900 --> 02:09:37.660
من، تنها پسرش، اين ناکس را...
.به بهشت مي‌فرستم

02:09:39.159 --> 02:09:42.700
.آه، اين کار مزدوري است، نه انتقام

02:09:43.260 --> 02:09:45.800
،او پدرم را هنگامي غافلگير کرد
...که نان به سيري خورده بود

02:09:45.960 --> 02:09:48.899
و گناهانش همه به شادابي...
.گل‌هاي بهاري شکفته بود

02:09:49.060 --> 02:09:51.800
و تنها خدا مي‌داند
.چه حسابي باد پس دهد

02:09:51.959 --> 02:09:54.199
،اما در مورد اين يک
...به فتواي خرد پيداست

02:09:54.360 --> 02:09:55.559
.که وام سنگيني بر ذمه دارد...

02:09:56.459 --> 02:10:00.900
پس اگر من جان او را هنگامي بگيرم
...که سرگرم تطهير روح خويش است

02:10:01.059 --> 02:10:03.899
،و براي سفر آخرت آماده و درخور گشته...
آيا از او انتقام گرفته‌ام ؟

02:10:04.830 --> 02:10:07.360
نه

02:10:08.829 --> 02:10:13.860
،اي شمشير من فرود ميا
.و خود را براي زخمي دهشت‌بارتر نگهدار

02:10:14.029 --> 02:10:15.959
...هنگامي که او مست خفته

02:10:16.500 --> 02:10:17.929
...يا ديوانه‌ي خشم گشته...

02:10:18.100 --> 02:10:20.430
...يا در بستر زناکاري سرخوش از لذت است...

02:10:21.100 --> 02:10:27.099
،يا هنگام قمار، يا هنگامي که ناسزا بر زبان دارد...
...يا سرگرم کاري است که هيچ بوي رستگاري از آن نمي‌توان شنيد

02:10:27.260 --> 02:10:31.730
آنگاه چنان سرنگونش کن...
...که پاشنه‌هايش بر آسمان جفته زنند

02:10:31.899 --> 02:10:35.100
و روحش بر مثال دوزخي...
...که بدان خواهد شتافت

02:10:35.259 --> 02:10:37.099
.سياه و نفرين شده باشد...

02:10:38.230 --> 02:10:41.129
.مادرم در انتظار است

02:10:41.329 --> 02:10:46.229
اما اين دارو جز براي آن نيست
.که روزهاي بيماريت به درازا بکشد

02:10:46.899 --> 02:10:52.059
،سخنانم رو به آسمان دارند
.اما انديشه‌ام بر زمين مي‌ماند

02:10:52.230 --> 02:10:56.029
،سخن تا انديشه با وي همراه نباشد
.به آسمان دسترس ندارد

02:14:00.559 --> 02:14:05.360
،با برازندگي قامت مرکور، پيک خدايان
.هنگامي که بر تارک آسمان‌ساي کوهي فرود مي‌آيد

02:14:45.360 --> 02:14:47.300
،شما البته حس داريد
.و گر نه جنبشي در شما نبود

02:14:47.459 --> 02:14:49.429
.ولي به يقين حواستان فلج گشته است

02:14:49.600 --> 02:14:51.099
...زيرا ديوانگي هرگز چندان به بي‌راهه نمي‌رود

02:14:51.399 --> 02:14:52.729
...و حواس چندان دچار شيفتگي نمي‌شود...

02:14:52.729 --> 02:14:57.529
که ديگر حتي براي تميز يک چنين نابرابري...
.نتواند به کار آيد

02:14:57.700 --> 02:15:01.829
کدام اهريمن بود که چشمتان را بست
و چنين فريبتان داد ؟

02:15:02.000 --> 02:15:04.500
،چشم اگر چه بي‌مدد لامسه است
...لامسه بي‌مدد بينايي

02:15:04.659 --> 02:15:07.329
،گوش بي‌مدد چشم يا دست...
...بويايي به تنهايي

02:15:07.500 --> 02:15:13.030
يا حتي ناچيزترين بخش يک حس واقعي...
.نمي‌توانست اين همه خرف باشد

02:15:15.000 --> 02:15:16.000
...آه اي شرم

02:15:17.429 --> 02:15:19.059
کو سرخي تو ؟...

02:15:19.989 --> 02:15:25.400
و تو اي دوزخ سرکش، اگر بتواني
...در اندام زن کلان سالي سر به نافرماني بر آري

02:15:25.559 --> 02:15:30.399
پس همان به که پرهيزگاري در برابر شعله‌هاي...
! شور جواني همچون موم باشد و در آتش خود بگدازد

02:15:30.560 --> 02:15:31.930
...چه جاي آزرم داشتن است

02:15:32.099 --> 02:15:35.029
...آنگاه که سوداي زورآور به حمله در آيد...

02:15:35.200 --> 02:15:39.700
،که حتي يخ چنين تند مي‌سوزد...
.و خرد پاي‌انداز آرزو است

02:16:28.699 --> 02:16:29.900
...نجاتم دهيد

02:16:30.299 --> 02:16:33.700
،و مرا زير بال‌هاي خود بگيريد...
! اي نگهبانان آسماني

02:16:34.360 --> 02:16:36.930
اعلي حضرتا چه فرمايشي داريد ؟

02:16:37.099 --> 02:16:38.459
! افسوس، ديوانه است

02:16:38.630 --> 02:16:43.160
مبادا براي سرزنش
...پسر کاهل کوش خود آمده باشيد

02:16:43.500 --> 02:16:47.430
که فرصت را و شور سودا را...
...به هدر داده

02:16:47.599 --> 02:16:52.360
در امر مهم اجراي...
.فرمان هراس‌انگيزتان تأخير روا مي‌دارد

02:17:42.229 --> 02:17:44.700
آشوبِ روحتان از چشمانتان
...بيرون مي‌زند

02:17:44.859 --> 02:17:46.930
و مانند سرباز خفته...
...که از بانگ آژير سراسيمه بر خيزد

02:17:47.129 --> 02:17:50.699
موهاي خوابيده‌تان به جنبش مي‌آيند...
.و سر برداشته راست مي‌مانند

02:17:51.130 --> 02:17:53.299
...پسر بزرگوارم

02:17:53.460 --> 02:17:58.859
بر تاب و شعله‌هايِ آتشِ خشمت...
.آب سرد شکيبايي بپاش

02:18:20.699 --> 02:18:22.329
...نگاهتان را بر من ندوزيد

02:18:22.500 --> 02:18:26.930
مبادا که با اين دلسوزي خود...
.نيت صعب مرا دگرگون سازيد

02:20:11.100 --> 02:20:12.329
.شب به خير

02:20:12.500 --> 02:20:15.299
.ولي به بستر عمويم نرويد

02:20:15.460 --> 02:20:17.899
،اگر هم پرهيزگاري در شما نيست
.بدان تظاهر کنيد

02:20:18.060 --> 02:20:20.860
عادت‌، آن غولي که
...هر احساسي را در ما مي‌بلعد

02:20:21.029 --> 02:20:23.299
...با همه‌ي ديو سيرتي، فرشته‌اي است...

02:20:23.460 --> 02:20:30.000
که در تمرين کارهاي نيک و پسنديده...
.نيز جامه‌ و ردايي شايسته در ما مي‌پوشاند

02:20:30.159 --> 02:20:32.829
،امشب خودداري ورزيد
...و همين خود امساک بعدي را اندکي آسان‌تر خواهد کرد

02:20:33.000 --> 02:20:35.129
و آن که از پي آن خواهد آمد
.باز آسان‌تر خواهد بود

02:20:35.530 --> 02:20:37.999
چه عادت کم و بيش مي‌تواند
...مهر و نشان طبيعت را دگرگون سازد

02:20:38.160 --> 02:20:39.659
...و حتي اهريمن را رام گرداند...

02:20:40.029 --> 02:20:42.629
.يا با نيرويي شگرف بيرونش براند...

02:20:43.829 --> 02:20:45.529
.يک بار ديگر، شب بخير

02:20:46.030 --> 02:20:49.200
و هنگامي که خود آرزومند
...دعاي خير مي‌شويد

02:20:50.429 --> 02:20:53.329
.از شما تمناي دعاي خير دارم...

02:21:18.459 --> 02:21:21.860
.من براي مهربان بودن بايد سنگدل باشم

02:21:22.530 --> 02:21:25.130
...باري آنچه بد است آغاز شده

02:21:25.859 --> 02:21:27.859
.اما آنچه بدتر است در پي است...

02:21:29.199 --> 02:21:31.960
.باز يک کلمه‌ي ديگر، بانوي عزيز

02:21:32.129 --> 02:21:33.729
چه بايد بکنم ؟

02:21:33.900 --> 02:21:37.629
:البته، نه آنچه به شما مي‌گويم بکنيد

02:21:38.130 --> 02:21:41.000
بگذاريد اين خيک پر باد
...باز شما را به بستر بکشاند

02:21:41.199 --> 02:21:43.200
...گونه‌هايتان را به هرزه نشکان بگيرد

02:21:43.360 --> 02:21:46.900
شما را «موشي جان» بخواند...
...و با يک جفت بوسه‌ي بدبو

02:21:47.059 --> 02:21:49.659
يا با نوازش انگشتان لعنتي خود...
...بر گردنتان

02:21:49.830 --> 02:21:54.000
شما را بر آن دارد که نزدش اعتراف کنيد...
...که من به راستي ديوانه نيستم

02:21:54.159 --> 02:21:57.300
.و ديوانگيم از سر نيرنگ است...

02:21:57.459 --> 02:22:00.059
همان بهتر که شما اين همه را
.به او خبر دهيد

02:22:00.230 --> 02:22:04.899
...زيرا آن که شهبانوي زيبا، هشيار و دانا است

02:22:05.100 --> 02:22:10.030
مگر مي‌تواند چنين امر خطيري را...
از اين وزغ، از اين گربه‌ي دزد، از اين شبکور پنهان بدارد ؟

02:22:10.199 --> 02:22:11.530
...که چنين کاري مي‌کند ؟ نه

02:22:11.699 --> 02:22:13.630
...به رغم خردمندي و رازداري...

02:22:13.800 --> 02:22:16.100
...دريچه‌ي قفس را بر بام خانه باز کنيد...

02:22:16.259 --> 02:22:20.159
،و بگذارد پرندگان بگريزند...
...و مانند آن بوزينه‌ي معروف داستان خود

02:22:20.330 --> 02:22:24.429
...براي آزمون، در قفس بخزيد...

02:22:24.600 --> 02:22:27.260
.و گردن خود را بشکنيد...

02:22:27.429 --> 02:22:29.399
...مطمئن باش

02:22:30.929 --> 02:22:33.430
...اگر سخن دم است...

02:22:33.599 --> 02:22:35.259
...و دم زندگي است...

02:22:35.430 --> 02:22:38.729
براي دم زدن درباره‌ي آنچه...
.که تو گفته‌اي زندگي در من نيست

02:22:39.399 --> 02:22:42.200
من بايد رهسپار انگلستان شوم، مي‌دانيد ؟

02:22:43.500 --> 02:22:45.959
...افسوس، فراموش کرده بودم

02:22:47.959 --> 02:22:49.459
.چنين تصميمي هست...

02:22:49.630 --> 02:22:51.759
.نامه‌ها سر به مهر آماده است

02:22:51.930 --> 02:22:53.660
...و دو هم‌شاگردي من

02:22:53.829 --> 02:22:57.130
که اعتمادم بديشان...
...چنان است که به نيش زهرآگين افعي

02:22:57.299 --> 02:22:58.559
.حامل دست‌خط‌ها هستند...

02:22:58.730 --> 02:23:01.330
آنان مي‌بايد راه را بر من باز کنند
.و مرا به پستي راهبر شوند

02:23:01.499 --> 02:23:03.000
.اين هم لذتي است

02:23:03.199 --> 02:23:06.960
که ببينيم آتش‌افروز
.در آتش فتنه‌ي خود مي‌سوزد

02:23:07.129 --> 02:23:09.399
...و من به هر جان کندن

02:23:09.699 --> 02:23:14.730
...يک گز پايين‌تر از نقب‌شان فرو مي‌روم...

02:23:14.899 --> 02:23:18.429
.و تا ماه پرتاب‌شان مي‌کنم...

02:23:19.000 --> 02:23:24.900
اوه، دو نيرنگ که در يک خط
! از روبرو با هم برخورد ‌کنند، بس ديدني است

02:23:25.500 --> 02:23:27.460
اين مرد که ناگزيرم مي‌سازد
...بار و بنديلم را ببندم

02:23:27.629 --> 02:23:30.159
من هم روده‌هايش را...
.تا اتاق مجاور مي‌کشم

02:23:31.829 --> 02:23:34.300
.مادر، شب به خير

02:26:53.989 --> 02:26:57.460
،باشد که زخم زهرآگين بدگويي
...که زمزمه‌اش در اقطار جهان

02:26:57.629 --> 02:27:00.859
همچون گلوله‌ي توپ...
...راست به هدف مي‌نشيند

02:27:01.030 --> 02:27:05.260
از نام ما به يک سو رفته...
.و به هواي آسيب‌ناپذير اصابت کند

02:27:05.900 --> 02:27:07.730
.آه، بياييد برويم

02:27:10.160 --> 02:27:14.199
.روح من سرشار از آشوب و سرآسيمگي است

02:33:52.700 --> 02:33:54.660
آقاي عزيز، اين نيروها از آن کيست؟

02:33:55.300 --> 02:33:56.529
.از آن شاه نروژ، آقا

02:33:56.700 --> 02:33:58.159
خواهش مي‌کنم، بفرماييد قصد کجا دارند؟

02:33:58.330 --> 02:33:59.759
.جايي در لهستان، براي جنگ

02:33:59.930 --> 02:34:03.959
فرمانده‌شان کيست؟ -
.فورتينبراس"، برادرزاده‌ي شاه پير نروژ" -

02:34:04.130 --> 02:34:07.660
آيا به قلب لهستان حمله مي‌برد
يا به يک ناحيه‌ي مرزي؟

02:34:07.829 --> 02:34:09.799
...راست بگويم

02:34:10.159 --> 02:34:12.359
.بي لاف و گزاف...

02:34:12.530 --> 02:34:17.959
مي‌رويم تکه‌ي زمين کوچکي را که جز شهرت و نام...
.حاصلي نخواهد داشت به تصرف آريم

02:34:18.130 --> 02:34:21.400
...من به پنج سکه، تنها به پنج سکه

02:34:21.559 --> 02:34:23.600
.حاضر نيستم آنجا را به اجاره بگيرم...

02:34:23.759 --> 02:34:28.230
و اگر هم نروژ يا لهستان بخواهند آن را به بيع قطع
.بفروشند بهاي کلان‌تري دريافت نخواهند کرد

02:34:28.399 --> 02:34:30.399
پس لهستاني‌ها هرگز در پي دفاع آن
.بر نخواهند آمد

02:34:30.560 --> 02:34:33.730
.چرا، هم اکنون پادگاني در آنجا مستقر کرده‌اند

02:34:34.360 --> 02:34:37.799
...و باز، دو هزار سپاهي و بيست هزار سکه‌ي زر

02:34:37.960 --> 02:34:41.429
.تکليف اين پرِ کاه را يکسره نخواهند کرد...

02:34:43.929 --> 02:34:47.100
اين همه ثروت و آسايشِ مفرط
...همچون دمل چرکيني است

02:34:47.259 --> 02:34:48.960
...كه از درون سر باز مي‌کند...

02:34:49.129 --> 02:34:53.560
و از بيرون معلوم نيست...
.شخص براي چه مرده است

02:34:56.359 --> 02:34:57.729
.خاكسارانه از شما سپاسگزارم، آقا

02:34:57.900 --> 02:34:59.629
.خدا به همراهتان، آقا

02:35:00.060 --> 02:35:03.660
سرورم، لطف مي فرماييد حرکت کنيم؟ -
.هم اکنون خودم را به شما مي‌رسانم -

02:35:03.829 --> 02:35:04.899
.کمي جلوتر برويد

02:35:10.699 --> 02:35:14.529
...چگونه هر فرصت و تصادفي مرا متهم و آگاه مي‌سازد

02:35:14.700 --> 02:35:19.030
!و بر انتقام کُند رفتارِ من مهميز (سيخ) مي زند...

02:35:21.860 --> 02:35:25.200
...آدمي چيست

02:35:26.059 --> 02:35:31.600
اگر همه‌ي لذت و برنامه‌ي اوقاتش...
.چيزي جز خورد و خواب نباشد

02:35:31.759 --> 02:35:35.260
.حيواني، نه بيش

02:35:35.429 --> 02:35:38.560
به يقين، آن که ما را با چنين هوش
...پهناوري آفريده است

02:35:38.729 --> 02:35:40.229
...که گذشته و آينده را مي‌بيند...

02:35:40.400 --> 02:35:45.229
او اين کارداني و اين خرد يزداني را...
...براي آن به ما نداده است

02:35:45.400 --> 02:35:48.230
!که در ما بيکار بماند و کپک بزند...

02:35:48.399 --> 02:35:51.500
...با اين همه، خواه از فراموش‌کاري حيواني باشد

02:35:51.659 --> 02:35:57.400
،يا خواه از آن رو که وسواس بزدلانه بر آنم مي‌دارد...
...تا عواقب کار را بيش ار حد بسنجم

02:35:57.559 --> 02:35:59.129
...سنجشي که اگر به چهار بخش گردد-

02:35:59.300 --> 02:36:02.799
-سه بخش آن ترس است و تنها يک بخش خردمندي...

02:36:02.960 --> 02:36:04.960
...نمي‌دانم...

02:36:05.130 --> 02:36:09.500
براي چه هنوز در اين مرحله به سر مي‌برم...
...«که بگويم: «اين کار کردني است

02:36:09.659 --> 02:36:15.429
و حال آنکه براي به انجام رساندن آن...
.انگيزه و اراده و نيرو و وسيله، همه را دارم

02:36:15.759 --> 02:36:20.460
:نمونه‌هايي به بزرگي زمين مرا به کار مي‌انگيزند

02:36:20.629 --> 02:36:26.100
...از آن جمله سپاهي به اين انبوهي و آراستگي

02:36:26.259 --> 02:36:29.699
که شاهزاده‌اي نازک طبع و ناز پرور...
...رهبري مي‌کند

02:36:29.859 --> 02:36:34.230
...کسي که دلاوريش از همت خدا داد پرمايه گشته...

02:36:34.399 --> 02:36:37.460
...قضاي ناديده را به ريشخند مي‌گيرد...

02:36:37.629 --> 02:36:40.030
...و وجود شکننده و فنا ناپذير خود را...

02:36:40.199 --> 02:36:44.129
به دست هر ضربتي که سرنوشت و مرگ...
...و خطر را ياراي آن باشد، مي‌سپارد

02:36:44.300 --> 02:36:48.430
.حتي براي پوست يک تخم مرغ...

02:36:48.599 --> 02:36:53.300
بزرگي راستين در آن نيست که مرد جز به يک
...انگيزه‌ي بزرگ به جنبش در نيايد

02:36:53.460 --> 02:36:59.930
بلکه آنگاه که پاي شرف در ميان است در پر کاهي...
.نيز انگيزه‌ي بزرگ پرخاش ببيند

02:37:00.099 --> 02:37:04.400
...پس من که پدرم کشته

02:37:04.559 --> 02:37:06.299
...و مادرم آلوده شده است...

02:37:06.499 --> 02:37:09.660
...چگونه هيجان خون و خردم را تاب مي‌آورم...

02:37:09.829 --> 02:37:11.900
...و همه را به خواب وا مي‌دارم...

02:37:12.059 --> 02:37:14.659
...و حال آنکه با شرمساري...

02:37:14.830 --> 02:37:20.299
...مرگ نزديک به بيست هزار تن را مي‌بينم...

02:37:20.460 --> 02:37:23.759
...که به وسواس و نيرنگ کسب نام...

02:37:23.930 --> 02:37:26.930
...چنان به سوي گور مي‌شتابند که گويي به بستر مي‌روند...

02:37:27.099 --> 02:37:32.599
...و براي تکه زميني مي‌جنگند که در آن...

02:37:32.760 --> 02:37:36.459
از انبوهي، همه امکان برخورد ندارند...
...و چندان هم وسعت و گنجايش آن نيست

02:37:36.630 --> 02:37:39.429
!که بتوان کشته‌ها را در آن جاي داد...

02:37:39.600 --> 02:37:42.860
...اوه! از اين پس

02:37:43.029 --> 02:37:46.760
...بايد انديشه‌ام خون آشام باشد...

02:37:46.929 --> 02:37:50.990
.و گرنه به هيچ نمي‌ارزد...

02:37:55.480 --> 02:37:59.999
وقفه

02:38:02.330 --> 02:38:06.600
،هنگامي که رنج و مصيبت به کسي روي مي‌آورد
...هيچ گاه به صورت جاسوساني متفرد نيست

02:38:06.759 --> 02:38:08.300
.بلکه گروه گروه پيش مي‌آيد...

02:38:08.860 --> 02:38:10.500
.نخست پدرش کشته مي‌شود

02:38:10.659 --> 02:38:12.130
...سپس پسرتان از اينجا مي‌رود

02:38:12.299 --> 02:38:15.160
.و او خود بدترين عامل تبعيد عادلانه‌اش بوده است...

02:38:15.330 --> 02:38:17.730
...و نيز مردم که از مرگ "پولونيوس" عزيز برآشفته‌اند

02:38:17.899 --> 02:38:19.799
و در زمزمه و انديشه‌هاي تيره و ناگوار...
.در افتاده‌اند

02:38:19.960 --> 02:38:23.059
.و باز ما از خامي مخفيانه به خاکش سپرديم

02:38:23.230 --> 02:38:24.299
...و بيچاره افيليا

02:38:24.460 --> 02:38:26.730
...که از خود به در شده و از خرد روشن...

02:38:26.899 --> 02:38:29.730
که بي آن ما نقشي يا حيواني بيش نيستيم...
.جدا مانده است

02:38:29.899 --> 02:38:34.230
و سرانجام چيزي که به تنهايي از اين همه وخيم‌تر است
...برادرش پنهاني از فرانسه باز آمده

02:38:34.399 --> 02:38:36.600
سرگشته و حيرت زده در انديشه‌هاي...
.مه آلود فرو رفته است

02:38:36.759 --> 02:38:40.559
و وز وز صداها کم نيست که گوش او را
.با سخنان زهرآگين درباره‌ي مرگ پدرش آلوده دارد

02:38:40.730 --> 02:38:42.559
و در اين ميان به ناچار بي‌آنکه بينه‌اي
...در ميان باشد

02:38:42.730 --> 02:38:45.529
.از دهاني به گوشي اتهاماتي بر خود ما وارد مي‌گردد...

02:38:45.700 --> 02:38:48.260
...آخ، "گرترود" عزيزم اين همه به سانِ خمپاره

02:38:48.429 --> 02:38:51.830
از چندين جا...
.مرگ نو به نو بر من مي‌فرستد

02:39:07.200 --> 02:39:08.430
.نميخواهم با او سخن بگويم

02:39:08.599 --> 02:39:12.430
.اصرار مي‌ورزد، به راستي شوريده حال است

02:39:12.599 --> 02:39:15.930
.شايسته‌ي ترحم مي‌نمايد... -
چه مي‌خواهد؟ -

02:39:16.099 --> 02:39:18.099
.بيشتر از پدرش خرف مي‌زند

02:39:18.260 --> 02:39:20.460
.مي‌گويد شنيده که دنيا همه نيرنگ است

02:39:20.629 --> 02:39:22.130
...زمزمه مي‌کند و بر قلب خود مي‌کوبد

02:39:22.299 --> 02:39:24.299
...به هيچ و پوچ برآشفته مي‌شود...

02:39:24.460 --> 02:39:27.030
سخنان دو پهلو مي‌گويد
که گاه معناي درستي هم ندارد

02:39:27.229 --> 02:39:28.360
گفته هايش چيزي نيست

02:39:28.529 --> 02:39:32.500
اما با همه ناهنجاري، شنوندگان
...را گروه گروه به سوي او مي‌کشاند

02:39:32.659 --> 02:39:33.800
...آنان در سخنانش دقيق مي‌شوند

02:39:33.959 --> 02:39:36.460
و کلمات گسيخته‌اش را به سرهم‌بندي با...
...انديشه‌هاي خود، همساز مي‌کنند

02:39:36.629 --> 02:39:39.899
و همين خود همراه چشمک‌زدن‌ها و...
...سر جنبانيدن‌ها و ديگر حرکاتش

02:39:40.060 --> 02:39:43.260
...آنان را مجاب مي‌سازد و به راستي انسان گمان مي‌برد...

02:39:43.429 --> 02:39:45.900
که اين همه معنايي، هرچند مبهم...
.ولي بس ناگوار دارد

02:39:46.059 --> 02:39:48.059
...بهتر است با او گفتگويي بکنيد

02:39:48.230 --> 02:39:52.929
چه ممکن است تخم بدگماني‌هاي خطرناکي...
.در ميان بدخواهان بيفشاند

02:39:53.100 --> 02:39:55.000
.بياريدش تو

02:40:03.329 --> 02:40:08.459
براي روح بيمار من، هم چنان که سرشت گناه
اقتضا دارد

02:40:08.799 --> 02:40:13.459
هر کمترين چيزي گويي پيش درآمد بدبختي هاي
بزرگ است

02:40:14.930 --> 02:40:20.000
جنايت با چنان خامي دچار نگراني است
.که از ترس لو رفتن خود را لو ميدهد

02:42:07.230 --> 02:42:10.829
.که ديگر هرگز دوشيزه بيرون نرفت

02:42:11.000 --> 02:42:13.459
افيلياي زيبا-
ديگر به راستي -

02:42:13.960 --> 02:42:17.630
،بي آنکه به سوگند نيازي باشد
پايانش ميدهم

02:42:28.129 --> 02:42:30.930
پيش از آنکه بر من دست يابي
.وعده زناشويي به من ميدادي

02:42:31.300 --> 02:42:34.959
به آفتاب سوگند که چنين مي کردم
.اگر تو به بسترم در نمي آمدي

02:43:46.810 --> 02:43:47.899
واي، اين هياهو چيست؟

02:43:48.060 --> 02:43:49.899
جانداران سوئيسي من کجا هستند؟
دروازه را محافظت کنند

02:43:50.060 --> 02:43:52.129
چه خبر است؟ -
سرورم، خودتان رانجات بدهيد -

02:43:52.300 --> 02:43:56.900
اقيانوسي که از کرانه هاي خود سر برآرد
دشت و هامون را با شتابي تهور آميزتر از آن
فرو نمي گيرد

02:43:57.059 --> 02:44:00.599
که "لايرتيس" جوان اينک در راس گروهي شورشي
.افسران شما را از پاي در مي آورد

02:44:00.760 --> 02:44:04.229
مردم غوغا او را شاه مي خوانند
و چنانکه گويي جهان تازه آغاز گشته

02:44:04.400 --> 02:44:06.330
تاريخ باستان از ياد رفته يا رسم و عادت

02:44:06.499 --> 02:44:08.830
که استوار دارنده و پشتيبان هر مقام
و عنواني است منسوخ شده

02:44:08.989 --> 02:44:12.329
فرياد ميزنند: ديگر انتخاب کرديم
!لايرتيس" بايد شاه شود"

02:44:12.500 --> 02:44:15.229
و با کلاه ها و دست ها و صداهاي خود
تا ابرها هلهله بر ميدارند

02:44:15.400 --> 02:44:17.630
لايرتيس، لايرتيس
!شاه باشد

02:44:17.799 --> 02:44:21.359
!با چه شور و نشاطي بر خطا عوعو مي کنند

02:44:21.530 --> 02:44:24.460
هه، سگ هاي خيانت کار دانمارکي
!به خطا ميرويد

02:44:24.629 --> 02:44:25.989
درها را شکستند

02:45:32.029 --> 02:45:35.659
!سوگند فرمانبرداريم، به جهنم
پيمان وفاداريم، به درک سياه

02:45:35.830 --> 02:45:38.460
وجدان و آيينم به ته چاه دوزخ

02:45:38.629 --> 02:45:40.459
.من از لعنت ابدي باکي ندارم

02:45:40.859 --> 02:45:42.829
در اين حال که منم

02:45:43.000 --> 02:45:48.130
،و هر دو جهان را به هيچ مي شمارم
!هرچه بادا باد

02:45:48.299 --> 02:45:51.859
همين قدر انتقام پدرم را به تمامي بکشم

02:45:56.560 --> 02:45:59.129
و اما امکاناتي که در اختيار دارم

02:45:59.300 --> 02:46:03.629
در به کار بردن آن چنان امساک روا خواهم داشت
.که با اندک توشه تا دور جايي بروم

02:47:32.600 --> 02:47:38.560
اي دوشيزه گرامي، خواهر مهربان، افيلياي نازنين

02:47:39.430 --> 02:47:41.629
آخر، خدايا

02:47:43.000 --> 02:47:46.630
مگر ممکن است که عقل دختران جوان
مانند عمر پيران دچار زوال شود؟

02:47:46.799 --> 02:47:50.260
عشق سرشتي ظريف دارد
و در جايي که

02:47:50.429 --> 02:47:55.659
مهر به ظرافت آميخته باشد

02:47:56.599 --> 02:47:58.599
گرانبهاترين چيز خود را از پي دلدار خود مي فرستد

02:47:58.760 --> 02:48:00.400
با روي گشاده در تابوتش گرفته بردند

02:48:00.559 --> 02:48:04.160
.هاي، ناي نا ناي، هاي ناناي

02:48:04.329 --> 02:48:06.460
... و بر گورش چه باران اشک که ريخت

02:48:06.629 --> 02:48:07.899
!خدا به همراهت، اي کبوتر من

02:48:08.060 --> 02:48:12.199
اگر هم عقلت به جا بود و مرا به
کين خواهي مي خواندي

02:48:12.360 --> 02:48:14.000
باز نمي توانستي تا بدين حد مرا به
.هيجان درآوري

02:48:14.159 --> 02:48:15.159
:به آواز بخوانيد

02:48:15.330 --> 02:48:16.399
نگونسار، نگونسار

02:48:16.560 --> 02:48:19.830
او را نيز

02:48:19.989 --> 02:48:22.599
نگونسار بناميد

02:48:26.129 --> 02:48:28.829
!چه برگردان مناسبي ميشود

02:48:29.799 --> 02:48:32.029
آن مباشر دغلکار بود که
دختر اربابش را دزديد

02:48:33.699 --> 02:48:35.329
اين پريشان گويي بيش از هر سخني
.معني دارد

02:48:35.500 --> 02:48:38.629
اين اکليل کوهي است براي
يادآوري

02:48:40.330 --> 02:48:41.960
دلدار من، به يادآر

02:48:55.360 --> 02:48:57.529
اينک رازيانه و تاج الملوک

02:48:58.860 --> 02:48:59.930
براي شما

02:49:01.500 --> 02:49:03.899
اين سُداب هم از آن شما
کمي هم مي ماند براي خودم

02:49:05.360 --> 02:49:07.730
روزهاي يکشنبه مي‌توان گياه رحمتش خواند

02:49:08.630 --> 02:49:11.360
اوه، شما سداب تان را بايد
به طرز ديگري بزنيد

02:49:13.530 --> 02:49:14.830
اين هم يک گل مرواريد

02:49:23.159 --> 02:49:28.560
زيرا دلم تنها به رابين نازنين خوش است

02:49:28.729 --> 02:49:34.599
انديشه و درد و سودازدگي
حتي دوزخ

02:49:35.430 --> 02:49:39.729
را به رنگ ظرافت و زيبايي در مي آورد

02:49:41.059 --> 02:49:57.260
ديگر آيا باز نخواهد آمد؟

02:49:58.929 --> 02:50:05.499
نه، نه، او مرده است

02:50:05.660 --> 02:50:10.900
تو هم به بستر مرگت برو

02:50:11.059 --> 02:50:18.060
.که او هرگز باز نخواهد آمد

02:50:19.060 --> 02:50:26.059
ريشش به سفيدي برف بود

02:50:27.700 --> 02:50:34.699
و موهاي سرش همه چون کتان

02:50:35.990 --> 02:50:41.329
و او رفت، رفت

02:50:43.330 --> 02:50:48.930
ديگر مويه و زاري بس کنيم

02:50:49.099 --> 02:50:56.100
!خدا بر روحش رحمت کند

02:50:58.899 --> 02:51:02.600
و هم چنين بر روح همه مسيحيان

02:51:04.329 --> 02:51:06.659
.اين دعاي من به درگاه خداست

02:51:15.059 --> 02:51:17.200
.خدا به همراهتان

02:51:34.929 --> 02:51:39.199
لايرتيس، بايد در اندوهتان سهيم باشم
.وگرنه شما حقي از من سلب کرده ايد

02:51:39.360 --> 02:51:42.300
برويد، از ميان دوستانتان عاقلترين شان
را به ميل خود انتخاب کنيد

02:51:42.499 --> 02:51:45.699
تا آنان به سخنان ما گوش دهند و
ميان ما داوري کنند

02:51:45.860 --> 02:51:48.530
اگر ما را، خواه به دست خود و خواه
به دست ديگري در اين کار دخيل يافتند

02:51:48.699 --> 02:51:53.400
ما به جبران آن پادشاهي و تاج و زندگاني
خود و هر آنچه را که از آن خود مي شماريم

02:51:53.559 --> 02:51:55.529
به شما مي‌سپاريم

02:51:55.700 --> 02:51:59.200
اما اگر چنين نبود لطف کرده
با ما شکيبايي ورزيد

02:51:59.359 --> 02:52:02.629
تا به اتفاق هم کاري کنيم که خشنوديتان

02:52:02.800 --> 02:52:05.030
.چنانکه بايد و شايد فراهم شود

02:52:06.430 --> 02:52:09.899
باشد! احوال مرگ او

02:52:10.799 --> 02:52:13.729
و پنهان به خاک سپردنش

02:52:14.260 --> 02:52:17.359
بي آنکه يادگارهاي افتخارآميز و شمشير
و نشان خانوادگي بر جنازه اش نهاده باشد

02:52:17.530 --> 02:52:23.229
بي آنکه آيين و مراسم باشکوه رسمي
درباره اش اجرا شود

02:52:23.400 --> 02:52:26.200
اين همه گويي از آسمان بر زمين
به سرم فرياد ميزند

02:52:26.359 --> 02:52:30.230
که بايد در پي دانستن علت باشم

02:52:30.399 --> 02:52:32.599
همين کار را هم خواهيم کرد

02:52:32.800 --> 02:52:37.700
بگذار تبر بزرگ کيفر همان جا فرود آيد
.که جنايت بود

02:52:38.129 --> 02:52:40.499
خواهش ميکنم با من بياييد

02:52:43.429 --> 02:52:45.299
اينان که ميخواهند با من سخن بگويند
چه کساني‌اند؟

02:52:45.460 --> 02:52:48.700
.چند تن ملوان، آقا
مي گويند نامه هايي برايتان دارند

02:54:28.129 --> 02:54:30.499
...بياييد تا شما را با اين نامه هايتان راهنمايي کنم

02:54:30.660 --> 02:54:32.989
و زودتر بجنبيد تا مرا به سوي کسي که

02:54:33.160 --> 02:54:35.100
اين نامه ها را از او داريد، ببريد

02:54:35.500 --> 02:54:38.499
پس اينک وجدانتان بايد بر بي‌گناهيم
گواهي دهد

02:54:38.660 --> 02:54:42.129
و شما بايد مرا چون دوستي در قلب خود جاي دهيد

02:54:42.300 --> 02:54:45.129
زيرا شنيديد و دانستيد

02:54:45.300 --> 02:54:49.929
،که آن که پدر بزرگوارتان را کشت
قصد جان مرا نيز داشت

02:54:50.100 --> 02:54:52.859
.مي بايد همين باشد
ولي بگوييد

02:54:53.130 --> 02:54:55.730
ولي بگوييد اعمالي چنين تبهکارانه
و تا بدين پايه وخيم را

02:54:55.899 --> 02:55:00.989
براي چه کيفر نداديد و حال آنکه ايمني و خردمندي

02:55:01.160 --> 02:55:03.899
و بسا چيزهاي ديگر اساسا شما را
به اين کار تحريض ميکرد؟

02:55:04.060 --> 02:55:09.630
اوه، به دو علت که شايد به چشمتان
بسيار سست بنمايد

02:55:09.799 --> 02:55:11.560
اما من آنها را استوار مي‌دانم

02:55:11.729 --> 02:55:16.259
مادرش شهبانو گويا به ديدار او زنده است

02:55:16.560 --> 02:55:17.830
و اما من خواه

02:55:17.989 --> 02:55:22.300
اين فضيلت من باشد يا
بلاي جان من

02:55:22.960 --> 02:55:27.230
زندگي و روحم چنان به شهبانو بسته است

02:55:27.429 --> 02:55:30.989
که مانند ستارگان که جز در مدار خود نمي گردند

02:55:31.160 --> 02:55:34.100
.من نيز جز به رضاي او حرکتي ندارم

02:55:34.959 --> 02:55:38.099
علت ديگر که نميتوانم آشکارا از
او مواخذه کنم

02:55:38.260 --> 02:55:41.659
محبت بزرگي است که توده مردم بدو دارند

02:55:41.830 --> 02:55:44.259
و اگر همه خطاهاي او را به آب اين
محبت فرو برند

02:55:44.430 --> 02:55:46.929
مانند چشمه اي که در آن چوب سنگ ميشود

02:55:47.100 --> 02:55:49.129
زشتي هاي او به زيبايي بدل مي گردد

02:55:49.300 --> 02:55:52.429
بدين سان تيرهاي ترکش من که در
همچو باد سختي، زياده سبک مي بود

02:55:52.600 --> 02:55:56.900
بي آنکه بتوانند بر اماج بنشينند
به سوي خود من باز ميگشت

02:55:57.929 --> 02:56:01.229
و بدين سان من بايد پدر بزرگواري را از دست بدهم

02:56:01.959 --> 02:56:04.360
و خواهرم به اين روز دهشت بار بنشيند

02:56:04.529 --> 02:56:07.129
خواهري که اگر بتوان ستايش را به گذشته رجوع داد

02:56:07.300 --> 02:56:11.699
ارج و بهاي وي در کمال

02:56:12.430 --> 02:56:16.299
بر تارک روزگار ما
سر به دعوي برميداشت

02:56:18.799 --> 02:56:23.129
ولي نوبت کين خواهي من خواهد رسيد
تشويشي به دل راه ندهيد

02:56:23.300 --> 02:56:26.230
نبايد گمان بريد که ما چنان سست و وارفته ايم

02:56:26.400 --> 02:56:29.760
که بگذاريم خطر در ريش مان چنگ بياندازد
و بگوييم که شوخي است

02:56:29.929 --> 02:56:32.559
ديري نخواهد گذشت که خبرهايي
به گوشتان خواد رسيد

02:56:33.360 --> 02:56:38.900
ما پدرتان را دوست داشتيم و
خودمان را نيز دوست داريم

02:56:39.059 --> 02:56:42.259
و اين نکته اميدوارم شما را بر آن دارد
که تصور کنيد

02:56:42.460 --> 02:56:45.060
بله؟ چه خبر؟

02:56:45.799 --> 02:56:48.330
سرورم چند نامه از هملت رسيده

02:56:48.499 --> 02:56:50.699
اين يکي براي اعليحضرت
و اين ديگري براي شهبانو

02:56:50.860 --> 02:56:52.830
نامه از هملت؟ چه کسي آورد؟

02:56:52.989 --> 02:56:55.929
.سرورم گفته ميشود چند تن ملوان
.من نديدمشان

02:56:56.100 --> 02:56:58.330
و اين نامه ها را "کلاديو" به من داده

02:56:58.499 --> 02:57:01.129
و او خود آنها را از آنکه
.آورده گرفته است

02:57:01.300 --> 02:57:04.160
لايرتيس"، گوش کنيد"
ما را تنها بگذاريد

02:57:07.200 --> 02:57:11.430
شاه والامقام با اقتدار دانسته باشيد
.که مرا بر خاک قلمروتان برهنه پياده کرده اند

02:57:11.599 --> 02:57:14.129
فردا تمناي ديدار چشمان شاهانه تان را خواهم داشت

02:57:14.300 --> 02:57:17.860
آنگاه با عرض پوزش درباره بازگشت ناگهاني

02:57:18.029 --> 02:57:21.359
و بس شگرف خود گزارش خواهم کرد
"هملت"

02:57:21.530 --> 02:57:23.160
يعني چه؟

02:57:23.329 --> 02:57:26.529
آيا همه شان بازگشته اند؟
يا اين حيله و فريبي بيش نيست؟

02:57:26.700 --> 02:57:30.030
خط او را مي شناسيد؟
درست خط هملت است

02:57:30.200 --> 02:57:33.699
برهنه" و اينجا در پي نويس"
"مي افزايد "تنها

02:57:33.860 --> 02:57:37.430
آيا مي توانيد در اين باره رأيي بزنيد؟
سرورم، راه به جايي نمي برم

02:57:38.360 --> 02:57:40.700
ولي همان بهتر که بيايد

02:57:41.559 --> 02:57:46.059
قلب بيمار من به همين گرما مي يابد
:که زنده خوام ماند و رو در روي او خواهم گفت

02:57:46.230 --> 02:57:47.460
.و تو بودي که چنين کردي

02:57:47.800 --> 02:57:51.760
"حال که چنين است "لايرتيس
اما چگونه چنين است  چگونه ميتواند جز اين باشد؟

02:57:51.929 --> 02:57:53.130
آيا ميخواهيد از من پيروي کنيد؟

02:57:53.299 --> 02:57:55.930
بله سرورم
به شرط آنکه مرا به آشتي ملزم نکنيد

02:57:56.099 --> 02:57:58.159
نه منظورم آرامش خاطر خود توست

02:57:58.429 --> 02:58:00.759
اگر او به راستي از سفر سر باز زده و برگشته باشد

02:58:00.930 --> 02:58:03.059
...من او را به کاري وا خواهم داشت که تدبير آن هم اينک

02:58:03.230 --> 02:58:05.899
در انديشه‌ام پخته شده است...

02:58:06.060 --> 02:58:09.899
.و در آن ناگزير از پاي خواهد افتاد

02:58:10.630 --> 02:58:12.660
...و در مرگش

02:58:12.829 --> 02:58:15.099
باد سرزنشي وزيدن نخواهد گرفت...

02:58:15.260 --> 02:58:18.259
بلکه حتي مادرش بويي از آن نخواهد برد
.و جز تصادفش نخواهد خواند

02:58:18.430 --> 02:58:19.859
سرورم، زمام کار خود را
به رغبت به دست شما خواهم سپرد

02:58:20.030 --> 02:58:23.000
اگر چنان کنيد که افزار هلاک او باشم

02:58:23.159 --> 02:58:24.930
پس درست شد

02:58:25.099 --> 02:58:27.759
پس از عزيمت شما به فرانسه گفته مي‌شود

02:58:27.930 --> 02:58:29.329
...بارها در حضور هملت از هنري که

02:58:29.500 --> 02:58:31.929
،شما در آن بس چيره دستيد...
.سخن رفت

02:58:32.100 --> 02:58:34.959
و همه خصايل نيکوي شما با هم آنقدر
موجب رشک او نمي گردد

02:58:35.130 --> 02:58:39.499
.که همين يک که به چشم من بي بهاتر از همه است

02:58:39.660 --> 02:58:42.759
سرورم، اين کدام خصلت است؟ -
در مثل جز نوار اطلسي بر کلاه جوانان نيست -

02:58:42.930 --> 02:58:44.160
هر چند که بدان هم نياز است

02:58:44.329 --> 02:58:47.989
زيرا جامه سبک و بي تکلف براي جوانان کمتر از
رداهاي تيره خزپوش مردم جا افتاده

02:58:48.159 --> 02:58:54.399
.که از فراخي نعمت و وقارشان حکايت دارد، برازنده نيست

02:58:55.300 --> 02:58:59.130
باري، دو ماه پيش يک بزرگ‌زاده‌ي نورماندي
اينجا بود

02:58:59.299 --> 02:59:01.700
من خودم فرانسويان را ديده و با آنان به جنگ کوشيده ام

02:59:01.859 --> 02:59:06.129
،ميدانم که سواران خوبي هستند
ولي اين يک کارش سر به جادو ميزد

02:59:06.300 --> 02:59:08.000
در خانه‌ي زين جا مي‌گرفت

02:59:08.159 --> 02:59:10.460
و اسب خود را به چنان کارهاي شگرفي وا مي‌داشت

02:59:10.629 --> 02:59:13.800
که گويي به آن حيوان نجيب چسبيده
و با وي يکي شده است

02:59:13.959 --> 02:59:17.899
او چنان از حد تصورم فراتر ميرفت
که انديشه ام هر نقش و هر بازي که پيش ميکشيد

02:59:18.060 --> 02:59:20.900
.باز به گرد آنچه او خود مي‌کرد نمي‌رسيد

02:59:21.900 --> 02:59:24.099
اهل نورماندي بودي؟ -
بله، نورماندي -

02:59:24.260 --> 02:59:26.259
.به جان خودم که "لامرد" است -
.خود او -

02:59:26.430 --> 02:59:30.330
.خوب ميشناسمش
به راستي زيب و زيور سراسر کشور خويش است

02:59:30.499 --> 02:59:31.960
و او از شما تمجيد ميکرد

02:59:32.129 --> 02:59:39.160
و چنان از استادي تان در شمشير بازي داد سخن مي‌داد

02:59:39.329 --> 02:59:42.460
که مي گفت به راستي ديدني خواهد بود
اگر کسي بتواند با شما برابري کند

02:59:42.629 --> 02:59:46.260
سوگند مي‌خورد که در مقابله شما
شمشيربازان فرانسه ديگر از حمله و دفاع عاجز مي‌آيند

02:59:46.429 --> 02:59:48.630
.و نظر تيزبين خود را از دست مي‌دهند

02:59:48.799 --> 02:59:52.830
اين گفته هاي او، آقا چنان زهر رشک
...در جان هملت ريخت

02:59:52.989 --> 02:59:55.200
...که ديگر خواهش و آرزويي جز اين نداشت...

02:59:55.359 --> 02:59:58.030
.که شما به زودي باز گرديد و با وي دست و پنجه نرم کنيد...

02:59:58.199 --> 03:00:01.260
... باري، نتيجه مي‌گيرم که -
چه نتيجه اي سرورم؟ -

03:00:01.429 --> 03:00:03.930
لايرتيس" آيا پدرتان براي شما گرامي بود؟"

03:00:04.099 --> 03:00:08.100
يا اينکه شما تنها به نقش اندوه مي‌مانيد
و صورتي عاري از قبل بيش نيستيد؟

03:00:08.259 --> 03:00:09.500
اين پرسش براي چيست؟

03:00:09.659 --> 03:00:12.990
نه از آن رو که گمان کنم پدرتان را دوست نمي‌داشتيد

03:00:13.159 --> 03:00:17.729
بلکه از آن سبب که مي‌دانم
دوستي آغازي در حيطه زمان دارد

03:00:18.160 --> 03:00:21.530
و به آزمايش هم ديده‌ام که شرار و آتش آن

03:00:21.699 --> 03:00:25.130
.وابسته به گذشت زمان است

03:00:25.299 --> 03:00:28.300
درون شعله عشق فتيله اي است که دوده ميزند

03:00:28.459 --> 03:00:33.059
و آن را فرو مي نشاند

03:00:33.230 --> 03:00:35.729
هيچ چيز همواره بر يک خصلت نمي‌ماند

03:00:35.899 --> 03:00:41.930
زيرا خصلت نيکو پس از آنکه به غايت رشد خود رسيد

03:00:42.759 --> 03:00:46.729
در همان فزوني خود زوال مي پذيرد

03:00:46.900 --> 03:00:48.900
کاري که مي خواهيم بکنيم

03:00:49.059 --> 03:00:50.730
بايد آن را در همان اثنا که ميخواهيم به اجرا درآوريم

03:00:50.899 --> 03:00:54.000
زيرا خواست ما در تغيير است و به همان اندازه که دست و دهان و حوادث هست دچار سستي و تاخير ميشود

03:00:54.159 --> 03:00:59.830
"آنگاه اين که مي گوييم "بايد فلان کار را کرد
آه مسرفانه اي است

03:00:59.960 --> 03:01:01.699
.که تسکين مي بخشد اما جان مي کاهد

03:01:02.349 --> 03:01:03.899
!پس هرچه زوداتر اين دمل را بترکانيم

03:01:37.970 --> 03:01:40.930
و نام و آوازه اي را که آن فرانسوي درباره شما
در انداخته است رونق و جلاي تازه اي بخشند

03:02:39.729 --> 03:02:42.259
در اين باره بيشتر فکر کنيم

03:02:42.430 --> 03:02:47.630
و ببينيم چه تقارن زمان و وسايل مي‌تواند
برراي مقصودمان سازگارتر باشد

03:05:52.200 --> 03:05:55.800
اما تدبير ما همين است

03:05:57.529 --> 03:06:00.300
و طبيعت بر عادت خود ميرود

03:06:02.759 --> 03:06:05.560
بگذار زبان عيب جو هرچه ميخواهد بگويد

03:06:09.959 --> 03:06:12.899
با ريخته شدن اين اشک ها نازکدلي زنانه از
من به در ميشود

03:07:29.500 --> 03:07:34.400
،آن که خودسرانه به چاک بزند
بايد در گورستان مسيحي خاکش کرد؟

03:07:34.559 --> 03:07:38.129
.به تو ميگويم که بله
تو هم فورا برايش گور بکن

03:07:40.990 --> 03:07:43.759
مامور جواز مرده ها روا وارسي کرده و نتيجه گرفته
که مثل مسيحي ها خاکش کنند

03:07:43.989 --> 03:07:46.899
چطور همچون چيزي ممکن است مگر آنکه خودش را
براي دفاع جان خودش غرق کرده باشد؟

03:07:47.060 --> 03:07:48.229
.خوب، بله. همينطور نتيجه گرفته اند

03:07:48.400 --> 03:07:51.660
بايد براي دفاع جان خودش بوده باشد. غير از اين ممکن نيست

03:07:51.829 --> 03:07:53.829
:براي اينکه مطلب از اين قرار است

03:07:54.000 --> 03:07:57.659
اگر من به عمد خودم را غرق بکنم
پس عملي را مرتکب شده ام

03:07:57.830 --> 03:08:02.159
:عمل هم سه جزء دارد
اقدام کردن، دست به کار شدن، به انجام رساندن

03:08:02.330 --> 03:08:04.330
پس دخترک خودش را به عمد غرق کرده

03:08:04.499 --> 03:08:07.560
... نه ولي گوش کن رفيق گور کن

03:08:07.729 --> 03:08:09.759
اجازه بده اينجا آب است

03:08:10.800 --> 03:08:13.100
خوب اينجا هم يک آدم، خوب

03:08:15.259 --> 03:08:17.700
اگر اين ادم برود توي اين آب و غرق بشود

03:08:17.859 --> 03:08:20.030
.چه بخواهد چه نخواهد به پاي خودش رفته

03:08:20.199 --> 03:08:21.200
ملتفتي؟

03:08:21.360 --> 03:08:26.329
ولي اگر آب بيايد به طرفش و غرقش بکند
خودش، خودش را غرق نکرده

03:08:26.500 --> 03:08:30.559
پس کسي که مرگش به دست خودش نبوده خودکشي نکرده

03:08:30.730 --> 03:08:34.560
ولي ايا اين چيزها قانون است؟
خوب، بله، قانون وارسي علت مرگ

03:08:35.030 --> 03:08:38.299
ميخواهي حقيقت امر را بداني؟
اگر اين از خانواده بزرگان نبود

03:08:38.460 --> 03:08:40.999
در گورستان مسيحي خاکش نمي کردند

03:08:41.160 --> 03:08:43.499
ها، درست گفتي. دلخوريش بيشتر اينجاست

03:08:43.660 --> 03:08:46.360
که آن کله گنده ها بيشتر از برادرهاي مسيحي شان
در اين دنيا حق دارند

03:08:46.529 --> 03:08:49.459
.خودشان را غرق و حلق آويز بکنند

03:08:49.630 --> 03:08:51.059
.خوب برويم بيل بزنيم

03:08:54.059 --> 03:08:58.700
تو اين دنيا هيچ تبار بزرگي در ميان باغبان ها
و مقني ها و گورکن ها نيست

03:08:58.859 --> 03:09:01.260
اين ها همان کسب و کار حضرت آدم را دارند
مگر آدم از بزرگان بود ؟

03:09:01.429 --> 03:09:03.799
او اول کسي بود که علم و نشان داشت
چه، اصلا نداشت

03:09:04.000 --> 03:09:05.560
هه، مگر کافر شده اي؟

03:09:05.729 --> 03:09:10.899
پس کلام خدا را چه جور ميفهمي؟
تو کلام خدا هست که آدم بيل ميزد

03:09:11.060 --> 03:09:12.660
خوب اگر نشانش نمي دادند مگر ميتوانست بيل بزند؟

03:09:15.630 --> 03:09:17.230
يک چيز ديگر ازت ميپرسم

03:09:17.399 --> 03:09:20.029
اگر جوابم را بيراه دادي به گناهان خودت اقرار بکن

03:09:20.200 --> 03:09:22.430
خوب بگو
آن کيست که از بنا و نجار

03:09:22.599 --> 03:09:25.299
و کشتي ساز محکم تر ميسازد؟

03:09:25.859 --> 03:09:28.030
آن که چوب دار ميسازد

03:09:28.199 --> 03:09:31.429
،براي اينکه هزار نفر هم که بالاش بروند
باز سرپاست

03:09:33.099 --> 03:09:35.259
.راستش از عقل و هوشت خوشم آمد

03:09:35.430 --> 03:09:38.400
چوبه دار خوب است
ولي براي که خوب است؟

03:09:38.559 --> 03:09:40.430
براي آنهايي که کار بد ميکنند

03:09:40.599 --> 03:09:43.960
اما تو هم که مي گويي چوبه دار محکم تر از کليسا
.بنا شده کار بد ميکني

03:09:44.129 --> 03:09:46.759
و چوبه دار ميتواند براي خودت خوب باشد

03:09:46.930 --> 03:09:48.760
.برگرديم به سوال خودمان، بگو

03:09:48.929 --> 03:09:54.499
آن کي هست  که از بنا و نجار
و کشتي ساز محکم تر ميسازد؟

03:09:54.660 --> 03:09:56.859
بله بگو و جانت را خلاص کن
حالا برايت ميگويم

03:09:57.030 --> 03:09:58.560
.زود باش

03:09:59.699 --> 03:10:01.130
.به خدا نميدانم چه بگويم

03:10:01.299 --> 03:10:02.989
ديگر به مغزت فشار نيار

03:10:03.160 --> 03:10:05.959
خر وامانده را هرقدر بزني باز تندتر نمي رود

03:10:06.329 --> 03:10:11.799
،دفعه ديگر که اين سوال را ازت پرسيدند
"بگو "گورکن

03:10:11.960 --> 03:10:14.930
خانه هايي که او ميسازد تا روز قيامت برجاست

03:10:15.800 --> 03:10:20.199
"خوب برو پيش "يوگان

03:10:20.360 --> 03:10:23.960
.يک کوزه آب جو برام بيار

03:10:59.430 --> 03:11:02.529
ولي پيري دزدانه سر رسيد

03:11:02.730 --> 03:11:05.899
مرا در چنگال خود گرفت

03:11:06.060 --> 03:11:09.799
و در دل خاکم فرستاد

03:11:09.989 --> 03:11:12.530
.تو گويي که هرگز نبوده ام

03:11:12.699 --> 03:11:16.400
اين کله هم روزي زباني داشت و ميتوانست
.آواز بخواند

03:11:16.559 --> 03:11:19.900
و اين نا کس چنان به خاکش مي اندازد که گويي آرواره خري است

03:11:20.059 --> 03:11:21.560
!که با آن قابيل مرتکب نخستين قتل شد

03:11:22.399 --> 03:11:26.230
شايد اين جمجمه که اين خر اکنون پرتابش ميکند
از آن سياستمداري باشد

03:11:26.599 --> 03:11:29.529
که خدا را هم ميتوانسته فريب بدهد، آيا ممکن نيست؟

03:11:29.700 --> 03:11:32.429
امکان دارد سرورم
:يا از آن يک درباري که همين قدر مي توانسته بگويد

03:11:32.600 --> 03:11:35.030
خداوندگار عزيز، روزتان به خير
خداوندگار مهربان، مزاج مبارک چطور است؟

03:11:35.399 --> 03:11:38.900
ممکن هم هست کله جناب فلان بوده باشد
که به اين اميد از اسب بهمان تمجيد ميکرده

03:11:39.059 --> 03:11:40.899
،که آن را به او  ببخشد
مگر ممکن نيست؟

03:11:41.060 --> 03:11:42.299
چرا سرورم

03:11:42.460 --> 03:11:44.299
و اينک آشيانه عليا مخدره کرم شده است

03:11:46.060 --> 03:11:50.429
آرواره اش جدا شده و بيل گورکن بر سرش فرود آمده

03:11:50.600 --> 03:11:55.929
اين تحول غريبي است که ما به شوخ طبعي ناظر آن
.شده ايم

03:11:56.100 --> 03:12:01.229
آيا پرورش اين استخوان ها آنقدر هزينه در بر نداشته است
که جز به درد تيله بازي نخورد؟

03:12:02.630 --> 03:12:04.500
.همان انديشه آن استخوان هايم را به درد مي آورد

03:12:04.659 --> 03:12:06.560
اين هم يکي ديگر

03:12:06.729 --> 03:12:09.830
از کجا که کله يک وکيل دعاوي نباشد؟

03:12:09.989 --> 03:12:15.759
کو آن نکته گيزي ها و آن موشکافي ها و آن
دعواها و آن قباله ها و فوت و فن هايش؟

03:12:16.560 --> 03:12:18.459
چطور اکنون تاب مي آورد که اين مردک نتراشده

03:12:18.630 --> 03:12:21.160
با بيل لجن آلودش به سرش بزند

03:12:21.329 --> 03:12:23.760
و از چه رو به جرم ايراد ضرب و جرح به مرافعه دادگستري
تهديدش نميکند؟

03:12:24.500 --> 03:12:28.300
هوم شايد اين يارو در زمان خود خريدار عمده
زمين بوده

03:12:28.459 --> 03:12:31.900
با قباله و قولنامه و مصالحه و ضمانت نامه

03:12:32.059 --> 03:12:34.029
.و احکام اجراييه سر و کار داشته است

03:12:35.259 --> 03:12:40.259
آيا نتيجه مصالحه نامه ها و حاصل احکام اجراييش
همين است

03:12:40.430 --> 03:12:43.399
که کله ظريفش پر از خاک نرم باشد؟

03:12:44.799 --> 03:12:47.399
آيا ضمانت نامه هايش اگرچه دو جانبه بوده باشد
از آن همه زمين هاي خريداري او

03:12:47.560 --> 03:12:52.859
به اندازه درازا و پهناي يک جفت قباله را برايش تضمين ميکند؟

03:12:53.030 --> 03:12:57.499
سند انتقال زمين هايش به زحمت اگر در اين گودال جا بگيرد

03:12:57.660 --> 03:13:00.399
ولي آيا صاحبشان هم نبايد جايي
بيش از اين داشته باشند، ها؟

03:13:00.560 --> 03:13:02.929
همين و نه ذره اي بيش، سرورم

03:13:03.100 --> 03:13:05.460
آيا کاغذ پوستي را از چرم گوسفند درست نمي کنند؟

03:13:05.629 --> 03:13:08.630
چرا سرورم و همچنين از چرم گوساله

03:13:08.799 --> 03:13:11.930
گوسفند و گوساله کساني هستند که
بر اين کاغذها اعتماد مي کنند

03:13:56.059 --> 03:13:57.860
!چه مردک نکته سنجي است

03:13:58.029 --> 03:14:01.199
بايد در حرف زدن دقيق بود وگرنه
با سخنان دوپهلو ما را مي پيچاند

03:14:01.360 --> 03:14:04.330
به خدا "هوراشيو" در اين سه ساله من توجه يافته ام

03:14:04.499 --> 03:14:07.860
مردم اين روزگار چنان خرده گير شده اند
که شست پاي عوام

03:17:16.060 --> 03:17:18.859
هوراشيو" خواهش دارم يک چيز را تو به من بگو"
چه چيزي را سرورم؟

03:17:19.030 --> 03:17:22.729
گمان ميکني اسکندر هم زير خاک به همچو
شکلي در آمده باشد؟

03:17:22.900 --> 03:17:24.699
درست همين

03:17:25.530 --> 03:17:27.059
!و همين جور بو ميداد؟ پيف

03:17:27.229 --> 03:17:28.259
درست همين، سرورم

03:17:28.929 --> 03:17:33.159
هوراشيو"  به چه مصارف پستي ممکن است"
!به کارمان ببرند

03:17:34.059 --> 03:17:37.359
براي چه نتوان سرنوشت خاک شريف
اسکندر را در خيال دنبال کرد

03:17:37.530 --> 03:17:40.130
تا آنجا که ببينيم
سوراخ چليکي را با آن گرفته اند
(چليک: بشکه هايي که در آن مشروب نگه ميدارند)

03:17:40.299 --> 03:17:42.800
اين گونه تعمق سرورم زياده کنجکاوي کردن است

03:17:43.430 --> 03:17:46.859
نه به راستي، هيچ چنين نيست
بلکه تا اندازه اي با شکسته نفسي پيجو شدن

03:17:47.030 --> 03:17:49.459
:و به نتيجه محتمل رسيدن است، از اين قرار

03:17:49.829 --> 03:17:53.629
اسکندر مرد، اسکندر به خاک سپرده شد

03:17:53.830 --> 03:17:57.760
اسکندر خاک گشت

03:17:57.929 --> 03:18:00.429
خاک را گل مي کنند و با اين گل...

03:18:00.600 --> 03:18:05.099
که او بدان صورت درآمده براي چه نتوان سوراخ
يک چليک آبجو را بست؟

03:18:06.260 --> 03:18:11.700
قيصر پر صولت، پس از آنکه مرد و خاک شد

03:18:11.859 --> 03:18:16.499
سوراخي را بدو بستند تا باد به درون نوزد

03:18:17.230 --> 03:18:20.860
آه اين خاک

03:18:21.029 --> 03:18:24.259
که روزي مايه وحشت جهاني بود

03:18:24.629 --> 03:18:29.129
وصله ديواري شد که راه بر سوز زمستاني بگيرد

03:24:17.799 --> 03:24:20.900
اين را که شنيديد آقا
حال آنکه مطلب ديگر را گوش کنيد

03:24:21.059 --> 03:24:23.860
شرايط و احوال همه را لابد به ياد داريد؟
به ياد دارم سرورم

03:24:24.030 --> 03:24:27.929
آقا در دلم مبارزه اي در گرفته بود که
خواب را بر من حرام ميکرد

03:24:28.099 --> 03:24:30.729
حالي داشتم بدتر از حال شورشياني که در
غل و زنجير مانده اند

03:24:30.900 --> 03:24:33.729
...ولي تهور نمودم و چنين تهوري مبارک باد

03:24:33.900 --> 03:24:38.160
،و بايد دانست که گاه بي خردي
آنجا که ژرف ترين تدبيرها عقيم مي ماند

03:24:38.329 --> 03:24:41.129
به کارمان مي آيد

03:24:41.300 --> 03:24:47.600
و همين مي بايد به ما بياموزد که خدايي هست که

03:24:47.759 --> 03:24:50.500
.به مقاصد خام و ناتراشيده مان شکل ميدهد
يقين کامل است

03:24:50.659 --> 03:24:53.660
من، نيم تنه دريانوردي بر دوش در تاريکي از اتاقک خود کورمال بيرون رفتم

03:24:53.829 --> 03:24:57.360
تا پيداشان کنم و کامياب شدم و بسته شان را ربودم

03:24:57.529 --> 03:24:59.900
.و سرانجام به اتاق خود بازآمدم

03:25:00.059 --> 03:25:03.359
نگراني هايم رعايت آداب را به دست فراموشي سپرده بود

03:25:03.530 --> 03:25:09.060
"و من گستاخي را بدانجا رساندم که مهر از فرمان مأموريتشان برگرفتم و نشانه عذر شاه را "هوراشيو

03:25:09.229 --> 03:25:11.399
،در آن خواندم

03:25:11.560 --> 03:25:16.200
و آن چنان بود که در ميان همه گونه عبارت پردازي

03:25:16.359 --> 03:25:19.989
،درباره مصالح دانمارک و انگلستان

03:25:20.160 --> 03:25:25.159
و اينکه چه ديو وحشتناکي در من لانه کرده است
به صراحت دستور ميداد

03:25:25.330 --> 03:25:27.699
،که به مجرد ديدن نامه و بي يک دم تاخير
حتي آنقدر که براي تيز کردن تبر لازم است

03:25:27.860 --> 03:25:30.599
سرم را از تنم جدا کنند
همچو چيزي آيا ممکن است؟

03:25:30.760 --> 03:25:32.899
.اينک ان فرمان که در فرصت بهتري خواهي خواند

03:25:33.060 --> 03:25:35.660
ولي آيا ميخواهي بداني من چه کردم؟
.استدعا ميکنم

03:25:35.829 --> 03:25:38.729
من که خودم را بدين سان در تارهاي دام سيه کاري گرفتار مي ديدم

03:25:38.900 --> 03:25:41.930
پيش از انکه بتوان پيشگفتاري بپردازم

03:25:42.099 --> 03:25:44.059
مغزم نمايشنامه را آغاز کرد

03:25:44.230 --> 03:25:48.899
نشستم و فرمان ديگري در قلم آوردم و پاکنويس کردم

03:25:49.060 --> 03:25:51.400
زماني بود که من مانند سياستمداران

03:25:51.559 --> 03:25:55.630
هنر خوشنويسي را تحقير مي کردم و
چه زحمت ها کشيدم که آن را فراموش کنم

03:25:55.799 --> 03:25:59.629
.ولي آقا آنجا خدمت جانانه اي به من کرد

03:25:59.800 --> 03:26:02.060
آيا ميخواهيد بدانيد چه نوشتم؟
بله خداوندگار عزيزم

03:26:02.259 --> 03:26:04.929
:تقاضاي موکدي از جانب شاه بدين قرار

03:26:05.099 --> 03:26:07.699
از آنجا که انگلستان باجگذار وفادار اوست

03:26:07.859 --> 03:26:10.530
از آنجا که فرشته صلح ميبايد به سان نخل سرسبز بماند

03:26:10.729 --> 03:26:13.259
از آنجا که دوستي في مابين مي بايد همواره تاجي از خوشه هاي گندم به سر داشته باشد

03:26:13.430 --> 03:26:15.460
و به سان رشته اي دوستي شان را به هم پيوند دهد

03:26:15.629 --> 03:26:19.229
و بسي از "آنجا" هاي ديگر که
...همه داراي همچو مضامين مهمي بود

03:26:19.400 --> 03:26:22.260
باري به ديدن اين نامه و آگاهي از مفاد آن

03:26:22.429 --> 03:26:25.260
مي بايد بي گفتگو و بي چون و چند

03:26:25.429 --> 03:26:30.430
آورندگان نامه را سر از تن جدا کند

03:26:30.599 --> 03:26:32.899
و حتي فرصت اعتراف به گناهان بديشان ندهد
اما نامه را چگونه مهر کرديد؟

03:26:33.060 --> 03:26:34.859
خوب در اين کار هم خدا ياري کرد

03:26:35.030 --> 03:26:37.300
من مهر پدرم را که مهر دولتي دانمارک

03:26:37.459 --> 03:26:39.729
از روي آن ساخته شده در کيف خود داشتم

03:26:39.900 --> 03:26:42.060
از اين رو نامه را مانند آن ديگري تا کردم

03:26:42.229 --> 03:26:45.799
و عنوانش را نوشتم و مهر بر آن نهادم
و بي دردسر به جاي خود باز بردم

03:26:45.960 --> 03:26:48.129
بي آنکه راز اين تعويض برملا گردد

03:26:48.300 --> 03:26:50.029
و اما روز ديگر آن نبرد دريايي در گرفت

03:26:50.200 --> 03:26:52.460
و آنچه هم پس از آن روي نمود، تو خود ميداني

03:27:17.000 --> 03:27:19.530
اينک آيا به نظرت نمي آيد که وظيفه اي بر دوش من است؟

03:27:19.699 --> 03:27:22.830
آن که شاهم را کشته، مادرم را به فحشا کشانده

03:27:22.989 --> 03:27:25.400
ميان من و تاج و تخت حايل شده

03:27:25.599 --> 03:27:28.799
و با چنين دغلکاري قصد جان من کرده

03:27:28.960 --> 03:27:32.359
چنين کسي آيا به حق نبايد از اين بازو کيفر ببيند؟

03:27:32.530 --> 03:27:34.659
و اگر بگذارم اين زخم خوره در زيانکاري خود
همچنان پيشروي کند

03:27:34.830 --> 03:27:38.500
آيا خود را شايسته نفرين و لعنت نکرده ام؟

03:28:32.899 --> 03:28:35.660
،پس همانقدر به فيض آسماني نزديکتري
زيرا شناختنش گناه است

03:28:35.829 --> 03:28:37.859
زمين هاي وسيعي دارد که حاصلخيز هم هست

03:28:38.030 --> 03:28:41.659
کافي است حيواني بر مشتي حيوان ديگر سرور باشد
تا آخورش را سر ميز شاه ببندند

03:28:41.830 --> 03:28:46.200
زغني بيش نيست ولي همچنانکه گفتم
مالک زمين هاي پهناوري است

03:29:29.299 --> 03:29:33.030
قربان، به تازگي "لايرتيس" به دربار آمده است

03:29:33.199 --> 03:29:36.459
باور بفرماييد آزاد مرد کاملي است

03:29:36.640 --> 03:29:38.550
،به داشتن بالاترين خصايل نيکو ممتاز

03:30:29.229 --> 03:30:30.529
.چرا آقا به راستي خواهيد فهميد

03:30:33.659 --> 03:30:35.699
نام بردن از "لايرتيس" ؟
چنته اش ديگر خالي شده

03:30:35.860 --> 03:30:37.460
سکه هاي زرين گفتارش همه را خرج کرده است

03:30:37.659 --> 03:30:38.700
بله، آقا، خود او

03:30:43.920 --> 03:30:46.300
...قربان بي اطلاع نيستيد که "لايرتيس" داراي چه مهارتي است

03:30:46.459 --> 03:30:49.359
من ياراي اعتراف بدان ندارم
يا مبادا خود را در مهارت با وي برابر نهاده باشم

03:30:49.530 --> 03:30:51.530
چه براي خوب شناختن ديگران بايد خود را شناخت

03:30:51.700 --> 03:30:53.199
قربان! منظورم مهارت او در به کار بردن سلاح است

03:30:53.360 --> 03:30:57.199
اگر آنچه درباره اش گفنه ميشود راست باشد
در اين زمينه او بي همتاست

03:31:27.000 --> 03:31:29.699
مي دانستم که پيش از پايان سخنتان ناچار به حواشي
متوسل خواهيد شد

03:31:37.759 --> 03:31:40.699
بگذريم. شد شش اسب عربي در برابر شش شمشير فرانسوي

03:31:40.860 --> 03:31:44.659
و سه محمل با نقشي بسيار بديع

03:31:44.830 --> 03:31:46.800
.كالسكه‌ها -
.كالسكه‌ها... -

03:31:46.959 --> 03:31:49.299
داو (شرط) فرانسوي در مقابل دانمارکي

03:33:00.829 --> 03:33:03.129
مرغ زيبا ميرود و پوست تخم به سرش است

03:33:03.300 --> 03:33:05.989
!پيش از مکيدن پستان مادر هم مي بايد هزارگونه تعارف و تملق با آن کرده باشد

03:33:06.160 --> 03:33:10.830
او مثل بسيار کسان از همين قماش که روزگار بي مايه شيفته اطوارشان کرده است

03:33:10.989 --> 03:33:14.960
کاري جز اين نکرده که به رنگ زمان درآيد و ظاهر
آدابداني بر خود بپوشد

03:33:15.129 --> 03:33:16.759
و نو عي اندوخته از

03:33:16.930 --> 03:33:20.699
تفاله معتقدات ساده لوحانه و بادخورده فراهم آورد

03:33:20.860 --> 03:33:24.629
ولي همين قدر براي آزمايش پفي بکنيد
و همه اين حباب ها خواهد ترکيد

03:38:03.899 --> 03:38:05.259
!شمشيرهاي بازي را به ما بدهيد، زود

03:38:05.630 --> 03:38:08.399
خوب يکي هم به من بدهيد
لايرتيس" من جلاي آيينه تان خواهم بود"

03:38:08.560 --> 03:38:13.130
در براب نا آزمودگي من هنرنمايي تان همچون ستاره
در تاريکي شب

03:38:13.299 --> 03:38:14.800
درخشش بيشتري خواهد يافت

03:38:14.959 --> 03:38:18.929
ريشخند مي فرماييد، قربان
نه به جان خودم

03:38:19.099 --> 03:38:20.930
آزريک" جوان شمشيرها را به ايشان بدهيد"

03:38:24.900 --> 03:38:26.629
برادرزاده ام هملت ميدانيد ما چه شرطي بسته ايم؟

03:38:26.800 --> 03:38:29.999
بله سرورم. اعليحضرت به حريف ضعيفتر امتياز داده اند

03:38:30.160 --> 03:38:32.459
باکي نيست. من هردوتان را ديده ام

03:38:32.630 --> 03:38:36.799
،ولي چون او پيشرفت هايي داشته
اين امتياز از آن رو بوده است

03:38:36.960 --> 03:38:38.860
اين بسار سنگين است
يکي ديگر بدهيد ببينم

03:38:41.029 --> 03:38:43.959
براي من اين يکي خوب مناسب است
اين شمشيرها آيا همه به يک قد هستند؟

03:38:44.130 --> 03:38:46.229
البته خداوندگار عزيزم

03:38:46.799 --> 03:38:49.759
تنگ هاي شراب را روي آن ميز بگذاريد

03:38:50.099 --> 03:38:56.259
اگر هملت نخستين يا دومين ضربه را زد يا در پاسخ
سومين ضربه برابر کرد

03:38:56.700 --> 03:38:59.960
!بگذار تا توپ هاي ما همه شليک کنند

03:39:00.199 --> 03:39:03.860
شاه براي نفس بلند هملت خواهد نوشيد

03:39:04.029 --> 03:39:09.029
و مرواريد زيبايي در جام خواهد افکند

03:39:09.200 --> 03:39:11.730
که از آنچه چهار شاه دانمارک به دنبال هم

03:39:11.899 --> 03:39:14.300
بر تاج خود داشته اند، گرانبهاتر است

03:39:14.459 --> 03:39:15.660
جام ها را به من بدهيد

03:39:15.829 --> 03:39:19.699
و بگذار تا دهل زنان به شيپورچيان

03:39:19.860 --> 03:39:22.329
:و شيپورچيان به توپچيان بيرون و توپ ها به اسمان و زمين بگويند که

03:39:22.500 --> 03:39:27.129
"شاه اينک به سلامت هملت مينوشد"

03:39:31.900 --> 03:39:36.200
خوب دست به کار شويد
و شما داوران هم

03:39:36.359 --> 03:39:37.899
چشم خود را باز کنيد

03:39:38.060 --> 03:39:40.299
آماده آقا
آماده سرورم

03:40:01.930 --> 03:40:03.200
باشد، از سر بگيريم

03:40:38.600 --> 03:40:40.030
آماده

03:40:45.629 --> 03:40:46.959
بله

03:42:09.029 --> 03:42:12.899
هملت شهبانو به اقبال تو مينوشد

03:42:13.060 --> 03:42:14.060
بانوي گرامي

03:42:14.229 --> 03:42:15.960
"گرترود"

03:43:21.899 --> 03:43:23.129
!به ما حمله شده است

03:43:41.650 --> 03:43:43.649
پس اينطور ميگوييد؟

03:45:24.730 --> 03:45:29.000
.اوه، ابله وار در دام خودم گرفتار شدم

03:45:29.159 --> 03:45:32.699
سزاي من اين است که از خيانت کاري خود بميرم

03:46:22.799 --> 03:46:25.930
حيله ناپسند من وبال خود من شد

03:46:26.300 --> 03:46:28.600
ها، اينک چنان افتاده ام که هرگز برنخيزم

03:46:29.299 --> 03:46:30.900
مادرت مسموم شد

03:46:31.629 --> 03:46:33.929
ديگر توش و توان ندارم

03:48:22.329 --> 03:48:26.599
!تو اي شهبانوي بدبخت، بدرود

03:48:39.130 --> 03:48:43.330
ولي مرگ، اين قاضي سنگدل در احکامش
چون و چرا روا نمي دارد

03:48:43.499 --> 03:48:46.029
اوه، مي توانستم به شما بگويم

03:48:46.210 --> 03:48:47.800
.ولي بگذريم

03:51:42.960 --> 03:51:47.129
!اين چه کشتاري است

03:51:48.429 --> 03:51:50.699
...اي مرگ خيره سر

03:51:51.329 --> 03:51:53.529
در مکمن جاويد تو چه ضيافتي در پيش است

03:51:53.700 --> 03:51:59.660
که بدين سان به يک ضربت خونين اين همه
شاهزادگان را از پا در افکنده اي؟

03:52:09.700 --> 03:52:12.330
...منظره شومي است

03:52:12.829 --> 03:52:16.500
و خبرهايي که ما از انگلستان آورده ايم دير رسيده است

03:52:18.989 --> 03:52:23.700
آن گوشها که مي بايست سخنان ما را بشنود

03:52:23.859 --> 03:52:27.059
و از ما آگهي يابد که دستورهايش همه به اجرا درآمده است

03:52:27.330 --> 03:52:30.530
"و "روزنکرانتر" و "گيلدنسترن

03:52:31.359 --> 03:52:32.699
...کشته شده اند

03:52:35.000 --> 03:52:36.960
چه کسي ما را سپاس خواهد داشت؟

03:52:37.129 --> 03:52:39.330
،اگر هم او زنده بود و مي توانست

03:52:40.129 --> 03:52:43.230
باز از دهان او شما سخني به امتنان نمي شنيديد

03:52:43.399 --> 03:52:46.200
چه او هرگز به مرگشان فرمان نداده بود

03:52:46.730 --> 03:52:48.760
...ولي حال که

03:52:48.929 --> 03:52:53.859
همزمان با اين حادثه خونين

03:52:54.829 --> 03:52:56.359
شما از جنگ هاي لهستان

03:52:57.560 --> 03:52:59.860
و شما از انگلستان بدينجا رسيده ايد

03:52:59.959 --> 03:53:02.529
دستور بدهيد که اين پيکرهاي بي جان

03:53:02.700 --> 03:53:06.400
بر سکوهاي بلند در معرض ديد همگان نهاده شود

03:53:07.030 --> 03:53:09.000
و بگذاريد تا من

03:53:09.159 --> 03:53:12.599
به جهانيان که هنوز بي خبر مانده اند بگويم اين همه
.چگونه وقوع يافت

03:53:12.860 --> 03:53:14.430
آري من با شما سخن خواهم گفت

03:53:14.599 --> 03:53:17.929
از اعمال شهواني

03:53:18.100 --> 03:53:19.600
و خونين

03:53:20.829 --> 03:53:23.300
،و خلاف طبيعت

03:53:24.930 --> 03:53:27.299
از داوري هاي سرسري

03:53:28.229 --> 03:53:29.460
و کشتارهاي تصادفي

03:53:29.959 --> 03:53:33.429
و مرگ هايي
که به حيله سازي يا به علتي قهري صورت گرفت

03:53:34.559 --> 03:53:36.560
و از دسيسه هاي ناشيانه

03:53:36.930 --> 03:53:39.429
که در اين لحظه گره گشايي دامنگير
.مبتکران آن گرديد

03:53:41.259 --> 03:53:43.529
من همه اين را

03:53:43.700 --> 03:53:45.159
.مي توانم به درستي بيان کنم

03:53:45.330 --> 03:53:48.229
در شنيدن آن شتاب کنيم

03:53:48.399 --> 03:53:51.000
و سرشناس ترين بزرگان را بدينجا فرا خوانيم

03:53:51.500 --> 03:53:53.029
...و اما آنچه به من راجع است

03:53:53.200 --> 03:53:57.760
من با اندوه بخت خود را در بر ميگيرم

03:54:28.300 --> 03:54:31.960
ولي بگذاريد تا اين کار هم اکنون که جان ها

03:54:32.129 --> 03:54:34.329
.در سراسيمگي و سرگشتگي است صورت گيرد

03:54:34.500 --> 03:54:39.430
مبادا که بر اثر توطئه ها و اشتباهات
.باز بدبختي هاي بيشتري فرا رسد

03:56:49.000 --> 03:56:59.000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

03:56:59.010 --> 03:57:29.010
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top